
ناظر حقوق بشر اروپا-مدیترانه (یورو-مد) با انتشار گزارشی هشدار جدی خود را درمورد خطرات توافق رژیم صهیونیستی و آمریکا برای ایجاد آنچه «شهر سبز» در رفح، جنوب نوار غزه نامیده میشود، ابراز کرد.
این توافق بهعنوان راه حلی برای اسکان جمعیت غزه که بیش از ۲ سال است به اجبار آواره شدهاند و هنوز در چادرها زندگی میکنند، ارائه شده است.
این طرح، که جزئیات آن قبلاً فاش شده است، خطرهای جدی را بههمراه دارد، از جمله تحمیل تمهیداتی که در واقع فلسطینیها را از محل سکونت اصلی خود به زور آواره میکند و مناطق وسیعی از نوار غزه را به مناطق نظامی بسته تحت کنترل مستقیم ارتش رژیم صهیونیستی تبدیل میکند.
نگرانی عمیقی از گزارشهای رسانههای رژیم صهیونیستی ناشی میشود که نشان میدهد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی در آخرین دیدار خود، توافق کردند که اجرای این طرح را پیش ببرند. براساس گزارشها، مرحله اولیه شامل ساخت ساختمانهایی شبیه کاروانها برای غیرنظامیان فلسطینی است.
براساس این گزارشها، نظامیان صهیونیست در کنار پیمانکاران برای پاکسازی منطقه که از قبل تحت کنترل کامل این رژیم است، جمعآوری آوار، مسطح کردن زمین و آمادهسازی آن برای ساخت شهر همکاری میکنند.
این طرح نمونه دیگری از شکست در رسیدگی به پیامدهای نسلکشی مداوم رژیم صهیونیستی در نوار غزه را نشان میدهد. این طرح، پیشنهادهای غیرواقعی را مطرح میکند که در اصل با هدف مهندسی مجدد جمعیتی، تغییر ساختار جمعیتی نوار و تحمیل واقعیت جدیدی مبتنی بر کنترل، سلطه و تحقیر است، در حالی که هیچ راه حل واقعی برای رنج غیرنظامیان ارائه نمیدهد.
تجربه به اصطلاح بنیاد بشردوستانه غزه، یادآوری آشکاری است. مراکز توزیع کمک که در رفح تاسیس شد، به سرعت به مکانهایی برای کشتار، سوءاستفاده، بازداشت و ناپدیدشدن اجباری تبدیل شدند که به مرگ هزاران غیرنظامی منجر شد.
طرح «شهر سبز» واقعیتی از کنترل غیرقانونی طولانی مدت، الحاق عملی زمین با زور و تحمیل اشکال غیرقانونی حبس جمعی غیرنظامیان را تثبیت میکند که نقض آشکار قوانین بینالمللی و حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین است.
در اوایل دسامبر (آذر/دی)، جزئیاتی درمورد طرح آمریکا برای نوار غزه که از طریق مرکز هماهنگی آمریکا تهیه شده است، فاش شد. این طرح مبتنی بر ایجاد یک سیستم سختگیرانه جداسازی جغرافیایی است که غزه را به بلوکهای جمعیتی و مناطق نظامی بسته تقسیم میکند.
در این چارچوب، بیش از نیمی از نوار غزه عملا در یک منطقه نظامی بسته تحت کنترل مستقیم ارتش اشغالگر قرار دارد، جایی که سیستمهای نظارتی و مدیریت نظامی سختگیرانهای اعمال میشود. یک محیط اجباری اعمال میشود که با محدودیتهایی در رفت و آمد، کنترل کمکها و خدمات ضروری و محرومیت از طیف وسیعی از حقوق اساسی مشخص میشود. این اقدامها بهعنوان ابزارهای فشار برای وادار کردن ساکنان به ترک محل سکونت اصلی خود و جابهجایی اجباری به مناطق تعیینشده با برچسب «امن» در منطقه نظامی بسته، بدون اعطای هیچ حق انتخاب واقعی برای ماندن یا بازگشت به خانه، استفاده میشود.
مرحله اول این طرح، غزه را به یک «منطقه قرمز» و یک «منطقه سبز» تحت کنترل کامل نظامی رژیم صهیونیستی تقسیم میکند، جایی که گروههای مسلح تشکیلشده و مسلحشده توسط رژیم صهیونیستی مستقر هستند. یک «خط زرد» این ۲ منطقه را از هم جدا میکند و بهعنوان مرز میدانی نظامی در نظر گرفته میشود، جایی که نظامیان اشغالگر سیاست شلیک به قصد کشتن را علیه هر کسی که سعی در عبور یا نزدیک شدن به آن داشته باشد، اعمال میکنند.
