
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛ ایالات متحده که خاطره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آن برای بلعیدن نفت و منابع ایران، هنوز در اذهان ملت این کشور باقی مانده است ، پس از تحمیل دو جنگ با انواع خارجی در خردادماه و داخلی در دیماه امسال بر ایرانیان ، باری دیگر به منطقه غرب آسیا لشکرکشی کرده است که این ماجرا نویدی از افزایش احتمال تنش در منطقه را می دهد.
براساس بررسی تحلیلگران حوزه روابط بینالملل، ایالات متحده در تلاش است تا با «دیپلماسی اجبار» ایران را به «تسلیم» وادارد، اما در صورت شکست دیپلماسی، اقدام به آغاز جنگی دیگر خواهد کرد.
از همین روی خبرگزاری آمریکایی رویترز نیز از تلاش آمریکاییها برای آمادهسازی عملیاتی علیه ایران خبر داده است. از سویی رهبر انقلاب و مقامات رسمی کشورمان هم پیشتر، با تهدید آغاز «جنگ منطقهای» در مواجهه با هرگونه حمله به ایران واکنش نشان دادهاند.
اما مسئلهای ورای بحثهای استراتژیک این است که اساسا چرا آمریکا در تلاش برای تسلیم و یا تسلط بر ایران است؟ پاسخ به این سوال را میبایست در طمع آمریکاییها برای «طلای سیاه» و رقابت با چین جستوجو کرد. به تعبیری آنچه که آمریکاییها را از اقیانوس اطلس به دریای عمان کشانده را میبایست در چشم دوختن به منابع ایران و غارت آن رمزگشایی کرد.
دزد بزرگ نفتی
طمع آمریکاییها به منابع و نفت کشورهای دیگر آنچنان زبان زد بوده که حتی در فضای انگلیسی زبان شبکههای اجتماعی هم بیان میشود «هر جا که نفت هست، آمریکا باید آن را آزاد کند»! این ماجرا در رابطه با عملیات آمریکاییها برای ربودن مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا و همچنین تلاش برای تسلط بر نفت این کشور بیش از پیش هویدا شد.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا خود انگیزههای استعمارگرایانه آمریکا برای سلطه بر نفت ونزوئلا را آشکار ساخته و اذعان کرده: «ما وارد ونزوئلا شدیم و ۵۹ میلیون بشکه نفت بهدست آوردیم.»
به همین علت هم ایالات متحده به جای آنکه از اپوزیسیون ونزوئلا برای حکومت پس از مادورو بهره ببرد آنها را به زبالهدان تاریخ انداخته و در تلاش است تا به جای حکومتی مستقل در کاراکاس، مقامات آمریکایی را بر آن حاکم کند. این موضوع در سخنان ترامپ پس از ربودن مادورو نیز مشاهده شده بود.

در واقع علاوه بر موضوع «دکترین دونروئه» به معنای تسلط آمریکا بر نیمکره غربی و مداخلهی بنابر ضرورت در دیگر مناطق، آنچه که انگیزه آمریکاییها را برای ربودن مادورو و تلاش برای سلطه بر ونزوئلا را رمزگشایی میکند، «شهوت نفت» آمریکایی است. این ماجرا در طمع شرکتهای آمریکایی به نفت ونزوئلا هم قابل مشاهده است.
بلومبرگ در این رابطه گزارش داده که ایالات متحده در حال مذاکره با شرکتهای بزرگ نفتی آمریکایی از جمله شورون برای برنامهای است که هدف آن احیای سریع صنعت نفت ونزوئلاست. هدف بلندمدت دولت ترامپ، بازگرداندن تولید نفت ونزوئلا به سطح ۳.۷۵ میلیون بشکه در روز است؛ رقمی که در اوج خود در سال ۱۹۷۰ ثبت شده بود.
چشم دوختن به نفت ایران
از این منظر میتوان گفت که تلاش آمریکاییها برای تسلیم یا سلطه بر ایران هم در ماجرای دخایر نفتی این کشور ریشه دارد. به بیان دیگر، صنعت آمریکا و قدرت آن در گروی نفتی است که این کشور باید از دیگر کشورهای جهان بدزدد! از همین روست که ترامپ و آمریکاییها چشم به ایران دوختهاند
مدیر یکی از شرکتهای نفتی آمریکایی پرده از این ماجرا برداشته و عنوان کرده: «ایران بزرگترین فرصت برای صنعت نفت آمریکا است. اگر ما ایران را بدست بیاوریم، نفت بسیار بیشتری را خیلی زودتر از ونزوئلا به دست خواهیم آورد. ترامپ حاضر است در مورد نفت ریسک کند. نفت و منافع اسرائیل دو دلیل علاقه ترامپ به ایران است.»
