
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: از سال ۱۳۹۸ به بعد، دیماه دیگر صرفاً آغاز زمستان نبود. تقویم، هر سال در این ماه به نقطهای میرسد که حافظه جمعی ایرانیان و بخشی از مردم منطقه، ناگزیر به عقب بازمیگردد؛ به بامداد سیزدهم دیماه و خبری که با سرعت در رسانههای داخلی و خارجی منتشر شد. خبری کوتاه، اما سنگین: ترور فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فرودگاه بغداد.
ساعت حدود ۱:۲۰ بامداد بود که فرودگاه بغداد به صحنه حملهای هدفمند تبدیل شد؛ حملهای که نهتنها یک فرمانده نظامی، بلکه جمعی از همراهان نزدیک او را نیز هدف قرار داد. در نخستین ساعات انتشار خبر، تمرکز رسانهها بر یک نام بود؛ اما با دقت در فهرست شهدا، اسامی دیگری نیز دیده میشد؛ نامهایی ایرانی و عراقی که سالها در مأموریتهای مختلف، در میدانها و سفرها، در کنار حاج قاسم سلیمانی حضور داشتند.
این واقعه، عزایی مشترک را میان دو ملت رقم زد. فرماندهان و نیروهایی از ایران و عراق که در سالهای طولانی، در جبههای واحد تعریف میشدند، اینبار در نقطهای واحد به پایان راه رسیدند. همراهیای که برای برخی از آنان، صرفاً یک مسئولیت سازمانی یا مأموریت مقطعی نبود، بلکه انتخابی آگاهانه بود که مسیر زندگیشان را تغییر داد و به سرنوشتی مشترک انجامید.
این گزارش، نگاهی دارد به بخشی از این همراهان؛ افرادی که برخی از آنان موضوع کتاب و روایت مکتوب شدهاند و برخی دیگر هنوز کمتر شناخته شدهاند. تمرکز این گزارش بر همان همراهی است؛ همراهیای که در نهایت، در فرودگاه بغداد به نقطه پایان رسید.

فرمانده نیروهای مردمی عراق
ابومهدی المهندس با نام اصلی جمال جعفر محمدعلی آلابراهیم، متولد سال ۱۹۵۴ در بصره، از پدری عراقی و مادری ایرانی بود. او تحصیلات خود را در رشته مهندسی عمران به پایان رساند و پس از طی دوره سربازی، فعالیت حرفهای خود را بهعنوان مهندس عمران در مؤسسه عمومی آهن و فولاد بصره آغاز کرد. مسیر زندگی او اما بهتدریج از کار فنی به فعالیتهای سیاسی و نظامی تغییر جهت داد و بعدها در مقطع کارشناسی ارشد علوم سیاسی نیز تحصیل کرد.
در اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی، المهندس به حزب دعوت اسلامی عراق پیوست و همزمان آموزشهای فقهی خود را در دفتر آیتالله سید محسن حکیم دنبال کرد. با روی کار آمدن صدام حسین و تشدید فشارها بر نیروهای مذهبی شیعه، او در سال ۱۹۸۰ عراق را ترک و وارد ایران شد. در ایران، بهصورت داوطلبانه در دفاع مقدس حضور یافت و تحت فرماندهی سپاه بدر، در عملیاتهایی چون خیبر، قدس ۴ و کربلای ۲ مشارکت کرد.
تجربه میدانی و توان سازماندهی، المهندس را به یکی از چهرههای اثرگذار نیروهای بدر تبدیل کرد و در سال ۲۰۰۱ به فرماندهی این نیروها رسید. پس از ظهور داعش و صدور فتوای آیتالله سیستانی برای تشکیل بسیج مردمی، او نقش محوری در سازماندهی نیروهای حشدالشعبی ایفا کرد و بهعنوان جانشین فرمانده، در اغلب جبههها حضور داشت. این نقش فعال، نام او را در فهرست تحریمها و اهداف ایالات متحده قرار داد.

