در سالهای اخیر، جامعه ایران با مجموعهای از فشارها و تنشهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مواجه بوده است که بهصورت انباشتی و پایدار بر تجربه زیسته شهروندان اثر گذاشتهاند. این فشارها نهتنها در قالب مواجهههای مستقیم میان جامعه و ساختارهای قدرت، بلکه در سطوح نهادی، اداری و معیشتی نیز بازتولید شدهاند و بهتدریج ظرفیتهای کنش مسالمتآمیز، مشارکت گفتوگومحور و اصلاح تدریجی را محدود کردهاند.