
باشگاه خبرنگاران جوان - چند سال قبل بود. تصاویر جالبی از تلویزیون پخش شد. محفل ادبی و جشنواره سرودههای اهلسنت در مدح امام رضا (ع) و منصفانه چه شعرهای نابی هم بود. برخی شاعران وقتی شعرهایشان را میخواندند، چشمانشانتر میشد و صدایشان از شوق و ارادت به امام عزیزمان میلرزید. خلاصه و یککلام! حال خوشی را تجربه و منتقل میکردند. بعد هم خادمان، پرچم متبرک گنبد که بین دو خورشید و دو آسمان، حسابی خواستنی و عزیز شده بود را میان حاضران آوردند. شیعیان حاضر در جلسه و اهلسنت آن را به احترام بوسیدند. پرچمی که ماهها مجال این را داشته که بالای گنبد شمس الشموس؛ امام رئوف (ع) و زیر نور خورشید تابان و در آسمان حرمش به اهتزاز در بیاید.
آن همنوایی شاعرانه اهلسنت با ما نسبت به امام رضاجان ته ذهنم خوش نشست. تا اینکه چند سال بعد، سیل آمد. کجا؟ یک سیل بهاری که استانهایی از کشور از جمله گلستان و در این استان به طور ویژه «آققلا» را درگیر کرد. شهر تا کمر توی آب، رفت. آققلا؛ محل سکونت ترکمنهاست که اهلسنت هستند. روحانیان شیعه وقتی خبر را شنیدند؛ خودشان را با سرعت به گلستان رساندند. وسط سیلاب آققلا خیمه زدند. راهآب را باز کردند. گونیهای پر از ماسه و سیمان را آماده کردند تا راه سیلاب بسته شود. موتورهای مکش آب را با کمک قرارگاه خاتم الانبیاء به میدان آوردند تا آب به سمت دریا پمپزنی و راه نفس شهر باز شود. مردم را در بلندی شهر ساکن کردند. خلاصه هر کار که از دستشان برمیآمد، برایشان انجام دادند. رسانههای معاند که طاقت نداشتند این همدلی میان اهلسنت و شیعه را ببینند به شیطنت خبری دست زدند.
ظاهراً یک روز عصر بعد از اینکه کارها تمام شده بود، جهادیها بین سیلاب ایستاده، مداحی و عزاداری کرده بودند که: ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم و... رسانههای معاند؛ آنهایی که تاب نداشتند تا کمر در آب و تا زانو در گل فرورفتن نیروهای جهادی برای خدمت به مردم را ببینند و به نمایش بگذارند، همین سینهزنی را محل تاختوتاز و بیعدالتی قرار دادند که نیروهای جهادی شیعه رفتهاند وسط سیلاب و مشکلات اهلتسنن ترکمن، جلسه روضه برگزار کردهاند! درست همان موقع که بعضیها بیتوجه و بررسی، تحتتأثیر این فضا قرار گرفته بودند، اما اهلسنت و معتمدان ترکمن آققلا از نیروهای جهادی دفاع کردند و جواب رسانهها را دادند: «حرفزدن و ایرادگرفتن آسان است. این جهادیها شب و روز ندارند برای خدمت به ما. شما آن طرف دنیا کاری جز نشستن و ایرادگرفتن هم دارید؟!»
ماجرای ماهعسل اهلتسنن از یادم نرفته است؛ همان روزها که با ترکمنهای اهلسنت آققلا برای بررسی وضعیت سیلزدگان و اینکه چه انتقاد و پیشنهادی به کار نیروهای جهادی دارند، صحبت میکردم و مصاحبه میگرفتم، از ارادت ویژه ترکمنها به امام رضا (ع) باخبر شدم. کسی که با او گفتوگو میکردم، آدم جالبی بود و میگفت: «اهالی اینجا لحظهشماری میکنن که سیل تموم شه و مراسم عروسی زوجهای جوان آققلا برگزار بشه. اینجا زندگی همیشه جریان داره!» بین جملات معتمد محله یک جمله میدرخشید: «این سیل به خیروخوشی تموم شه عروس، دامادامون رو بهسلامتی راهی قزل امام میکنیم.» خوب یادم هست با تعجب گفتم: قزل امام؟ میخواستم بدانم منظورش دقیقاً کیست. اما صدایی در پاسخ سؤالم نیامد. سکوت و مکث چندثانیهای برقرار شد بعد، مرد ترکمن با صدایی پراز عاطفه و لرزان گفت: «امام هشتم شما شیعیان...»
