
باشگاه خبرنگاران جوان - آیتالله سید عبدالحسین دستغیب نماینده مجلس خبرگان رهبری و سومین شهید محراب در شب عاشورای ۱۲۹۲ شمسی در شیراز، در خانوادهای روحانی متولد شد. ولادت او در شب عاشورا باعث شد که نامش را «عبدالحسین» بگذارند. پدرش سید محمدتقی فرزند میرزا هدایتالله مرجع بزرگ فارس بود.
ر سالهای کودکی دروس مقدماتی را خواند و پس از اتمام دروس سطح، امامت جماعت مسجد باقرخان را عهدهدار شد و پس از گذراندن سالها رنج و مشقت و فقر شدید مادی، سال ۱۳۱۴ برای ادامه تحصیل به نجف رفت. او درباره سفر به نجف میگفت: «در زمان رضاخان قلدر ملعون ما را چندبار زندانی کردند و یک دفعه بناشان تبلیغ بود. بعد فشار آوردند که اصلاً باید از روحانیت بیرون بروی و ۲۴ ساعت مهلت دادند که بنده اصلاً خلع لباس کنم و از روحانیت بیرون روم و مسجد و منبری نباشم. به ناچار فرار کردم و رفتم نجف و این هم به خواست خدا وسیله خیری شد برای استفاده از محضر بزرگان». در نجف از محضر اساتیدی مانند آیتالله حاج شیخ کاظم شیرازی، آیتالله حاج سیدابوالحسن موسوی اصفهانی، آیتاللهالعظمی حاج سید میرزا آقا اصطهباناتی و آیتالله حاج میرزاعلی آقا قاضی طباطبایی که یکی از اعاظم اهل معرفت بود، کسب فیض کرد. ۲۴ سال داشت که موفق به کسب درجه اجتهاد از آیات عظام آقا ضیاءالدین عراقی، شیخ کاظم شیرازی و سیدابوالحسن اصفهانی شد. همچنین وی صاحب ۸ اجازه اجتهاد بود.
پس از بازگشت از نجف، ضمن اقامه نماز جماعت در مسجد جامع عتیق و تنویر افکار عمومی، تحصیل و فراگیری علم و دانش را ادامه داد و خدمت فقیه و عارف نامی آیتالله حاج شیخ محمدجواد انصاری همدانی رسید و با بهرهگیری از مراحم آن بزرگوار، مدارج عالیهای را در عرفان طی کرد و بالاخره همنشینی و رفاقت با حضرت آیتالله شیخ حسن علی نجابت جملگی موجب آزادی از قیود عالم طبع گردید و آرزویی جز تقرب به ذات مقدس پروردگار و وصال او نداشت.
آیتالله دستغیب در خانهای محقر و ساده زندگی را بسر میبرد و از هرگونه تجملات پرهیز میکرد. ارادت به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، تقوی، زهد، صبر، اخلاق حسنه، قدرت بیان و قلم از صفات بارز وی به شمار میرفت.
استمرار رسالت پیامبران
از دیگر خصوصیات ارزنده شهید آیتالله دستغیب، برگزاری مراسم هفتگی دعای کمیل و هدایت و ارشاد مردم در ضمن آن بود. بیان شیوا و نفوذ کلام ایشان گمراهان بسیاری را هدایت کرد و موجب توبه گنهگاران زیادی شد. در حقیقت، در دوران طاغوت علیرغم فساد دستگاه حاکم و جریان مفاسد در جامعه آن روز، مجالس دعای کمیل او اثری شبیه تأثیر صحیفه سجادیه و مبارزه منفی ائمه اطهار علیهم السلام داشت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز با آن که نمایندگی مردم فارس و امامت جمعه شهر شیراز را بر عهده داشت، بیشتر به ارشاد مردم میپرداخت تا انجام امور دولتی. ایشان به دولت اسلامی ارج مینهاد و در امور مربوط به اداره استان و یا شهر دخالتی نمیکرد. معتقد بود که اگر دخالتهایی صورت گیرد، هرج و مرج به وجود خواهد آمد. معتقد بود مسئولین دولتی باید وظایف قانونی خود را انجام دهند و ما هم ارشاد و هدایت و اصلاح و تربیت اخلاقی مردم را به عهده داشته باشیم که رسالت پیامبران است و موجب میشود کار دولت را به صلاح و فلاح برساند و گر نه دوگانگی در اداره امور موجب بیگانگی مردم از حکومت و اسلام خواهد شد و تشتت و تفرقه و جدایی و طرح مسائلی که به سود انقلاب نخواهد بود را در پی خواهد داشت.
