قیمت طلا امروز




 تسلیحات اسرائیل

 خبرگزاری همشهری‌آنلاین / ۱ ساعت قبل

چه بلایی بر سر 15 پایگاه آمریکا آمد؟ | 4 توانایی ویژه ایران برای تداوم حملات به آمریکا

ضربات سنگین و پی‌درپی ایران به شبکه پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، معادلات حضور نظامی واشنگتن در خلیج‌فارس را با چالشی جدی روبه‌رو کرده؛ چالشی که اکنون حتی در ارزیابی‌های محافل نظامی و امنیتی آمریکا نیز نشانه‌ها و پیامدهای آن آشکار شده‌است.
 چه بلایی بر سر 15 پایگاه آمریکا آمد؟ | 4 توانایی ویژه ایران برای تداوم حملات به آمریکا
همشهری آنلاین – گروه سیاسی: حملات موشکی و پهپادی ایران، از کویت و بحرین و قطر تا امارات، عربستان و اردن، نشان داد پایگاه‌هایی که سال‌ها ستون فقرات حضور نظامی آمریکا در منطقه محسوب می‌شدند، در برابر توان تهاجمی ایران آسیب‌پذیرند. وبگاه تخصصی «دیفنس سکیوریتی آسیا» به‌تازگی در گزارشی به این موضوع پرداخته و تاکید کرده براساس ارزیابی تحلیلگران نظامی آمریکایی، واشنگتن احتمالاً دسترسی دائمی خود به حدود ۱۵پایگاهش را در خلیج‌فارس از دست داده‌است؛ ارزیابی‌ای که عمق نگرانی آمریکا درباره آینده آرایش نظامی‌اش در منطقه را نشان می‌دهد.

آسیب‌پذیری شبکه پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس حملات موشکی و پهپادی ایران آسیب‌پذیری‌های مهم شبکه پایگاه‌های آمریکا در خلیج‌فارس را آشکار کرده‌است. این موضوع احتمالاً پنتاگون را به سمت پراکنده‌سازی نیروها و بازطراحی آرایش نظامی خود در خاورمیانه سوق خواهد داد. براساس ارزیابی ژنرال بازنشسته آمریکایی، «بری مک‌کفری»، آمریکا احتمالاً دسترسی دائمی خود به ۱۵ پایگاهش را در خلیج‌فارس از دست داده‌است. این وضعیت نوعی «بن‌بست راهبردی» ایجاد کرد؛ اگرچه زیرساخت‌های نظامی جمهوری‌اسلامی آسیب دید، اما ایران همچنان توانست با موشک‌ها، پهپادهای انتحاری، نیروهای دریایی و ایجاد اختلال در مسیرهای لجستیکی، هزینه‌هایی جدی بر نیروهای آمریکایی تحمیل کند. بیش از ۲۰۰ مورد از تأسیسات آمریکایی، ازجمله آشیانه‌ها، پادگان‌ها، رادارها، انبارهای سوخت، مراکز ارتباطات ماهواره‌ای و سامانه‌های پدافندی، هدف قرار گرفتند. در نتیجه، زیرساخت‌هایی که پیش‌تر پشت جبهه و امن تلقی می‌شدند، به بخشی از میدان نبرد تبدیل شدند.

معماری پیشین نظامی آمریکا پیش از جنگ، فرماندهی مرکزی آمریکا حدود ۳۵ تا ۴۰هزارنیرو را در نزدیک به ۲۰سایت میان اردن و عمان مستقر کرده بود. این شبکه وظایفی مانند عملیات هوایی، امنیت دریایی، جمع‌آوری اطلاعات، توزیع لجستیکی و فرماندهی منطقه‌ای را پشتیبانی می‌کرد. پایگاه‌های اصلی مورد هدف، شامل تأسیسات پشتیبانی دریایی بحرین، مقر ناوگان پنجم آمریکا، زیرساخت‌های ارتش و نیروی‌هوایی در کویت، پایگاه العدید قطر و مجموعه‌ای از تأسیسات در عربستان سعودی و امارات بود. تمرکز این پایگاه‌ها در محدوده برد موشکی ایران به یک «نقطه ضعف» تبدیل شد. مختصات ثابت و قابل پیش‌بینی، به ایران اجازه داد حملات هماهنگ علیه انبارهای سوخت، باندهای پروازی، آشیانه هواپیماها، رادارها و مراکز ارتباطی انجام دهد.