«جمال»/ شهلا پناهی/ سوره مهر
کتاب «جمال» نوشته شهلا پناهی، از معدود آثاری است که تلاش کرده زندگی ابومهدی المهندس را نه صرفاً در قالب یک فرمانده نظامی، بلکه بهعنوان یک کنشگر سیاسی ـ اجتماعی در بستر تحولات معاصر عراق روایت کند. این کتاب، مسیر زندگی جمال جعفر محمدعلی آلابراهیم را از تولد در بصره تا رسیدن به جایگاه جانشین فرمانده حشدالشعبی، بهصورت خطی و مستند دنبال میکند.

محافظ وفادار فرمانده نیروی قدس
شهید وحید زمانینیا متولد ۳۰ تیر ۱۳۷۱ در محله اتابک تهران بود. او پس از پایان تحصیلات اولیه، به نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست؛ حضوری که همزمان با تشدید بحرانهای امنیتی در سوریه و عراق رقم خورد. زمانینیا در سالهای حضور داعش، بارها به سوریه اعزام شد و در شمار نیروهای فعال در جبهههای مختلف قرار گرفت.
پس از فروکشکردن درگیریها و بازگشت نسبی ثبات، او به تیم حفاظت حاج قاسم سلیمانی ملحق شد و در سالهای پایانی عمر سردار، در اغلب سفرها و مأموریتها در کنار او حضور داشت. بامداد ۱۳ دی ۱۳۹۸، وحید زمانینیا به همراه حاج قاسم سلیمانی و دیگر همرزمان، در حمله تروریستی فرودگاه بغداد به شهادت رسید. او هنگام شهادت ۲۷ سال داشت و تنها دو ماه از عقد ازدواجش گذشته بود.

«قاسم حاج قاسم»/ زینب مولایی/ انتشارات روایت فتح
کتاب «قاسم حاج قاسم» نوشته زینب مولایی، اثری است با ساختار زندگینامه داستانی که بخشی از آن به روایت زندگی شهید وحید زمانینیا اختصاص دارد. نویسنده در این کتاب، تلاش کرده با استفاده از زبان روایت، تجربه زیسته یک محافظ جوان را در کنار فرمانده نیروی قدس به تصویر بکشد. تمرکز کتاب بر سالهای پایانی عمر حاج قاسم است و وحید زمانینیا بهعنوان یکی از شخصیتهای محوری این بخش معرفی میشود.
در این اثر، خواننده با نحوه انتخاب وحید زمانینیا بهعنوان محافظ حاج قاسم آشنا میشود؛ انتخابی که بر اساس سابقه حضور او در سوریه و تجربه مدافعان حرم صورت گرفته است. کتاب، رابطه حرفهای و انسانی میان فرمانده و محافظ را از خلال خاطرات و صحنههای کوتاه روایت میکند و تصویری از زندگی در سایه مأموریتهای امنیتی ارائه میدهد

«من محافظ حاج قاسمم»/ هاجر پور واجد/انتشارات شهید کاظمی
کتاب «من محافظ حاج قاسمم» اهمیت ویژهای دارد؛ چرا که روایت آن از زبان خود شهید وحید زمانینیا بیان میشود. این کتاب، از تولد و خانواده آغاز میشود و بهتدریج به اعزامهای مکرر به سوریه، سختیهای مأموریت و نگاه شخصی او به مفهوم حفاظت میرسد. در این روایت، حفاظت از حاج قاسم صرفاً یک وظیفه سازمانی نیست، بلکه مسئولیتی اخلاقی و اعتقادی معرفی میشود.
«من محافظ حاج قاسمم» با تمرکز بر جزئیات روزمره، اضطرابها، لحظات خطر و سبک زندگی یک محافظ، تصویری کمتر دیدهشده از پشتصحنه مأموریتهای امنیتی ارائه میدهد و از این منظر، یکی از منابع مهم برای شناخت نقش محافظان در کنار فرماندهان ارشد بهشمار میرود.