مبارزه علیه تهاجم فرهنگی
مبارزات سیاسی شهید آیتالله دستغیب از زمانی شروع شد که اساس دین را با روی کار آمدن رضاخان در خطر دید به ویژه با کشف حجاب که از برنامههای ضد اسلامی و زمینهساز نشر منکرات و مفاسد در سطح جامعه و در نهایت نفوذ و سلطه هرچه بیشتر اجانب و بیگانگان برهمه شئون میهن اسلامی بود.
شهید آیتالله دستغیب در حرکت دادن به مبارزات مردم فارس علیه رژیم شاه نقش بسیار مؤثری داشت. افشاگریهای بی پروای او در مورد جشن هنر فسادانگیز شیراز، حرکتهای اسلامی مردم فارس را عمق بیشتری بخشید و سخنرانیها و حضورش در تظاهرات و راهپیماییها و مبارزات امت مسلمان منطقه، پشتوانه محکمی برای مردم ستمدیده بود. یکی از این اقدامات ابراز مخالفت شدید با برنامه جشن هنر شیراز در سال ۱۳۵۶ بود. برنامه سالیانه جشن هنر توسط فرح پهلوی و دربار در شهر شیراز برگزار میشد و با صرف بودجهای هنگفت گروهی از خارجیان نیز در آن شرکت میکردند و انواع فساد و فحشاء را مرتکب میشدند. آنان در ماه مبارک رمضان نمایشنامهای را با عنوان «خوک ـ بچه ـ آتش» درست کردند که ضمن آن رسماً عمل جنسی را در ملاء عام انجام میدادند و قرار بر آن بود اجرای برنامه مزبور ده روز یا دو هفته ادامه داشته باشد.
فردای نخستین روز اجرا، شهید شهید دستغیب پس از نماز عصر، چنان به این برنامه حمله نمود که مأمورین در بیرون شبستان ضبط صوتها را توقیف کردند و نوارها را گرفتند. عصر همان روز از طرف مقامات دولتی برای او پیغام فرستاده شد که شما کوتاه بیایید، ما خودمان جلوگیری میکنیم، مبادا در شهر آشوب شود، اما برنامه برای دومین روز نیز اجرا شد، لذا فردای آن روز آیتالله دستغیب مجدداً با تهدید صریح و اتمام حجت، سخنرانی مبسوطی ایراد کرد. پس از این بیانات آتشین و حمایت وسیع مردم از ایشان، شورای امنیت استان به سرعت تشکیل و برنامه جشن هنر شیراز تعطیل شد.
آیتالله دستغیب در واقعه دی ۱۳۵۶ نیز در برابر مقاله توهینآمیزی که نسبت به امام خمینی در روزنامه اطلاعات به چاپ رسیده بود، به شدت موضعگیری کرد. در گزارش مورخه ۲۴ دی همان سال مأمورین ساواک اظهارات وی را بدین شرح درج کردند: «خمینی مرجع تقلید چند میلیون شیعه میباشد و، چون روزنامه اطلاعات به وی تهمتهایی زده طبق قانون عاملین این امر بایستی تحت تعقیب قرار گرفته و از یک تا سه سال زندانی شوند.»