حرکت به سوی آرایش پراکنده پنتاگون، ستاد مشترک و سنتکام گزینه‌هایی را برای انتقال بخشی از توانایی‌ها به مناطق غربی‌تر بررسی کرده‌اند؛ مناطقی که موشک‌های کوتاه‌برد و پهپادهای انتحاری ایران برای رسیدن به آنها با فاصله، هشدار و موانع بیشتری روبه‌رو شوند. غرب عربستان، اردن، اسرائیل و جنوب اروپا از گزینه‌های مطرح هستند. تأسیسات عربستان در نزدیکی دریای سرخ نیز می‌تواند دسترسی منطقه‌ای را حفظ کند، بدون اینکه نیروهای آمریکایی در نزدیکی خلیج‌فارس و مناطق پرتاب ایران متمرکز باشند. پراکنده‌سازی هزینه‌های خاص خود را دارد. نیازهای ضروری برای اجرای پراکنده‌سازی: پایگاه‌های کوچک‌تر و موقت استقرارهای چرخشی جابه‌جایی سریع هواپیماها طراحی باندهای جایگزین تامین تیم‌های سیار سوخت‌رسانی و تعمیرات ایجاد تأسیسات فریب ایجاد ارتباطات مقاوم در برابر جنگ الکترونیک و حملات سایبری چنین ساختاری آسیب‌پذیری هر نقطه را کاهش می‌دهد، اما هزینه‌های امنیتی، حمل‌ونقل، نیروی انسانی و هماهنگی را افزایش می‌دهد.

افزایش اهمیت دیگو گارسیا و چالش لجستیکی آسیب‌ها به کویت، بحرین و العدید قطر سبب شده بخشی از تأمین مجدد دریایی آمریکا به سمت جزیره «دیگو گارسیا» در اقیانوس هند منتقل شود. این فاصله به یک عامل عملیاتی تبدیل شده است، زیرا هر ساعت اضافه پرواز یا دریانوردی به سوخت، توان خدمه، ظرفیت تعمیرات و امکانات حمل‌ونقل بیشتری نیاز دارد. هواپیماهایی که از اروپا یا اقیانوس هند فعالیت کنند، به پشتیبانی سوخت‌رسان‌های هوایی بیشتری نیاز خواهند داشت. ناوهای هواپیمابر نیز برای سوخت، مهمات، غذا و قطعات و تعمیرات تخصصی، به شبکه لجستیکی گسترده‌ای وابسته‌اند. از این رو، توان لجستیکی به یکی از معیارهای اصلی موفقیت آرایش جدید آمریکا تبدیل می‌شود؛ زیرا قرار دادن سلاح‌ها خارج از برد موشکی ایران، بدون توانایی رساندن سریع سوخت، مهمات، اطلاعات و پشتیبانی تعمیراتی، بازدارندگی محدودی ایجاد خواهد کرد.

بن‌بست راهبردی آمریکا این جنگ نشان داد نابودی تعداد زیادی هدف، لزوماً به معنای حذف توان تحمیل هزینه نیست. ابزارهای حفظ ظرفیت اقدام‌های تلافی‌جویانه، حتی پس از تخریب گسترده زیرساخت‌ها: موشک‌های متحرک وجود ذخایر زیرزمینی تدارک اهداف فریب طراحی سامانه‌های فرماندهی جایگزین و قابلیت‌های پراکنده نکته ویژه: آمریکا با تفاوت میان «تخریب توانمندی‌های ایران» و «خنثی‌کردن ظرفیت اعمال فشار ایران» روبه‌رو شده‌است. آینده بازدارندگی: امنیت تنگه هرمز همچنان اهمیت محوری دارد. هرگونه اختلال در آن می‌تواند بر بازارهای جهانی انرژی، هزینه حمل‌ونقل و اعتماد متحدان آمریکا اثر بگذارد. کاهش حضور آمریکا در خلیج فارس می‌تواند آسیب‌پذیری و هزینه بازسازی را کاهش دهد. این رویکرد ازسوی دیگر ممکن است توسط کشورهای منطقه به‌عنوان نشانه کاهش تعهد واشنگتن تلقی شود. حفظ ساختار قبلی نیز احتمال حملات مکرر به زیرساخت‌های ثابت و قابل پیش‌بینی را افزایش خواهد داد. کد خبر 1063318







دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026