پاسدار و مدافع امنیت
شهید هادی طارمی نزدیک به ۱۶ سال در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خدمت کرد و سالها از اعضای تیم حفاظت حاج قاسم سلیمانی بود. او در آستانه ۴۰ سالگی، در جریان حمله تروریستی فرودگاه بغداد به شهادت رسید.

«فصل رسیدن» / الهه آخرتی/ انتشارات روایت فتح
کتاب «فصل رسیدن» نوشته الهه آخرتی، زندگینامه داستانی شهید هادی طارمی است که روایت خود را از خانواده آغاز میکند. این کتاب، برخلاف روایتهای متعارف، تمرکز اصلیاش را بر مادر خانواده قرار داده و زندگی هادی طارمی را در بستر تجربههای یک خانواده شهیدپرور روایت میکند.
بخشهای ابتدایی کتاب، به دهه ۶۰ و شهادت برادر هادی طارمی میپردازد و تأثیر این واقعه بر شکلگیری شخصیت هادی را بررسی میکند. نویسنده، با روایتهای مادرانه، فضایی عاطفی اما کنترلشده میسازد که در ادامه، به زندگی حرفهای هادی طارمی در سپاه و تیم حفاظت حاج قاسم سلیمانی پیوند میخورد. «فصل رسیدن» بیش از آنکه یک روایت صرفاً نظامی باشد، کتابی درباره خانواده، صبر و تداوم یک مسیر است.

«به رنگ حبیب»/ صادق عباسی ولدی/ انتشارات شهید کاظمی
کتاب «به رنگ حبیب» نوشته صادق عباسی ولدی، بهصورت مشخصتر به سالهای حفاظت هادی طارمی از حاج قاسم سلیمانی میپردازد. این کتاب، از مجموعه «محافظان آسمانی» است و تلاش میکند نقش محافظان را بهعنوان حلقهای کمتر دیدهشده اما حیاتی در کنار فرماندهان برجسته کند.
«به رنگ حبیب» با استفاده از خاطرات، روایتهای کوتاه و توصیف موقعیتهای حساس، نشان میدهد چگونه همراهی چندساله هادی طارمی با حاج قاسم، به رابطهای عمیق و مبتنی بر اعتماد متقابل تبدیل شد؛ رابطهای که سرانجام، به شهادت هر دو در یک واقعه انجامید.

همراه شجاع در خطوط مقدم
شهید محمد شیبانی از خانوادهای برخاسته بود که مفهوم مبارزه و جهاد را پیش از او تجربه کرده بودند. پدرش از نیروهای سپاه بدر بود که در مقابله با رژیم بعث عراق به شهادت رسید. خود او نیز، با وجود تعلق خاطر به خانواده و تنها فرزندش، مسیر همراهی با حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس را انتخاب کرد و در همان حمله تروریستی فرودگاه بغداد به شهادت رسید.

«خوابهای ناتمام»/ الهه آخرتی/ انتشارات روایت فتح
کتاب «خوابهای ناتمام؛ زندگینامه داستانی اطیاف زبیدی همسر شهید محمد شیبانی» نوشته الهه آخرتی، اثری است که از زاویهای متفاوت به واقعه فرودگاه بغداد نگاه میکند. محور اصلی کتاب، زندگی اطیاف زبیدی است؛ زنی جوان که زندگیاش با جنگ، آوارگی و شهادت گره خورده است.
در این کتاب، زندگی محمد شیبانی از خلال روایت همسرش بازخوانی میشود. نویسنده، به پیشینه خانوادگی شهید، شهادت پدر و تأثیر آن بر انتخابهای او میپردازد و سپس، همراهی محمد شیبانی با حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس را در قالب خاطرات و روایتهای غیرمستقیم بازتاب میدهد.
«خوابهای ناتمام» فراتر از یک زندگینامه فردی، تصویری از جامعه عراق در سالهای جنگ، اردوگاههای آوارگان و تبعات اجتماعی ترور را ارائه میدهد. این کتاب، روایت یک خانواده نیست؛ بلکه بخشی از تاریخ معاصر عراق است که از دریچه زندگی یک زن و یک شهید دیده میشود.

