
خبرگزاری مهر، گروه استانها - محمد علی عباس نژاد*: شاهرود امروز درگیر چالشی بزرگ، خاموش و در عین حال ویرانگر شده که مناظری تلخ را آفریده است. نه از سرِ توسعه یا ساختوسازهای ضروری، که از سرِ جهل و طمعِ سوداگرانی که به دنبال «سرابِ گنج»، تیشه به ریشه این کهنبوم میزنند.
کوه «چغلگیر»، صحرای «جلالی»، ارتفاعات «تپال» و کوه «بلوار» همچنین آثار تاریخی نظیر حمام حاج تقی، حمام بازار، آب انبار مدرسه قلعه و... اکنون نه به عنوان نمادهای صلابت، بلکه به عنوان زخمیهای میدانِ جنگ با سوداگرانِ گنج شناخته میشوند.

افرادی که با بیل، کلنگ، پتک و حتی تجهیزات پیشرفتهای چون پیکور، به جانِ صخرههای چند هزار ساله افتادهاند تا شاید ثروتی افسانهای را در دلِ سنگیِ این کوهها بیابند؛ غافل از اینکه این تخریبها، تنها «گنجِ اصلی» که همان هویت، تاریخ و سلامتِ محیطزیست شهر مااست را به تاراج میبرد.
روایت تخریبهایی که فقط فیزیکی نیستند
در این میان، اقدام اخیر در تخریب تختهسنگی موسوم به «چکمه حضرت علی» (ع)، نمونهای بارز از بیپروایی این افراد است ،این سنگ که نزد مردم بومی به دلیل باورهای اعتقادی و نقشِ منتسب به ردپای حضرت علی (ع)، جایگاه ویژهای داشته، به جرمِ داشتنِ این نگاه اعتقادی در دلش، زیر ضربات پتک خرد شده است.
این تنها یک تخریب فیزیکی نیست این دستاندازی به اعتقادات و باورهای فرهنگی مردم منطقهای است که پیوند عمیقی با طبیعتِ خود دارند.
در سوی دیگر، فاجعه در «قلعه ارژنگ» شاهرود ابعاد گستردهتری دارد، این مکان که میتوانست با اندکی تدبیر و حفاظت، به یک سایت تاریخی و گردشگریِ کمنظیر بدل شود و رونقِ اقتصادی پایدار را برای شهرستان به ارمغان بیاورد، اکنون در اثر حفاریهای بیضابطه به ویرانهای بدل شده که دیگر رمقی برای روایتِ تاریخ ندارد،سوداگران گنج با تخریبِ بیرحمانه نمایِ این قلعه، نه تنها فرصتِ شناختِ تاریخِ نیاکانمان را از بین بردهاند، بلکه چشمانداز طبیعیِ منطقه را نیز برای همیشه مخدوش کردهاند.
پرسش بزرگ و دردناک این است که نهادهای مسئول کجا هستند؟ تخریبِ کوهها و میراثِ تاریخیِ یک شهر، موضوعی نیست که بتوان از آن به سادگی گذشت. وقتی یک صخره بزرگ، یک تپه باستانی یا یک ارتفاعِ مشرف به شهر در روز روشن با ابزارهای سنگین حفاری تخریب میشود، آیا نشانی از غفلتِ دستگاههای متولی، بهویژه اداره میراث فرهنگی و یگانهای حفاظتیِ محیطزیست و منابع طبیعی نیست؟

