
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، ۱۵ بهمن ۱۳۸۲؛ روابط عمومی وزارت نیرو خبری برای رسانهها فرستاده بود که از آغاز حفر تونل بزرگترین طرح آبرسانی کشور خبر میداد. لابلای اسامی داخل متن خبر از وزیر وقت نیرو گرفته تا دیگر نام یک سردار سپاهی هم آمده بود: سردار حاجیزاده! سهم حاجیزاده که روابط عمومی وزارت نیرو از متن خبر از او با عنوان سردار سرتيپ دوم پاسدار مهندس یاد کرده بود از کل متن ۱۰۰ کلمه بود: «سعي كردهايم بستر اجراي اين پروژه را در سپاه فراهم كنيم. براي انتقال تكنولوژيهاي جديد حفاري تونل ۱۸ نفر از پرسنل به كشورهاي خارجي اعزام شده، و همزمان متخصصاني كه در اين زمينه تبحر داشتهاند نيز به خدمت گرفته شدهاند. اميدواريم كه در كمتر از سه سال ۲ قطعه تونل به طول ۱۸ كيلومتر كه در اختيار ماست به پايان برسد.»
احتمالا خیلیها نمیدانستند کار اصلی سردار ۴۲ سالۀ سپاهی که حالا پیمانکار پروژه شده هم چیست. دستیار حسن مقدم که در سال ۱۳۶۳ برای آموزش موشکی همراه با او به سوریه اعزام شده بود بعد از برگشت به کشور و تا پایان جنگ از مهمترین ارکان یگان تازه تاسیس موشکی سپاه بود. جنگ هم که تمام شد وجب به وجب ایران را گشته بودند برای یک چیز: احداث پایگاههای موشکی سپاه در زیر کوه! سردار از آن موقع تا سال ۱۳۸۲ که در مقام سردار سرتیپ دوم پاسدار مهندس حاجیزاده آمده بود تا به وزارت نیرو کمک کند تجربۀ زیادی در حفر تونلهای بزرگ پیدا کرده بود. او و همرزمانش یک پروژۀ بزرگ ملی را کلید زده بود و زیر تعداد قابل توجهی از کوههای ایران را به زاغهها و شهرها موشکی تبدیل کرده بودند. حالا در بهمن ماه سرد ۱۳۸۲ آمده بود تا تجربیات خود و سپاه را در حفر تونل در اختیار وزارت نیرو قرار دهد برای انتقال آب از یک نقطۀ کشور به یک نقطۀ دیگر!
او و توانمندی و مهارت مجموعۀ متبوعش در حرکت به سمت ایدههای بزرگ پیشرو و پیشگام بودند. سد مشکلات و موانع و نمیشودها که توسط او و همرزمانش میشکست تجربهشان را در اختیار دیگران میگذاشتند. بعد از اینها دیگران هم آرام آرام جرات و باور پیدا میکردند که میشود. تونل انتقال آب تنها مورد نبود. سال ۱۳۸۸ نیروی هوایی سپاه پاسداران و یگان موشکی با هم ادغام شدند. نامی که برای نیروی تازهتاسیس انتخاب شده دوباره نوید یک ایدۀ بلندپروازانه را میداد. ایدهای که البته در حد ارادۀ حاجیزاده و نیروهایش بود: نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. ۳ سال بعد در سال ۱۳۹۱ هم در کنار فرماندهی موشکی و فرماندهای پهپادی، فرماندهی فضایی نیرو هم کار خودش را آغاز کرد. حاجیزاده و مردانش عزم تسخیر فضا و مدار ۵۰۰ کیلومتری زمین را کرده بودند تا سرریز توان دفاعی و نظامی در اختیار بخشهای غیرنظامی هم قرار گیرد. شبیه همان کاری که در بهمن ۱۳۸۲ برای حفر تونل انتقال آب کرده بودند.
هشت سال بعد در اردیبهشت ۱۳۹۹ بود که ماهوارۀ نور-۱ و در ادامه در اسفند ۱۴۰۰ نور-۲ و مهر ۱۴۰۲ هم نور-۳ توسط فرماندهی فضایی نیروی هوافضا به فضا پرتاب شد. ستون فقرات ارسال ماهواره به مدار زمین هم همان موشکهایی بودند که در مختصات دیگری قرار بود وظیفۀ دفاع از ایران را در برابر دشمن داشته باشند. خود موشکها هم هرچند در مهر ۱۳۹۷ و دی ۱۳۹۸ به طور محدود به مصاف داعش و ممنافع ایالات متحدۀ امریکا در عینالاسد رفته بودند اما این وعدۀ صادق ۱ و ۲ و ۳ و ۴ بود که قدرت ارادۀ زرادخانۀ موشکی نیروی هوافضای سپاه پاسداران را به رخ کشید. فرماندۀ ۴۲ سالۀ بهمن ۱۳۸۲ هرچند در ساعات ابتدایی جنگ ۱۲ روزه در ۶۴ سالگی به شهادت رسید اما ساختاری که ایجاد شده بود نگذاشت خلاء فرماندهی باعث اختلال در پاسخ به دشمنان مرحلۀ آخر ملت ایران شود.
واقعیتی که در جنگ ۴۰ روزه علیه پایگاههای امریکایی در منطقه رقم خورد نشان داد که ارادۀ فرماندهای که در سال ۱۳۵۹ به سپاه پیوسته در کل ساختار نیروی تحت فرمانش جاری است. ارادهای که یک بار لایههای سخت زمین در زیر کوههای سر به فلک کشیده مقهور ارادهاش شده بودند و یک بار دیگر مدار ۵۰۰ کیلومتری زمین و در جنگ ۴۰ روزه و در فقدان فرمانده هم پایگاهها و رادارها و آواکسهای ریز و درشت امریکایی در منطقه. حاجیزاده و مردانش اولین مصداق همان جملۀ معروف حسن طهرانی مقدم بودند: «فقط آدمهای ضعیف به اندازۀ امکاناتشان کار میکنند!» کاش میشد یکبار پای حرف این آدمها نشست و از آنها پرسید این ارادهها را از کجا میآورید؟!
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































