این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
ساناز احمدیفر، منتقد سینما: در مقابل، بعضی بازیگران از تکرار یک موقعیت، به کشف وجوه تازهای از آن میرسند. مریلا زارعی را میتوان در گروه دوم قرار داد؛ بازیگری که «مادر» در کارنامهاش هیچوقت یک شخصیت ثابت نبوده است. او بارها مادر شده، اما هر بار تلاش کرده زن متفاوتی را پشت این عنوان قرار دهد؛ زنی با گذشته، زخم، خواسته، ضعف، قدرت و واکنشهایی متفاوت. شاید به همین دلیل است که میتوان درباره کارنامه او از یک تناقض جذاب حرف زد: تکرار نقش مادر، بدون تکرار کردن یک مادر. شیدا در سریال «کوری» تازهترین نمونه این مسیر است؛ شخصیتی که مادرانگی را از محدوده اشک، فداکاری و مظلومیت بیرون میکشد و با خشم، اراده و مطالبهگری پیوند میدهد.از رنج نیر تا کنش شیدا
برای دیدن تفاوت شیدا با مادرهای قبلی زارعی، کافی است کمی به عقب برگردیم. در «سربازهای جمعه»، نیر مادری است که مادرانگیاش با تلخی و زخمی پنهان همراه شده است. زارعی او را به یک مادر دلسوز و کلیشهای تبدیل نمیکند. نیر پیش از آنکه صرفاً «مادر» باشد، زنی است که رنجی را با خود حمل میکند و این رنج روی رفتار و نگاهش سایه انداخته است. شیدا نیز زخمی است، اما تفاوت در واکنش اوست. نیر بیشتر در رنج گرفتار میشود و شیدا تلاش میکند از رنج عبور کند. انگار همان زخمی که در یک نقش به سکوت و تلخی منجر میشود، در نقش دیگر به تصمیم و کنش تبدیل شده است.
الفت؛ مادری در انتظار …

































































































































































