کودکیهایمان را هرگاه طوری به یاد آوریم که تأملی باشد به آنچه بودهایم در سالهای ابتدای حیات و آنچه هستیم در روزگار پس از آن، شاید یادمان بیاید تا نزدیک پنج یا ششسالگیهایمان، انجام میدادیم برای «بودن» و بعدترها انجام دادهایم برای «به دست آوردن». آنقدر انجام دادهایم تا به دست آوریم که روز و شبهایی نهچندان کمتعداد، یادمان رفت انجامدادن فقط برای به دست آمدن نبوده و نیست. اندیشیدنهای ژرف به تاروپود جهان کودکیهایمان و دوباره زیستن بر آن اساس و قواعد، شاید نه و به یقین بزرگسالان و کهنسالانی …