این خط فرضی که با نشانگرهای زرد مشخص شده است، ثابت نمانده است. این خط از نظر فیزیکی فراتر از نقشههای منتشر شده رفته و در برخی بخشها بیش از یک کیلومتر به داخل نوار غزه پیشروی کرده است. این طرح بهعنوان ابزاری برای ترسیم مجدد یکجانبه خطوط کنترل نظامی و گسترش تدریجی مناطق تحت کنترل مستقیم رژیم صهیونیستی استفاده میشود. در نتیجه، به دلیل توسعهطلبیهای رژیم صهیونیستی و جابهجایی نشانگرها، نسبت زمینهای داخل منطقه زرد از ۵۳ درصد از کل مساحت غزه به حدود ۶۰ درصد در هفتههای اخیر افزایش یافته است.
براساس این طرح، مناطق بیشتری از نوار غزه تحت یک رژیم نظامی بسته قرار میگیرند و آزادی حرکت جمعیت غزه به شدت محدود میشود که این امر الحاق عملی زمین و تکهتکه شدن وحدت ارضی نوار غزه را با نقض قوانین بینالمللی تثبیت میکند.
اطلاعات موجود نشان میدهد که این طرح بر انتقال فلسطینیها از منطقه قرمز به منطقه سبز از طریق سازوکارهای مختلف فشار متکی است. این موضوع با ایجاد یک محیط زندگی و امنیتی اجباری در منطقه قرمز و مرتبط کردن دسترسی به حفاظت نسبی و خدمات اولیه به رضایت برای جابهجایی به مناطق خاص در منطقه سبز، پس از فرآیندهای گسترده غربالگری امنیتی، محقق میشود. این امر هرگونه ویژگی داوطلبانه واقعی را از این انتقال سلب میکند و آن را بهطور مستقیم در چارچوب جابهجایی اجباری قرار میدهد که براساس قوانین بینالمللی بشردوستانه ممنوع است.
این اقدامهای محدود به مدیریت موقت جمعیت نیست. در اصل، هدف آنها مهندسی مجدد ترکیب جمعیتی و ترسیم مجدد نقشه جمعیتی و سیاسی نوار غزه با جداسازی جوامع و دستهبندی ساکنان بر اساس خطوط امنیتی و سیاسی است. این امر واقعیت جدیدی را براساس یک سیستم تبعیض سازمانیافته ایجاد میکند که در آن افراد از آزادی انتخاب محل سکونت، ایجاد زندگی خانوادگی پایدار، جابهجایی آزادانه، کار یا مشارکت در امور عمومی محروم میشوند. دسترسی به خدمات اساسی، منابع، آموزش و اشتغال منوط به طبقهبندی امنیتی و معیارهای محدودکنندهای است که توسط یک مقام اشغالگر اعمال میشود و حقوق تضمین شده تحت قوانین بینالمللی را به امتیازات مشروطی تبدیل میکند که میتوانند بهطور خودسرانه لغو شوند.
این طرح شامل ساخت شهرهایی از کانتینرها (کاروانهای مسکونی) در منطقه سبز است که هر کدام از این شهرها برای اسکان حدود ۲۵ هزار نفر در منطقهای با مساحت حداکثر یک کیلومتر مربع طراحی شدهاند. این شهرها قرار است توسط حصارها و ایستهای بازرسی احاطه شوند و ورود و خروج فقط پس از غربالگری امنیتی مجاز باشد و عملا آنها را به اردوگاههای بازداشت پرجمعیتی تبدیل کند که محدودیتهای شدیدی را بر جابهجایی و زندگی روزمره ساکنان اعمال میکند.
طراحی این «شهرها»ی پیشنهادی، منعکسکنندهی مدلهای تاریخی گتوها (محلههای زاغهنشین) است، جایی که رژیمهای استعماری و نژادپرست، جمعیتهای خاصی را در محلههای محصور محصور شده توسط حصارها و پستهای نگهبانی، با حرکت، ورود، خروج و منابع کنترلشده از خارج، محدود میکردند؛ همانطور که در گتوهای اروپایی در طول جنگ جهانی دوم و در سایر مناطق بسته که در زمینههای استعماری و نژادپرستانه بر گروههای بومی یا به حاشیه رانده شده تحمیل شده بود، دیده شد. چنین جداسازی فضایی اجباری، «سرپناه موقت» ایجاد نمیکند، بلکه مناطق محصور تحمیلی ایجاد میکند که در آن با کل جمعیتها بهعنوان نهادهای قابل مدیریت تحت کنترل رفتار میشود، نه به عنوان افرادی که حق آزادی حرکت، مسکن و زندگی در جوامع اصلی خود را دارند.