برخوردی نیست
سکوتِ مسئولان در برابر این تخریبها، به مثابه چراغ سبز نشان دادن به سوداگرانِ فرهنگ و محیطزیست است. هر حفاری غیرمجاز، یک زخمِ عمیق بر پیکرِ شاهرود است که با هیچ پولی قابل ترمیم نخواهد بود. آنچه این افراد به دنبالش هستند، جز «سراب» نیست؛ اما آنچه در این فرآیند نابود میکنند، «واقعیتِ» انکارناپذیرِ ثروتِ ملی و میراث فرهنگی ماست.
آنچه امروز قلبِ هر دوستدارِ فرهنگ و طبیعتی را به درد میآورد، تنها عملِ حفارانِ غیرمجاز نیست؛ بلکه سکوتِ سنگین و انفعالِ دستگاههایی است که مسئولیتِ قانونی و شرعیِ حراست از این میراث را بر عهده دارند، این غفلتِ ساختاری که در طول سالها به یک رویه تبدیل شده، باعث شده تا بسیاری از آثار تاریخی شاهرود نه توسط عواملِ طبیعی، بلکه به دلیلِ بیتوجهیِ اداری و فقدانِ برنامههای حفاظتیِ کارآمد، به دست فراموشی سپرده شوند.
بسیاری از این محوطهها و صخرههای تاریخی، اگرچه در فهرست آثار ملی ثبت نشده باشند، اما جزو داراییهای عمومی و هویتِ تاریخیِ این سرزمین هستند. اما متأسفانه نگاهِ «فقطثبتمحور» به میراث فرهنگی، باعث شده تا مسئولانِ ذیربط، بسیاری از این مناطقِ ارزشمند را در حاشیه امنِ بیتوجهی رها کنند.
فقدان نظارت مستمر
وقتی نظارتِ مستمری بر ارتفاعاتِ مشرف به شهر وجود ندارد، وقتی یگانهای حفاظت به گشتزنیهای منظم در مناطقِ حساسِ تاریخی و طبیعی نمیپردازند، عملاً راه برای قانونشکنان هموار میشود.
این که مسئولان تنها پس از تخریبِ کامل یک اثر، اقدام به صدور بیانیههای کلیشهای کنند و یا تنها در نقشِ تماشاچی ظاهر شوند، دردی از شاهرود دوا نمیکند. غفلت در حفاظت از آثار تاریخی، به معنایِ مشارکتِ غیرمستقیم در نابودی آنها است.
زمانی که «قلعه ارژنگ» یا «تختهسنگهای آیینی» به دلیل نبودِ تابلوی راهنما، نبودِ فنسکشیِ حداقلی و عدمِ حضورِ نگهبان یا گشتهای نظارتی، جولانگاهِ پتک و پیکور میشود، یعنی مدیرانِ مربوطه در وظایفِ ذاتیِ خود دچارِ قصورِ آشکار شدهاند.
شهرِ شاهرود، میراثدارِ تاریخی است که میتواند موتورِ محرکِ گردشگریِ پایدار باشد؛ اما با این روندِ غفلت و انفعال، ما در حالِ «تاریخکُشی» هستیم. مسئولانِ مربوطه باید بدانند که سکوتِ امروزِ آنها در قبالِ این تخریبها، به عنوانِ «کارنامه سیاه» در حافظه تاریخیِ مردمِ این شهر ثبت خواهد شد.

انتظار مردم از مسئولان
مردم دیگر نمیپذیرند که نبودِ بودجه یا کمبودِ نیرو را بهانهای برای نابودیِ هویتی بدانند که بازگشتناپذیر است. وقت آن است که مدیریتِ شهری و میراث فرهنگی، از موضعِ انفعال خارج شده و «صیانت از تاریخ» را از یک شعارِ اداری، به یک اقدامِ عملی و شبانهروزی تبدیل کنند.
از مسئولانِ قضایی، انتظامی، و دستگاههای متولی میراث فرهنگی و محیطزیست شهرستان شاهرود تقاضا داریم که این موضوع را از سطح یک گزارش ساده فراتر برده و با تشکیل کارگروه ویژه، برای شناسایی و برخورد قاطع با عاملان این تخریبها اقدام کنند. حفاظت از کوهها و آثار تاریخی، حقِ مسلمِ نسلهای آینده است که ما امروز امانتدارِ آن هستیم.
*پیشکسوت رسانه و فعال فرهنگی و محیط زیست
منبع : خبرگزاری مهر




















![ادعای رسانه سعودی: لبنان و اسرائیل به آتشبس دست یافتند / ادعای ترامپ درباره زمان توافق: اگر اتفاق بیفتد، ممکن است آخر هفته به نتیجه برسد / آنها خیلی به امضای سند نزدیک هستند / دوست دارم موضوع لبنان را [از ایران] جدا کنم / معاون اندیشکده کوئینسی: ایران دیگر بازیِ «یک ضربه در مقابل یک ضربه» را کنار گذاشته؛ در برابر هر حمله «حداقل ۱/۵ برابر محکمتر» تلافی میکند](/news/u/2026-06-04/entekhab-wse2x.jpg)




