در همان سال ایشان مدتی در منزل خود در محاصره ساواک به سر برد و هنگام اوجگیری مبارزات و پس از کشتار پنجم رمضان در مسجد نو شیراز توسط رژیم پهلوی، دو هفته مسجد جامع دژ استوار مبارزات، تعطیل شد. با شروع حکومت نظامی و پس از حادثه خونین ۱۷ شهریور ۱۳۵۷، مأمورین شبانه به منزل او یورش برده و آیتالله دستغیب را در حال بیماری و تب بازداشت کردند. ابتدا وی را به کمیته شهربانی و پس از آن به زندان اعزام کردند، اما پس از چند ماه زندانی و تبعید، در میان استقبال با شکوه مردم به شیراز بازگشت.
وی جهت روشن کردن افکار مردم به شهرهای مختلف از جمله فسا، مرودشت، کوار، داراب، فیروزآباد، اصطهبانات، نیریز، سوستان، اقلید، آباده و... مسافرت کرد و موجب تحولات عظیم در اجتماعات مردمی شد.
ایشان همان قدر که نسبت به مقام امامت و رهبری تولی داشت، از هر عنصری که در جهت خلاف امام بود، به شدت تبری میورزید. چنان که خود میگفت: «هنگامی که در مجلس خبرگان قانون اساسی دیدم بنیصدر در مورد ولایت فقیه که اساس نظام الهی جمهوری اسلامی است، آن هتاکیها را نمود، بر خود واجب دانستم به دفاع از ولایت فقیه برخیزم و مطالبی را از تربیون مجلس بیان نمایم». نمونه دیگری از تبری وی، تنفر شدید از گروهگرایی و گروهکها بود که همواره در سخنانش آنها را نصیحت میکرد و به تبعیت از حق فرا میخواند. همسر شهید در مورد علاقه و ارادت ایشان به حضرت امام میگوید: «هرگاه حاج آقا با امام امت دیدار داشتند، در بازگشت بیش از حد خوشحال و شاداب بودند. همیشه خودشان را موظف میدانستند که اخبار رادیو و تلویزیون و به خصوص صحبتهای امام امت را گوش کنند و یادداشت نمایند. ایشان در سخنرانیهای خود صحبتهای امام را محور قرار میدادند.
همچنین وی بعد از انقلاب مدارس علمیه قوام، هاشمیه و آستانه در شیراز که سالهای متمادی توسط رژیم گذشته غصب، تعطیل و خالی از طلبه بود، با نظارت خود در اختیار طلاب قرار داد. بیش از دهها مسجد و مدرسه و حوزه علمیه از جمله مدرسه حکیم، مسجدالرضا (ع)، مسجد المهدی (عج)، مسجد فرج آلرسول (ص)، مسجد امام حسین (ع) و مسجد روحالله نیز توسط وی ساخته شد و هزاران متر زمین در اختیار مستضعفین قرار گرفت که در این زمینه میتوان مجتمع علیبنابیطالب (ع)، شهرک شهید دستغیب و مجتمع خاتمالانبیاء (ص) را نام برد. وی کمکهای شایستهای نیز به ساختمان بیش از ۵۰ مسجد نمود. انجام این خدمات توسط شهید سابقه قدیمی داشت به طوری که در سال ۱۳۲۱ نیز اقدام به تعمیر مسجد جامع عتیق شیراز کرد که از بناهای قدیمی این شهر محسوب میشد و بیش از هزار سال از تاریخ بنیان آن میگذشت و به مرور ایام رو به ویرانی میرفت.
نقشآفرینی در دفاع مقدس
با شروع تجاوز عراق به ایران، شهید آیتالله دستغیب با بیانات بسیار رسا جوانها را تشویق به شرکت در جبههها کرد و در بسیج نیروهای مردمی و اعزام آنان به جبهه و تامین امکانات و تدارکات برای رزمندگان تلاش مستمر و پیگیر داشت.
