اما بازخوانی تاریخی نمیتواند در سطح روش متوقف بماند. روش زمانی معنا پیدا میکند که ما را به واقعیت نزدیکتر کند. از این رو، در قسمت دوم باید یک گام جلوتر رفت: وقتی روایتها، شواهد، تجربه فرماندهان و مسیر چنددههای محسن رضایی را در کنار یکدیگر قرار میدهیم، چه تصویری از او به دست میآید؟
پاسخ به این پرسش را میتوان در پنج پرسش مادر دنبال کرد؛ پرسش نخست: چرا باید محسن رضایی را از نو خواند؟
زیرا با یک فرمانده معمولی مواجه نیستیم. محسن رضایی در بخش مهمی از دوران دفاع مقدس، در جایگاه فرمانده عالی سپاه قرار داشت؛ در نقطهای که تصمیمهای او با شکلگیری ساختار فرماندهی جنگ و با تجربه و رشد نسل بزرگی از فرماندهان انقلابی پیوند میخورد. علی شمخانی، حسن باقری، غلامعلی رشید، قاسم سلیمانی، احمد کاظمی، مهدی باکری، احمد متوسلیان، حسین خرازی، محمدابراهیم همت، مهدی زینالدین، محمد باقری، حسین سلامی، محمد پاکپور و بسیاری دیگر که یا به فیض شهادت رسیدند و یا برخی دیگر در قید حیاتاند، در سالهای مهمی از رشد خود در محیط مشترکی فعالیت کردند که محسن رضایی در رأس آن قرار داشت.
بنابراین، محسن رضایی را نمیتوان فقط با فهرستی از تصمیمها و عملیاتها شناخت. باید نقش او را در شکلگیری یک محیط و فرهنگ فرماندهی نوین انقلابی، در رشد فرماندهان و در تبدیل تجربههای پراکنده جنگ به یک نظام نوین و انقلاب دفاعی ایران واکاوی کرد.
از همینجا نیز دلیل بخشی از روایتهای متعارض درباره او روشن میشود. افراد مختلف، محسن رضایی را از موقعیتهای متفاوت دیدهاند؛ یکی از میدان، دیگری از قرارگاه؛ یکی در سالهای نخست و دیگری در سالهای پایانی جنگ. هرکدام بخشی از واقعیت را دیدهاند. بنابراین، اختلاف روایتها فقط نشانه اختلاف نظر نیست؛ گاهی نشانه آن است که با شخصیتی مواجهیم که ابعاد و سطوح مختلفی از تجربه فرماندهی را در خود جمع کرده است. پرسش دوم: نقش واقعی محسن رضایی در دفاع مقدس چه بود؟ …



































































































































