مخزن اسرار فرمانده
حسین پورجعفری، متولد ۱۳۴۲ کرمان، نزدیکترین فرد به حاج قاسم سلیمانی بود و به او لقب «مخزن اسرار» داده شد. در مأموریتهای داخلی و خارجی، از امدادرسانی به محرومان تا جنگ ۳۳ روزه لبنان و مقابله با داعش، او نقش کلیدی داشت و اعتماد کامل فرمانده را همراه خود داشت.

«دلبافته»/ مریم علی بخشی/انتشارات خط مقدم
کتاب «دلبافته» نوشته زهرا قاسمی، همسر شهید حسین پورجعفری، یکی از مهمترین منابع مکتوب درباره نزدیکترین یار حاج قاسم سلیمانی است. این کتاب، روایت زندگی مشترک، سالهای طولانی مأموریت و همراهی مداوم پورجعفری با حاج قاسم را از زاویهای خانوادگی و در عین حال مستند بازگو میکند.
در «دلبافته»، خواننده با پشتصحنه مأموریتها، دوریهای مکرر، اضطرابهای همسران و فضای زندگی در کنار یک فرمانده میدانی آشنا میشود. کتاب، بدون ورود مستقیم به تحلیلهای نظامی، نقش پورجعفری را بهعنوان دستیار ویژه و امین اسرار حاج قاسم برجسته میکند.
این اثر، نشان میدهد همراهی با حاج قاسم، تنها در میدان جنگ خلاصه نمیشد، بلکه به معنای زندگی در سایه مأموریتهای دائمی و تصمیمهای بزرگ بود. «دلبافته» از این منظر، سندی اجتماعی از زندگی خانوادههای نیروهای نیروی قدس محسوب میشود

سرتیم حفاظت و مدافع جان
شهروز مظفرینیا، متولد ۱۳۵۷ کهک قم، سالها در تیم حفاظت حاج قاسم خدمت کرد و نهایتاً به عنوان سرتیم حفاظت فعالیت میکرد. تلاش او برای حفاظت از فرمانده نیروی قدس، نمونهای از از خودگذشتگی و تعهد در شرایط خطرناک بود و همراهیاش با حاج قاسم تا پایان عمر ادامه یافت.

«هممسیر تا آسمان»/ صادق عباسی ولدی/ انتشارات شهید کاظمی
کتاب «هممسیر تا آسمان» نوشته صادق عباسی ولدی، به زندگی شهید شهروز مظفرینیا میپردازد؛ فردی که سالها در تیم حفاظت حاج قاسم سلیمانی حضور داشت و در نهایت، بهعنوان سرتیم حفاظت فعالیت میکرد. این کتاب، از کودکی و نوجوانی مظفرینیا آغاز میشود و بهتدریج، مسیر او را به سمت حفاظت از فرمانده نیروی قدس ترسیم میکند.
تمرکز اصلی کتاب، بر مفهوم «مسیر مشترک» است؛ مسیری که مظفرینیا را از فعالیتهای مذهبی و قرآنی به میدانهای پرخطر امنیتی رساند. نویسنده، با روایت جزئیات مأموریتها و موقعیتهای حساس، نشان میدهد چگونه حفاظت از حاج قاسم، به بخشی جداییناپذیر از هویت این شهید تبدیل شده بود.
«هممسیر تا آسمان» با پایانبندی خود در واقعه فرودگاه بغداد، حلقه روایت را میبندد و همراهی محافظ و فرمانده را در یک نقطه تاریخی ثبت میکند.
نامهایی که هنوز روایت نشدهاند
در میان شهدای حادثه فرودگاه بغداد، نامهایی چون حیدر علی، محمدرضا الجابری و حسن عبدالهادی نیز دیده میشود؛ افرادی که تاکنون اثر مستقلی درباره زندگی و همراهیشان منتشر نشده است. جای خالی روایت مکتوب از این چهرهها، همچنان در ادبیات معاصر مقاومت احساس میشود.
منبع : خبرگزاری مهر

















































