در شرایطی که طی هفتههای اخیر بحث شفافیت مالی و ضرورت نظارت دقیق مالک بر ساختار اجرایی استقلال پررنگ شده، حالا همزمان با تداوم بلاتکلیفی مدیریتی، نامی دوباره به صدر گزینههای مدیرعاملی بازگشته که کارنامهاش همچنان محل بحث است و همین موضوع پرسشهایی جدی را متوجه مالک و کمیته انتصابات کرده است.
باشگاه استقلال ماههاست با خلأ مدیرعامل مواجه است و در این مدت، اداره امور با سرپرستی علی تاجرنیا رئیس هیأتمدیره پیش رفته است. با این حال و با به پایان رسیدن مهلت حضور تاجرنیا روی صندلی مدیریتی باشگاه در مدت زمان اخیر اسامی مختلفی به عنوان گزینه مدیرعاملی مطرح شد، اما در روزهای اخیر نام علی نظری جویباری بیش از دیگران شنیده میشود؛ حتی گفته میشود او در جلسهای با کمیته انتصابات هلدینگ خلیج فارس و شخص شریعتمداری حاضر شده و گفتوگوهایی نیز انجام داده است.
*دستاورد جدید نظری چیست؟
با این حال، اصل ماجرا فراتر از یک انتخاب ساده مدیریتی به شمار میرود. خطاب این پرسشها به مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس و کمیته انتصابات هلدینگ است که چرا اصولا باید مدیری که تنها چند ماه سکان استقلال را در اختیار داشت و دوره فعالیتش با حاشیههای متعدد، اعتراض هواداران و در نهایت کنارهگیری همراه شد، دوباره به عنوان گزینه جدی برای بازگشت مطرح شود؟ اگر کارنامه آن دوره روشن، قابل دفاع و قابل ارزیابی نیست، چه مؤلفه تازهای موجب شده کمیته انتصابات بار دیگر با او وارد مذاکره شود؟
*همه دسته گلهای نظری در مدیریت پیشین
در دوره پیشین مدیریت نظری، استقلال با چالشهایی، چون بسته شدن پنجره نقلوانتقالات، پروندههای پرهزینه خارجی از جمله ماجراهای موسیمانه و کاریله و منتظر محمد و چند پرونده داخلی، قراردادهای سنگین با نازون و جنپو و یکی دو خارجی دیگر و حتی درج بند فسخ ۵۰۰ هزار دلاری برای آسانی مواجه شد که تبعات مالی و حقوقی آنها همچنان گریبان باشگاه را رها نکرده است.
افزون بر این، در هفتههای پایانی حضور او همزمان با پیش فصل امسال، تجمعهای پیاپی هواداران مقابل ساختمان باشگاه و هلدینگ شکل گرفت که مطمئناً این اعتراضات در نهایت به پایان کارش انجامیده و باعث شد تا او صندلی مدیریتی باشگاه استقلال را ترک کند.

*پرسش از شریعتمداری و کمیته انتصابات هلدینگ خلیج فارس
اکنون، اما این پرسش اساسی مطرح است که بازگشت دوباره چنین گزینهای بر چه مبنایی صورت گرفته است؟ آیا این تصمیم به معنای تأیید عملکرد گذشته است یا کمبود گزینههای جایگزین؟ و اگر قرار بود او بار دیگر به صندلی مدیرعاملی نزدیک شود، اساساً چرا از آن جایگاه کنار رفت؛ موضوعی که خود او نیز بارها درباره دلایلش سخن گفته و تأکید کرده بود که اگر قرار بود برگردد هرگز از منصب خود کنار نمیرفت.
تمام اینها در حالی است که انتظار افکار عمومی از محمد شریعتمداری و کمیته انتصابات هلدینگ خلیج فارس هم روشن است: توضیح شفاف درباره منطق این انتخاب احتمالی و برگزاری جلسات برای مصاحبه و بررسی کارنامه نظری!
در هر صورت استقلال سرمایهای ملی محسوب شده که هنوز سهامدار مادی و معنوی آن میلیونها هوادار هستند و بنابراین تصمیمات مدیریتی آن، بیش از هر زمان دیگری نیازمند پاسخگویی و اقناع افکار عمومی به شمار میرود.

منبع : خبرگزاری میزان

















































