باشگاه خبرنگاران جوان - اخیراً نور پهلوی، دختر رضا پهلوی سفری به نروژ داشته که واکنشهای زیادی در شبکههای اجتماعی به دنبال داشته؛ این سفر بهقدری جنجالبرانگیز بوده که حتی سفر پدرش به اوکراین ـ که همزمان با سفر وی انجام شده ـ را نیز کاملاً به حاشیه برده است.
ماجرا از این قرار است که عدهای از سلطنتطلبان مقابل هتل ـ محل اقامت ـ نور پهلوی تجمع کرده و شعارهایی به نفع خانواده پهلوی سر دادهاند. نور پهلوی نیز در بالکن اتاقش حاضر شده و از بالا به پایین به طرفداران خانوادگیاش نگاه کرده و لبخند زده است.
کابران شبکههای اجتماعی از دو منظر به این موضوع پرداختهاند و درباره آن مطالبی را در صفحات خود منتشر کردهاند؛ یکی علاقهمندی سلطنتطلبها به «رعیت بودن» و «زیردست بودن» و یکی هم شخصیت خود نور پهلوی و مرور این مسأله که اصولاً دختر رضا پهلوی، دقیقاً چه ویژگی خاصی دارد که او را نسبت به دیگر ایرانیان متمایز کرده است؟
برخی رسانهها و کاربران ایرانی ـ عموماً خارج از کشور ـ ذرهبین خود را روی تیپ شخصیتیِ طرفداران پهلوی بردهاند و تمایل این افراد به «رعیتمآبی» را مورد توجه قرار دادهاند.
یکی از فعالان رسانهای در صفحهاش نوشته: «بالای بالکن ایستاده و با لبخندی ملیح به پایین نگاه میکند. به جماعتی که با لباسهای خیس و چهرههایی مسحور، چشم از او برنمیدارند. خیره، افسونزده فردی که [او را] والاتر از خود میبینند. برایش هورا میکشند، برای دختری که تنها امتیازش، نسبتش با تبار قدرت است؛ فرزندِ شخصی که پدرش روزگاری شاه بوده... مسأله نه خودِ آن دختر است، نه خاندانش و نه حتی صرفاً سیاست. مسأله، جامعهای است که در دل این همه ویرانی هنوز مجذوبِ فاصله است؛ جامعهای زخمخورده از سالها استبداد که همچنان به سلسلهمراتب نیاز دارد، هنوز میخواهد کسی «بالا» بایستد و او از «پایین» نگاهش کند».
البته این صحنه «رعیتمآبانه» که سلطنتطلبها در نروژ خلق کردند، تنها نمونهای از این خلقوخوی بدوی آنها است؛ چرا که حامیان پهلوی با وجود سالها زندگی در کشورهای غربی ـ که همواره مدعی دموکراسی و مدرنیته بودهاند ـ هنوز فرهنگشان عوض نشده است.
برای نمونه، همین چند ماه پیش بود که پهلویها طی برگزاری همایشی در مونیخ آلمان، رعیتمآبی را به اوج خود رساندند؛ تا جایی که یکی از حامیان رضا پهلوی ـ با بیان اینکه هیچ دینی را قبول ندارد، اما رضا پهلوی را کعبه خود میداند ـ در مقابل پهلوی سجده کرد.پیشتر به این مسأله اشاره شده که گویا به نظر میرسد پهلویها در پوشش فعالیتهای به اصطلاح سیاسی و با ادعای ملیگرایی، درواقع تبدیل به یک «فرقه» جدید شدهاند؛ چرا که سلطنتطلبان در دیگر تجمعاتشان نیز شعارهایی سر دادهاند که این واقعیت را به وضوح روشن میکند.
بهطور مثال، در یک تجمع محدود که در ژنو برگزار شده بود و اتفاقاً شخص رضا پهلوی و همسرش یاسمین نیز در آن جمع حضور داشتند، سلطنتطلبها شعار داده بودند: «خدای هر ایرانی، کینگ رضا پهلوی!». همچنین در یک مورد دیگر نیز، شخصی در صفحه اینستاگرامش یک ویدئو منتشر کرد که در آن، همسر و فرزند رضا پهلوی را «خداوند» نامیده بود.اما درباره خودِ «نور پهلوی» که سفرش به نروژ، بار دیگر فضا را برای شناخت دقیقتر سلطنتطلبان یا همان «رعیتمآبی» آنها فراهم کرده، این پرسش مطرح شده او دقیقاً از چه ویژگی متمایزی نسبت به دیگر ایرانیان ـ بهویژه ایرانیان خارج کشور ـ برخورد است که طرفداران پهلوی اینگونه برای او هورا میکشند؟
چند ماه قبل، فرامرز دادرس، افسر گارد شاهنشاهی پهلوی که در سالهای گذشته در فرانسه به فعالیت رسانهای مشغول بوده، در یکی از برنامههای خود به موقعیت شغلی «نور پهلوی» اشاره کرده بود.
فرامرز دادرس در اینباره گفته: «رضا پهلوی ـ در چند ماه اخیر ـ یک کار بزرگ انجام داد و آن، این بود که رفت با افرادی ازجمله شخصی به اسم خسروشاهی تماس گرفته بود که یک شرکتی دارد در آمریکا به نام شرکت سفره.این شرکت واردکننده و پخشکننده محصولات خوراکی ایرانی است؛ رضا پهلوی موفق شد دخترش را در این شرکت استخدام کند. دخترش بعداز این همه سال یه کار پیدا کرد و با خوشحالی در توییترش نوشت که من عضو این شرکت هستم. البته نمیدانم چه بخشی را به او دادهاند. زرشک، زعفران، زنجبیل یا بخش آبغوره؛ چون دستبهآبغورهگرفتنش هم خوب است».
دادرس در ادامه صحبتهای خود، خطاب به رضا پهلوی میگوید: «شما این همه پول به خارج بردید؛ این دختر الان باید رأس یک کمپانی بزرگ بینالمللی باشد یا رأس یک تشکیلات علمی باشد!خیلی از ایرانیها که به خارج آمدهاند، بچههایشان درس خواندند، موفق شدند، چه درآمدهایی چه موقعیتهای اجتماعی برای خود کسب کردند. اما این دختر که میخواهد ملکه ایران شود، حالا تازه افتاده به زرشک و زعفران فروختن؟ شما خجالت نمیکشید؟».
منبع: فارس