اخیرا دکتر محمدمهدی بهکیش استاد فرهیخته و صاحبسبک اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که کلاس اقتصاد ایران وی در دوره کارشناسی ارشد بهشدت مورد علاقه دانشجویان و زبانزد دانشکدههای اقتصاد بود، در یادداشتی کوتاه نوشت: «سالهای تدریس، همیشه به سرنوشت جوانانی فکر میکردم که در رشته اقتصاد ثبتنام کرده بودند و در کنار دروس خود با ذوق و علاقه، مسائل روز را دنبال میکردند ولی هنگام اتمام تحصیل، نمیدانستند دنبال چه شغلی بگردند. مدتی سرگردان میشدند، برخی از آنان به دانشکده برمیگشتند تا ادامه تحصیل دهند. بخش عمدهای از اقتصادخواندهها مجبورند به کارهای تا حدی مرتبط چون حسابداری و بخش دیگری به کارهای غیرمرتبط مشغول شوند؛ مابقی یا پیگیر تحصیل در سطح ارشد یا دکترا میشوند یا به دیگر کشورها مهاجرت میکنند یا بیکار میمانند. »
نکته حساس و مورد توجه من به این نوشته دکتر بهکیش این است که ایشان را در مقام اجرای تخصصیترین مشاغل اقتصادی یعنی اتاق بازرگانی، اتاق بینالملل و اتاق مشترک ایران و ایتالیا نیز میشناسم و باید پرسید چرا دکتر بهکیش نیز نتوانست حداقل دانشجویان برجسته خود را به فعالیت اقتصادی و مشاوره تجاری برانگیزاند. …



































































































































