همچنین میتوان گفت که مداخلههای خارجی آمریکا و تحریمهای آن مقصودی جز تلاش برای تضعیف ایران و سلطه بر منابع آن نداشته است. به همین دلیل هم ایالات متحده به حمایتهای سیاسی، اقتصادی و حتی عملیاتی از اپوزیسیون ایران و شخصی مانند پیرکودک پهلوی پرداخته تا بنیانهای اجتماعی و سیاسی و نتیجتا نظامی ایران را تضعیف کند. ماجرایی که ریشه آن را باید در طمع آمریکا به نفت ایران جستوجو کرد.
فواد ایزدی، کارشناس مسائل آمریکا و بین الملل در این خصوص در گفتگو با خبرگزاری دانشجو بیان کرده است: «دخالت خارجی هیچگاه برای ایران نجاتبخش نخواهد بود. آمریکا و سایر قدرتهای جهانی تنها به منابع نفت و گاز ایران چشم دارند، نه به رفاه مردم. همانطور که در عراق، ونزوئلا و سایر کشورهای غنی از منابع طبیعی دیدهایم، پس از تغییر حکومتها، تنها منابع طبیعی کشورها به نفع دیگران تصرف میشود.»
این انگیزه آمریکاییها برای دیگر کشورها و مقاماتشان هم روشن بوده است. به عنوان مثال سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه نیز در این باره گفته: «من کاملاً مطمئنم که آمریکاییها ترجیح میدهند که بتوانند این جریانهای نفتی را کنترل کنند. علاوه بر این، برخلاف ونزوئلا که در اقیانوس آزاد واقع شده، اینجا تنگه هرمز وجود دارد و ظرافتهای ژئواستراتژیک آن که با تضمین امنیت مسیرهای نفتی مرتبط است.»
در حقیقت آنچه که سبب لشکرکشی آمریکاییها به منطقه شده، نه ارزشهایی همانند دموکراسی و آزادی که حمایتهای ایالات متحده از حاکمان اقتدارگرای منطقه پیشتر «پارادوکس آمریکایی» را عیان ساخته، بلکه تلاش این کشور برای سلطه بر ایران و منابع آن بهخصوص طلای سیاه خواهد بود.
چرخ اقتصاد و قدرت باید بچرخد!
با آغاز حضور جدید ترامپ در کاخ سفید، تحلیلگران حوزه بینالملل متفقالقول بودند که ترامپ میبایست راهبرد مهار چین را اتخاذ کند. اراده و تلاش در راستای این موضوع هم در جنگ تعرفهای مشخص شد که البته تاکنون نشانی از موفقیت آن مشاهده نشده است.
به بیانی واضحتر، از آنجا که نظم نوین بینالمللی از رهگذر رقابت ایالات متحده با چین پدیدار خواهد شد، آمریکاییها چارهای جز تلاش برای مهار چین نخواهند داشت.
از این منظر تسلط بر آبراههای بینالمللی و کنترل جریان انرژی جهانی برای آمریکاییها امری ضروری و اجتنابناپذیر خواهد بود. به همین دلیل، ایالات متحده در چارچوب رقابت با چین، میبایست به مقصود تسلیم یا سلطه بر ایران دست پیدا کند.
ایرانی که موقعیتی ژئواستراتژیک نسبت به تنگه هرمز یعنی یکی از شریانهای اصلی انرژی داشته و از ذخایر نفتی و گازی حائز اهمیتی نیز برخوردار میباشد. این موضوع در سند «راهبرد امنیت ملی آمریکا» هم نمود روشنی داشت.

در واقع از آنجا که مهار چین ضرورت دارد، چرخ اقتصادی و متعاقبا توان نظامی آمریکا که اقتصاد بنیان آن خواهد بود باید به خوبی بچرخد. این موضوع ضرورت کنترل بر جریان انرژی و نفت را به امری حیاتی برای آمریکا مبدل کرده و تسلط بر ایران و نفت آن را ضرورت خواهد بخشید.
به طور کلی میتوان گفت آمریکا در ایران نه به دنبال افسانه دموکراسی بوده و نه حتی میتواند ایرانی قدرتمند و یکپارچه که تهدید بالقوهای برای اسرائیل میباشد را تحمل کند. آنچه که برای ایالات متحده امری اساسی است، سلطه بر ایران و نفت آن و همچنین کنترل بر تنگه هرمز در چارچوب رقابت با چین خواهد بود.
از این رو، سلطه آمریکا بر ایران نه تغییری شگرف بلکه آغاز زوال ایران را رقم خواهد زد. موضوعی که اگرچه جمهوری اسلامی ایران با تمام توان در مقابل آن مقاومت و ایستادگی خواهد کرد و ایرانیان در طول تاریخ ثابت کرده اند هیچ گاه در قبال تجاوز وزورگویی یک دشمن خارجی کوتاه نیامده و این بار نیز راهزنان نفتی امریکایی باید دست خالی خلیج فارس را دست خالی با وضعیتی فضاحت بار ترک خواهند کرد .
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