اشک، امکان صحبت را هرازگاهی از معتمد مصاحبه ما میگرفت. مرد سختکوش آققلایی، اما دوباره به گفتوگو برمیگشت: «این آقا خیلی کریمه. روی ما را زمین نمیندازه و زائرهای ما رودست خالی برنمی گردونه و...» ماجرا برایم جالب شد. شما به امام رضای ما میگویید قزل امام! اما چرا؟ لبخندی زد و گفت: «گنبد این آقا طلاست. سقاخانه و پنجره فولادش هم طلایی است. به ترکی، قزل یعنی طلا، اما ما شیفته طلای این گنبد و بارگاه نیستیم. ذات این آقا بهتر از هر طلایی است. ما تا گره به کارمان میافتد، میرویم مشهد. یک چیزی بگویم، ناراحت نمیشوید؟» گفتم نه و گفت: «شما وقتی عروسی میکنید برای ماهعسل، عروس و دامادهایتان شاید بروند مشهد شاید هم شهرهای دیگر، اما تقریباً تمام ما ترکمن هایک قانون نانوشته داریم؛ اولین سفر و ماهعسل مشترک همه زوجهای جوان آققلایی باید مشهد؛ حرم قزل امام باشد.»
خبرها را بالا و پایین میکنم تا اطلاعات بیشتری درباره ارادت اهلسنت به اهلبیت (ع) و همسویی با دلدادگیشان مثل شیعیان به مقام این عزیزان پیدا کنم. خبرها جالب میشوند. موکبهای عید غدیر در سیستان و بلوچستان را شیعیان برپا میکنند و اهلسنت آنجا هم کمر به خدمت مهمان حضرت علی (ع) میبندند. به یکی از رابطان خبریام در سیستان و بلوچستان زنگ میزنم. پدر شهید مدافع حرمی که پسرش، «سلمان» در دفاع از حرم عمه سادات در سوریه به دست داعش شهید شد. شهیدی که اهلسنت بود. بابا گریه میکند و میگوید: «خانم اون چیزی که از اختلافات مذهبی نشون میدن خیلی هاشون دروغه! اینجا شیعه دیگ حلیم و خورشت تاسوعا و عاشورای امام حسین (ع) را بار میذاره. آتش هیزم زیر دیگ را روشن میکنه و بقیه کارها را اهلسنت با عشق به حضرت خاتم و خاندانش از دل و جون انجام میدهند. دیگها را سیم زده، برقانداخته و شسته تحویل بانی مجلس میدهند.» دوباره رصد میکنم؛ خبری دیگر هم کم جذاب نیست: «جشن ولادت قزل امام (ع) ترکمنستانیها همزمان با سالروز ولادت حضرت امام رضا (ع) با حضور علاقهمندان ترکمنی آن امام همام، در محل رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در عشقآباد برگزار شد.»
در متن رسمی خبر طبیعی است که بعضی چیزها جا بماند و از قلم بیفتد. در خبر نوشتهاند که مردم ترکمنستان ارادت خاصی به امام رضا (ع) دارند، اما ننوشتهاند که خیلیهای ما وقتی به حرم امام هشتممان میرویم زائران تاجیک و ترکمنستانی را میبینیم که معمولاً بیشتر بهمن و اسفندماه به زیارت قزل امام میآیند. اهلسنت مقید هستند که از مغازههای اطراف حرم حتماً پارچههای سبز به نیت شفا و برکت بخرند. سوغاتی برای قوموخویش ببرند. حتی بعضیهایشان پارچه سبز را با خودشان توی صحن میبرند تا بیشتر تبرک شود. توی دستشان بطریهای آبی را میبینی که از سقاخانه قزل امام پر کردهاند به نیت تبرک و شفا میبرند. با خادمان حرم رضوی؛ آنهایی که مسئول دریافت نذورات مردمی هستند هم که گپ میزنم، حرفهای جالبی دارند. مثلاً اینکه خانمهای ترکمن بسیاری، طلاهای اعیانی و آنچنان خودشان را به این آستان بخشیدهاند. چهرههای سرشناس ترکمن و اهلسنت در کارهای خیرانه حرم مشارکت خوبی دارند. فرشهای نفیس ترکمنی زیادی تابهحال به بارگاه این امام همام تقدیم شده و ازایندست مثالها کم نیست.
