جامعه ی ایران بیش از هر زمان دیگری به گفتوگو درباره آزادی، عدالت، امر مشترک و آینده نیاز دارد. اگر میراثی از شریعتی هنوز زنده باشد، همین دعوت به مسئولیتپذیری و تعهد ، نقد قدرت و حساسیت نسبت به درد و رنج انسانی است که دارای پوست و گوشت و خون است. مسئله ی امروز ایران دیگر «چگونه انقلاب کنیم؟» نیست؛ بلکه «چگونه جامعهای بسازیم که بتواند آزادانه، عادلانه و بدون بازتولید سلطه با خود و آیندهاش گفتوگو کند؟» این پرسشی است که شریعتی همچنان میتواند ما را به اندیشیدن درباره آن فرا بخواند.