هجرت سرخ
مجلس یادبود شهدای فتح بستان بود که آیتالله دستغیب با بیان این که «این بدنهای ما جیفه است، همه خواهند مرد و مرگ حق است. چه بهتر است که در بستر نمیریم.» آرزوی قلبی خود در پیوستن به خیل شهدا را آشکار کرد. از برکت مدارج معنوی بود که او از راه مکاشفه درون و الهامات غیبی، قبل از شهادت از این امر آگاهی یافت. نقل کردهاند که قبل از شهادتش، کسی خواب دیده بود که محلی آتش گرفته است و دود حلقه حلقه به آسمان میرود، آقا هم همراه دود بالا میروند و در آسمان مینویسند: «لاالهالاالله». وقتی که به ایشان توصیه کرده بودند که بیشتر مواظب خودتان باشند، اظهار داشته بود: «شهادت افتخار ماست، مگر شما حسودیتان میشود که من به مقامی برسم و افتخاری نصیبم بشود.
نیمههای شب یعنی ساعاتی قبل از روی دادن فاجعه، ناگهان آیتالله دستغیب از خواب بیدار میشود، سراسیمه در بستر نشسته، دستها را بر پیشانی نهاده و مرتب «لاحول و لاقوه الا بالله» را میخواند. حالتش از یک خواب هولناک خبر میدهد. او به همسرش میگوید که امروز جز با اشاره سخن نمیگویم.
ساعت ۳۰ / ۱۱ صبح جمعه ۲۰ آذر ۱۳۶۰ طبق معمول عازم میعادگاه نماز جمعه میشود. از پاسدار ایشان نقل است که وی به هنگام خروج از خانه لحظهای میایستد، شالش را محکم میکند و میگوید: «لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم. انا لله و انا الیه راجعون» بعد از پلهها پایین میآید و در حالی که یک دست بر سینه دارد و با دست دیگر به سوی بالا اشاره میکند، به راه میافتد. لحظاتی بعد یک دختر ۱۹ ساله از گروهک منافقین با چند کیلو تی. ان. تی به بهانه داشتن نامهای که شخصاً به دست وی برساند، به طرف ایشان میدود و سپس با یک انفجار مهیب، آیتالله دستغیب همچون مولای مظلوم خویش حضرت اباعبدالله (ع)، با بدن تکهتکه به لقاءالله میپیوندد. دیوارهای کوچه، درهای منازل، کف کوچه و پشت بامها غرق در خون میشود و شناسایی بیشتر اجساد غیر ممکن میگردد.
جسم شهید، کفنپوش و به خاک سپرده شد، اما مشاهده گردید که در خلعت ایشان یک کیسه اضافی هم وجود دارد. بامداد اربعین حسینی مصادف با هفتمین روز شهادت آن عزیز بود که خبر آوردند علویه محترمهای شب قبل او را در خواب دیده که گفته است: «من ناراحت هستم، چون قطعاتی از بدن من لابلای آجرهای کوچه باقی مانده است. امروز آن را به من ملحق کنید.» جستوجو آغاز گشت و پس از تلاش فراوان مقداری قطعات پوست و گوشت یافت شد. ساعت ۲۲ همان شب تشییع دوم انجام گرفت و با جای دادن پارههای بدن درون همان کیسه اضافی، پایین قبر را شکافتند و آن را به بدن مطهر ملحق نمودند.
تحریرات و آثار
شهید آیتالله حاج سیدعبدالحسین دستغیب تالیفات ارزشمندی از خود به جای گذاشت. صلوه الخاشعین، داستانهای شگفت، گناهان کبیره (۲ ج)، قلب سلیم، قیام حسینی، سیدالشهداء، خطبه شعبانیه، استعاذه، معاد، بهشت جاویدان، مظالم، نفس مطمئنه، بندگی: راز آفرینش، ایمان، اخلاق اسلامی، آدابی از قرآن، سرای دیگر، ۸۲ پرسش، معارفی از قرآن، رازگویی و قرآن، قلب قرآن، حقایقی از قرآن، معراج، قیامت و قرآن، نبوت، امامت، فاطمه زهرا (س)، زینب کبری (س)، خطبههای نماز جمعه، شرح و حاشیه بر کفایه الاصول، حاشیه بر رسائل شیخ از جمله آثار وی به شمار میرود.
منبع : باشگاه خبرنگاران

















