با مغازهدارها درباره زائران ترکمن حرف میزنم تا متوجه شوم حقیقت میدان چقدر با شنیدهها همخوانی دارد. پاسخهایشان جالب است: «اهلسنت خیلی سوغاتی میخرند. برایشان مهم است و به قول خودشان اقوامشان انتظار تبرکی دارند.» یکی از کسبه که به قول خودش کرکره مغازهاش در خیابان امام رضا (ع) ۲۵ سال است پایین نیامده و ۲۴ ساعته مغازهشان باز است، میگوید: «زمان کرونا که رفتوآمد به مشهد کم شد، ترکمنها همچنان میآمدند. برایم جالب است که بینشان خیلی تازهعروس و داماد بود.» حرفهایش صحبتهای معتمد آققلایی را تأیید میکند. برای اینکه مطمئن شوم میپرسم از کجا تشخیص میدهد که تازهعروس و دامادند؟ میگوید: «سرخی حنای دستهایشان خیلی تازه است. عروسها زیورآلات دارند. معمولاً با همان کفش سفید عروسی یکبار زیارت میروند. روی سرشان زیر روسری یک حلقه نازک است که نشان میدهد، آن خانم متأهل است. اینها را بنا به تجربه و تکرار سر و کارداشتن با ترکمنهای عزیز میگویم وگرنه مشتری مثل ناموس خود ما برایمان حرمت دارد.»
مغازهدار اصالتاً درودی نیشابوری نشانههای دقیق و درستی را مطرح میکند؛ در وصف پوشش بانوان ترکمن در فضای مجازی نوشته است: «بانوان ترکمن معمولاً بعد از ازدواج زیر روسری خود یک حلقه تاج به سر میگذارند که نشانه متأهل بودن است. با تولد هر فرزند یک حلقه به حلقه تأهل افزوده میشود؛ حلقه یا تاج ترکمن، نشانه ارتقا، کامل و پختهتر شدن فرد است.»
به دختران زیبا و اصیل ترکمن فکر میکنم به همانهایی که وقتی دستان حنابسته شان را در دست مرد زندگیشان میگذارند. وقتی تاجِ محلیشان؛ همان حلقه تأهل را روی سر دارند. زیر لب در دلشان دعا میکنند که هرچه زودتر توی حرم قزل امام باشند و با هم عکس یادگاری بگیرند. از خودشان خوشبختی، داشتن اولاد صالح، روزی حلال و برکت از حرم قزل امام برای زندگیشان سوغات بیاورند. اهلتسنن ترکمن جمله جالبی دارند: قزل آقا، قزل امام، یا ضامن آهو! ضامن خوشبختی عروس و دامادهای نازنین ما هم باش! آدم چه کِیفی میکند وقتی میبیند امامی که دوست دارد. مولای هشتمین شیعه اینقدر در طاقچه احترام زندگی اهلسنت قرار دارد. آدم هوس میکند که بگوید: قزل امام ترکمنها تا از قلم نیفتاده ما هم خیلی دوستت داریم!
منبع: فارس





















![ادعای رسانه سعودی: لبنان و اسرائیل به آتشبس دست یافتند / ادعای ترامپ درباره زمان توافق: اگر اتفاق بیفتد، ممکن است آخر هفته به نتیجه برسد / آنها خیلی به امضای سند نزدیک هستند / دوست دارم موضوع لبنان را [از ایران] جدا کنم / معاون اندیشکده کوئینسی: ایران دیگر بازیِ «یک ضربه در مقابل یک ضربه» را کنار گذاشته؛ در برابر هر حمله «حداقل ۱/۵ برابر محکمتر» تلافی میکند](/news/u/2026-06-04/entekhab-wse2x.jpg)



























