
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو، پولیتیکو در تحلیلی از وضعیت سیاسی آمریکا و بریتانیا می نویسد: دو کشور در چرخهای از بی ثباتی سیاسی و تغییرات مکرر رهبری گرفتار شدهاند.
در این تحلیل آمده است: این چرخه نشان دهنده کاهش اعتماد عمومی و تشدید شکاف های اجتماعی در این دو کشور است.
کی یر استارمر نخست وزیر بریتانیا با فشارهای داخلی در حزب کارگر و کاهش محبوبیت عمومی روبرو است به گونه ای که حتی احتمال کنار رفتن او در صورت شکست های سیاسی آینده مطرح شده است.
براساس این تحلیل، در آمریکا نیز ترامپ با وجود کنترل نسبی بر حزب جمهوری خواه، با افت محبوبیت ها و انتقاد درباره سیاست های اقتصادی و جنگ های خارجی مواجه است.
نخست وزیر بریتانیا و رئیس جمهور آمریکا در بین رای دهندگان خود در کشورشان نامحبوب هستند. مشکلات آنها نه تنها افول همزمان وکلای بی روح و ستاره های پرخاشگر را برجسته می کند، بلکه نشان دهنده پوسیدگی عمیق تری در بریتانیا و ایالات متحده است.
در هر دو کشور بحران ایمان وجود دارد. رای دهندگان یک دهه پیش به اقدامات افراطی، برگزیت در بریتانیا و ترامپ در ایالات متحده، روی آوردند. با این حال هیچ کدام از این شوک های سیاسی رهایی بخش نبوده و درمان کننده نبودند. بنابراین دو پرچم دار دموکراسی غرب، مدام در حال تغییر رهبران خود هستند.
بریتانیایی ها در دهه پس از برگزیت، پنج نخست وزیر را تجربه کرده اند و ممکن است امسال ششمین نخست وزیر را داشته باشند، اگر شهردار منچستر، اندی برنهام، در انتخابات میان دوره ای که اواخر این ماه برگزار شود پیروز شود و به مقام نخست وزیری برسد. این در حالی است که بریتانیا در 30 سال قبل از برگزیت تنها چهاد نخست وزیر داشت.
آمریکایی ها نیز در آستانه سومین رئیس جمهور متوالی تک دوره ای خود هستند و حداقل یک مجلس از کنگره از سال 2018 در هر انتخابات فدرال تغییر جهت داده است. روندی که به احتمال زیاد در نوامبر امسال نیز ادامه خواهد یافت.
رای دهندگان در هر دو کشور بی صبر، تحریک پذیر و عمیقا نسبت به رهبران سنتی و تقریبا تمام نهادهای جریان اصلی بدبین هستند.
علاوه بر این، شکاف ثروت در حال گسترش است و فناوری به طور همزمان بدبینی و انتظارات را تسریع کرده است. مردم راه حلی سریع برای پراخت هزینه های زندگی می خواهند و وقتی آن را دریافت نمی کنند، بی اعتمادی شان افزایش می یابد و این امر منجر به انتخابات دیگری می شود که چرخه تکرار را دوباره آغاز می کند.
در کشورهای ثروتمند، تنها 17 درصد شهروندان به دولت های خود اطمینان دارند و این مشابه چیزی است که نتایج تحقیقات موسسه پیو در مورد آمریکایی ها نشان داد. همچنین آنها شاهد تظاهرات آشکار ده ها هزار نفر از ملی گرایان در خیابان های پایتخت خود نیستند، همانطور که در بریتانیا رخ داد زمانی که تامی رابینسون فعال راست افراطی و طرفدارانش به خیابان های لندن سرازیر شدند.
به نظر می رسد سال 2028 برای حزب جمهوری خواه پالش برانگیز باشد، نه فقط به این دلیل که ترامپ تصمیم گرفته بخش زیادی از دوره دوم ریاست جمهوری خود را صرف پروژه های خودپسندانه کند، در حالی که آمریکایی ها بیش از 4 دلار برای هر گالن بنزین می پردازند.
دموکرات ها تلاش خواهند کرد از همه این موارد بهره برداری کنند. این همان روشی است که آنها در سال 2020 و در تقریبا تمام انتخابات بدون حضور ترامپ در برگه رای در دهه گذشته پیروز شدند.
این موضوع ممکن است کارساز باشد و آن ها بتوانند در سال 2029 کنترل کامل دولت را دوباره بدست آورند. در آن زمان آمریکا، به طرز متناقضی ممکن است پرچم دار لیبرالیسم غربی باشد، اگر بریتانیا، فرانسه و آلمان همگی به راست افراطی سقوط کنند.
اما نیازی نیست که بگوییم چه اتفاقی ممکن است به راحتی در سال 2023 رخ دهد، اگر دمکرات ها نتواند نابرابری اساسی کشور را برطرف کنند.
پولیتیکو در پایان این تحلیل نتیجه می گیرد که هر دو کشور با وجود تفاوت های ساختاری، با بحران مشترکی مواجه هستند: کاهش اعتماد عمومی، تضعیف نهادهای سیاسی و ناتوانی دولت ها در پاسخ به مطالبات اقتصادی و اجتماعی.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































