جواد مجابی را معمولا با شعر، داستان، طنز، نقد هنرهای تجسمی و روزنامهنگاری میشناسیم؛ اما در این گفتوگو، وقتی از روزهای بستریشدن در بیمارستان ایرانمهر و نقاشیهای مجموعه «شبهای سفید بیمارستان» حرف میزند، جملهای میگوید که انگار همه این مسیرهای پراکنده را به یک ریشه برمیگرداند: «من ذاتا نقاشم». مجابی در بیمارستان، در شبهایی که خوابش نمیبرد، با کاغذهای بزرگ و ماژیک کار کرد؛ در حالی که دستش به دستگاه وصل بود و همراهش درِ ماژیکها را برایش باز میکرد.