
خبرگزاری مهر - مجله مهر: پرچم کشورمان، با سه رنگ سبز، سفید و قرمز، با «اللهاکبر»هایی که در حاشیهاش مزین شده و «الله»ی که در میانهاش نشسته، فقط برای قابهای سخنرانیهای انتزاعی و کنفرانسهای بینالمللی نیست. این پرچم، بیش از هر چیز، در لحظههای ساده و روزمره ما مردم معنا پیدا میکند؛ همان جاهایی که چشمها کمتر دنبالش میرود. مثلا بالای دیوار ترکخورده یک مدرسه قدیمی که صدای خنده بچهها در آن پیچیده، بر سردر خانهای ساده در روستایی دورافتاده که نسیم بهاری به آرامی تکانش میدهد، کنار زمین خاکی یک شهر کوچک که صدای بازی و دویدن عصرگاهی را در خود دارد، روی شانههای سربازی که نامش را نمیدانیم اما غرور و امید در نگاهش موج میزند، یا در دستان کودکی که هنوز فرق نماد و سیاست را نمیفهمد و تنها رنگها را میشناسد.
این پرچم، همانگونه که بنان میخواند، در زندگی جاری است؛ در نفسهای روزمره مردم، در لبخندهای پنهان، در لحظههای کوچک و بیصدا. پرچم سهرنگ ایران، همان «ای ایران، ای مرز پرگهری» است که در دلها ریشه کرده؛ همانی که وطن است، جان است، خاک است برای مردمانش.
اما در سالهای اخیر، در سایه فضاسازیهای هدفمند رسانههای معاند و روایتسازیهایی که عمدتاً بیرون از مرزها شکل گرفت، تلاشی آرام مغرضانه برای مخدوشکردن این پیوند تاریخی آغاز شد. در این فضا، اقلیتی محدود و تأثیرپذیرفته از همان روایتها، این گزاره را تکرار کردند که پرچم ایران نه نماد «کشور»، که نماد «حکومت» است؛ تفسیری که بیش از آنکه ریشه در واقعیت اجتماعی داشته باشد، محصول عملیات ذهنی و جنگ روایتهاست و این روایتی که آرامآرام شکل گرفت؛ از گوشهگوشه تجمعات و محافل، در جمعهای کوچک، در شبکههای مجازی و جریانهای رسانهای، جایی که بحثها و حاشیهها به جای واقعیت، رنگ واقعیت میگرفت، صورت گرفت، مثالی عینی از این روند، همان بازی تیم ملی ایران و انگلستان در جام جهانی سال ۱۴۰۱ بود. ایران که با باخت سنگین نتیجه تلخی را رقم زده بود، در حاشیه این بازی تصویری ماندگار در حافظه جمعی خیلی از ما ایرانیها حک شد که جوانی موتورسوار در خیابانهای تهران با پرچم انگلستان بر دوش، پایکوبان و شاد از ناکامی کشورش خوشحال بود و پرچم کشور دیگری را بر دوش انداخته بود، این تصویر، نمادی شد از فاصلهای که روایتها دارند و خطری که وقتی هویت ملی و غرور جمعی ابزار دست جریانهای هدفمند شد که به چه آسانی میتواند در جامعه رخنه کند و رسانههایی همچون اینترنشنال و جریانهای مجازی تلاش کردند جا بیندازند که تیم ملی نماینده ایران نیست.

روایتها به هم نزدیک شدند و دستآویزی شدند برای کسانی که میخواستند اتفاقات مشابه را در ابعادی گستردهتر رقم بزنند. این شد بهانهای برای حمله به پرچم ملی؛ همان نمادی که در روزهای سخت و حتی در زندگی روزمره، هویت، غرور و امید ما را در خود جای داده است، اما حالا در میانه جریانهایی قرار گرفته که قصد دارند آن را به ابزار جدل، تفرقه و شکاف تبدیل کنند.
پرچم، پیش از هر چیز، نماد یک سرزمین است؛ حاصل تاریخ، زبان، فرهنگ و زیست مشترک همه ما. باشد قبول نقد دولتها باید آزاد باشد، حتی تند و رادیکال، اما تعرض به نمادهای ملی خط قرمز هر جامعهای است. اصلا هم بحث تقدسسازی نیست اتفاقا باید به این امر ساده قائل باشیم که بدون نمادهای مشترک، جامعه به مجموعهای از جزایر خشمگین بدل میشود.
دانشگاهها و کرسیهای اندیشه میتوانند محل اعتراض و نقد باشند اما زمانی که اعتراض به نفی نمادهای جمعی میرسد، این مسیر دیگر به اصلاح ختم نمیشود و به انکار میانجامد. آتش زدن پرچم پاسخی به یک مسئله واقعی نیست حتی مسیری برای تغییر نیست بلکه تلاشی است برای زدودن آخرین نشانههای جمعی که یک جامعه را کنار هم نگه میدارد.
پرچم ایران، ملک هیچ دولت یا جناحی نیست؛ نه قابل مصادره است و نه قابل سوزاندن بدون اینکه هزینهای فراتر از سوختن چندثانیهای بر جای بگذارد. چون آنچه در این آتش میسوزد، تکهای پارچه نیست بلکه رشته نازکی است که هنوز جامعهای متکثر را کنار هم نگه داشته است. کسانی که پرچم را به آتش میکشند، نه اعتراض میکنند و نه نقدی ارائه میدهند؛ آنها همان کاری را انجام میدهند که سالهاست رسانهها و اتاقهای فکر بیرونی میخواهند یعنی همان بریدن پیوند عاطفی جامعه با نام، نشان و هویت ملیاش.

تاریخ نشان داده است جوامعی که نمادهای مشترکشان را از دست میدهند، پیش از هر چیز، زبان گفتوگو و ظرفیت جمع شدن کنار هم را از دست میدهند. پرچم ما، فراتر از رنگ و پارچه، یادآور همان چیزی است که ما را کنار هم نگه میدارد.
کسانی که پرچم ایران را به آتش میکشند، نه تنها بیاحترامی کردهاند، بلکه با ناآگاهی و کوتهنگری، تلاش میکنند هویت ملی ما را دستکم بگیرند. آنها نمیدانند یا نمیخواهند بدانند که پرچم، مال هیچ جناح یا حزب خاصی نیست؛ مال مردم است، مال تاریخ و فرهنگ مشترک ما. این رفتار نابودی آگاهانه پیوندهای اجتماعی است و کسانی که چنین میکنند، درست در مسیری قدم گذاشتهاند که دشمنان ایران سالهاست در فضای رسانهای و اجتماعی دنبال میکنند: تضعیف اعتماد جمعی، ایجاد دودستگی و تخریب آخرین پلهای اتصال بین مردم و سرزمینشان
منبع : خبرگزاری مهر

















































