
«محفل» در سالهای اخیر به یکی از شاخصترین برنامههای رمضانی تلویزیون تبدیل شده است؛ برنامهای که توانسته مفاهیم قرآنی را از قالب رسمی، خشک و آیینی صرف خارج کند و به تجربهای رسانهای با مخاطب گسترده بدل سازد.
موفقیت «محفل» تصادفی و در عین حال، ضعفهای آن نیز حاصل سهلانگاری یا کمتوجهی نیست، بلکه مستقیماً از انتخابهای آگاهانه سازندگان در فرم، محتوا و لحن ناشی میشود. به همین دلیل، نقد این برنامه تنها زمانی معنا دارد که چرایی قوتها و کاستیها بهطور دقیق بررسی شود.
مهمترین نقطه قوت «محفل» در بازتعریف نسبت قرآن و رسانه نهفته است. برنامه بهدرستی تشخیص داده است که مخاطب امروز، بیش از آنکه نیازمند آموزش مستقیم یا لحن خطابهای باشد به تجربه عاطفی و انسانی از مفاهیم دینی واکنش نشان میدهد. از همین رو، «محفل» به جای تمرکز صرف بر تلاوت بهعنوان یک آیین رسمی، آن را در دل روایت، احساس، رقابت دوستانه و ارتباط انسانی قرار میدهد. این انتخاب باعث شده است که قرآن نه بهعنوان متنی دور از زندگی روزمره، بلکه بهعنوان بخشی زنده از زیست معاصر نمایش داده شود. دلیل اثرگذاری این رویکرد، در همنشینی معنا و احساس است؛ جایی که مخاطب پیش از آنکه درگیر تحلیل شود، درگیر حس میشود.
حضور شرکتکنندگان از ملیتها، سنین و پیشزمینههای مختلف، یکی دیگر از عوامل موفقیت برنامه است. این تنوع، تصادفی یا تزئینی نیست، بلکه پاسخی آگاهانه به ضرورت جهانیسازی پیام قرآن در رسانه است.
«محفل» میکوشد نشان دهد قرآن محدود به جغرافیا یا زبان خاصی نیست و همین نگاه، باعث شده مخاطب غیرحرفهای یا حتی کم ارتباط با برنامههای مذهبی نیز احساس بیگانگی نکند. نقطه قوت این بخش دقیقاً در این است که تنوع، به عنصر نمایشی تقلیل پیدا نمیکند، بلکه در روایت و ساختار برنامه جاری است.
در سطح اجرا و داوری، «محفل» از چهرههایی استفاده میکند که میان تخصص و مقبولیت رسانهای تعادل ایجاد کردهاند. داوران نه صرفاً قاریاند و نه صرفاً چهره تلویزیونی؛ این انتخاب باعث شده است که داوریها هم اعتبار فنی داشته باشد و هم برای مخاطب قابل فهم باقی بماند. با این حال، همین تعادل گاه به نقطه ضعف تبدیل میشود. در برخی لحظات، توضیحها بیش از حد سادهسازی میشوند تا ارتباط عمومی حفظ شود و در نتیجه، مخاطب حرفهای یا آشنا با فنون قرائت، احساس میکند برنامه از عمق فنی فاصله گرفته است. این ضعف نه از ناآگاهی، بلکه از اولویت دادن آگاهانه به مخاطب عام ناشی میشود.
یکی از بحثبرانگیزترین ویژگیهای «محفل»، تأکید پررنگ بر احساسات است. اشک، واکنشهای عاطفی و روایتهای شخصی، سهم قابل توجهی از زمان برنامه را به خود اختصاص میدهند. این انتخاب، از یک سو نقطه قوت است، زیرا پیوند احساسی مخاطب با قرآن را تقویت میکند و برنامه را از خشکی رایج آثار مذهبی دور میسازد؛ اما از سوی دیگر، خطر تبدیل شدن معنا به ملودرام را به همراه دارد. زمانی که احساسات بر ساختار غلبه میکنند، خطر آن وجود دارد که مخاطب بهجای تأمل در متن و مفهوم، صرفاً درگیر واکنش عاطفی لحظهای شود. این ضعف، نتیجه تلاش برای حفظ جذابیت تلویزیونی در قالبی رقابتی و مناسبتی است.
از منظر فرم، «محفل» یکی از حرفهایترین تولیدات مذهبی تلویزیون محسوب میشود. نورپردازی، دکور، موسیقی و کارگردانی تلویزیونی، همگی در خدمت خلق فضایی باشکوه اما صمیمی قرار گرفتهاند. دلیل موفقیت این بخش، سرمایهگذاری جدی بر کیفیت تولید و درک درست از زبان تصویر است. با این حال، همین کیفیت بالا گاه به حس فاصله منجر میشود؛ فضایی که بیش از حد صیقلی و کنترلشده است، ممکن است برای بخشی از مخاطبان، دستنیافتنی یا نمایشی به نظر برسد. این مسئله، هزینه ناگزیر انتخاب فرم باشکوه برای محتوایی معنوی است.
در نهایت، «محفل» را باید برنامهای دانست که آگاهانه میان سنت و رسانه مدرن ایستاده است. قوتهای آن از جسارت در تغییر فرم و اعتماد به مخاطب ناشی میشود و ضعفهایش نتیجه تلاش برای حفظ تعادل میان معنا، جذابیت و فراگیری است. «محفل» نه یک برنامه آموزشی صرف است و نه یک مسابقه سرگرمکننده خالی از محتوا؛ همین ایستادن در میانه، هم دلیل موفقیت آن است و هم منشأ محدودیتهایش.
در جمعبندی، «محفل» نشان میدهد که برنامه مذهبی، اگر زبان مخاطب را بشناسد و از ابزار رسانه بهدرستی استفاده کند، میتواند به یک رویداد فرهنگی فراگیر تبدیل شود. ضعفهای آن، نه از بیدقتی، بلکه از انتخابهایی ناشی میشود که آگاهانه برای بقا و اثرگذاری در تلویزیون امروز انجام شدهاند. «محفل» برنامهای مهم، تأثیرگذار و قابل نقد است؛ و همین قابلیت نقد شدن، خود نشانهای از جایگاه تثبیتشده آن در رسانه ملی است.
منبع : خبرگزاری میزان

















































