«همه آدمهایی که چهارشنبه حدود ساعت سه ظهر از اطراف کوچه اولیایی رد میشدند، کشته شدند. بعضی از آنها پیاده بودند و بعضی دیگر در ماشین. مثل روزهای دیگر که این خیابان شلوغ و پررفتوآمد بود و کسی نمیدانست قرار است چه اتفاقی رخ دهد». این را جوانی تعریف میکند که چهارشنبه شاهد همه چیز در این خیابان بوده است؛