دادههای موجود نشان میدهد که واحدهای مهندسی مرتبط با این طرح، گامهای عملی را برای راهاندازی اولین شهر آزمایشی در رفح، که رژیم صهیونیستی طی ۲ سال گذشته آن را بهطور کامل نابود کرده است، آغاز کردهاند.
این طرح مبتنی بر تبعیض نظاممند علیه فلسطینیها است و انتقال تعداد زیادی از آنها به «شهرهای» موقت در منطقه سبز را به عبور از مراحل غربالگری امنیتی که معیارهای آنها توسط مقامات صهیونیست و آمریکایی تعیین شده است، مرتبط میکند. این امر امکان حذف بخشهای وسیعی از جمعیت را که «ناسازگار» یا «خطرات امنیتی» تلقی میشوند، از جمله افرادی که وابستگیهای سیاسی و سازمانی ادعایی دارند و با دیدگاه رژیم صهیونیستی-آمریکا برای ترتیبات تحمیلی همسو نیستند، فراهم میکند. افراد حذفشده در مناطقی که بیشتر در معرض محاصره و خطر هستند، رها میشوند. در نتیجه، حفاظت نسبی و خدمات اولیه، مانند مسکن، غذا و مراقبتهای بهداشتی، از حقوقی که بدون تبعیض برای همه تضمین شده است، به ابزارهایی برای دستهبندی و فشار تبدیل میشوند که براساس ارزیابیهای امنیتی و سیاسی یکجانبه اعطا یا سلب میشوند.
زندگی در داخل این شهرهای موقت تحت نظارت امنیتی خودسرانه که بدون رضایت ساکنان تحمیل میشود، جریان خواهد داشت. آنها از هرگونه حق انتخاب واقعی برای پذیرش یا رد این شرایط محروم خواهند شد، از توانایی مشارکت در مدیریت امور عمومی خود محروم میشوند و در معرض یک واقعیت سیاسی و اداری جدید قرار میگیرند که بهطور مستقیم آینده نوار غزه، هویت جمعیت آن و حق آنها برای تعیین سرنوشت خود در سرزمینشان را از طریق دخالت خارجی تضعیف میکند.
این طرح محدود به ترتیبات امنیتی یا بشردوستانه موقت نیست. این طرح در مسیر وسیعتری قرار میگیرد که هدف آن تکهتکه کردن وحدت سرزمین و مردم فلسطین است. این طرح عملاً به دنبال تثبیت جدایی دائمی و کامل بین نوار غزه و کرانه باختری و تحمیل منطق "شروع از صفر" از طریق ایجاد یک مرجع جدید در غزه است که از چارچوب ملی و نهادهای نمایندگی موجود فلسطینی جدا شده و تابع شرایط حامیان طرح است. این امر ساختار سیاسی فلسطین را برخلاف خواست مردم اشغال شده، مهندسی مجدد میکند، حقوق اساسی را تهدید میکند، بافت اجتماعی و سیاسی را از هم میپاشد و حق مسلم مردم فلسطین برای تعیین سرنوشت خود به عنوان یک واحد واحد در سراسر سرزمین اشغالی خود را به شدت تضعیف میکند.
نقش آمریکا در شکلدهی و حمایت از این طرح، مورد انتقاد شدید است. آمریکا بهعنوان یک میانجی بیطرف یا حامی بشردوستانه عمل نمیکند، بلکه بهعنوان یک طرف فعال درگیر در طراحی یک معماری میدانی-سیاسی است که اشغال، الحاق بالفعل و جابهجایی اجباری را تحت پوشش تمهیدات امنیتی و بشردوستانه ادعایی، تثبیت میکند. نظارت آمریکا بر مرکز هماهنگی، مدیریت فرآیند برنامهریزی و استفاده از نفوذ سیاسی برای پیشبرد این اختلافها از طریق چارچوبهای بینالمللی، با تعهدات آن تحت قوانین بینالمللی مبنی بر عدم به رسمیت شناختن موقعیتهای غیرقانونی یا ارائه کمک در حفظ آنها، مغایرت دارد. این امر، آن را در معرض خطر همدستی در تخلفات جدی، از جمله انتقال اجباری جمعیت، تصرف غیرقانونی زمین و منابع طبیعی و تضعیف حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین قرار میدهد.
منبع : خبرگزاری میزان

















































