قیمت طلا امروز




 علی میرافضلی

 سایت ایران آنلاین / ۴ ساعت قبل

پژوهشی تازه درباره رباعیات مهستی گنجوی

علی میرافضلی می‌گوید: مهستی دبیر، شخصیتی ویژه در تاریخ رباعی فارسی است. تقریباً اغلب آنچه دربارۀ‌ او نقل کرده‌اند، در حالتی از افسانه و ابهام است و قابل راستی آزمایی نیست.
 پژوهشی تازه درباره رباعیات مهستی گنجوی
ایران آنلاین:

  علی میرافضلی - شاعر و رباعی‌پژوه /  در نوشتاری با عنوان «سرگشته چو باد می‌دوم در عالم» به معرفی «دیوان رباعیات مهستی دبیر گنجوی» پژوهش مهدی دهقان، تبریز، ۱۴۰۵ شمسی پرداخته و نوشته است: «مهستی دبیر، شخصیتی ویژه در تاریخ رباعی فارسی است. تقریباً اغلب آنچه دربارۀ‌ او نقل کرده‌اند، در حالتی از افسانه و ابهام است و قابل راستی‌آزمایی نیست. عطار در «الهی‌نامه» در حکایتی او را «مهستی دبیر» و از مقرّبان سلطان سنجر خوانده‌ است. اگر مهستی در دستگاه سلطان سنجر دبیر بود یا با سلطان ارتباط ویژه داشت، این پرسش باقی است که چرا منابع تاریخی دربارۀ او سکوت کرده‌اند؟ بعضی منابع، او را همسر و به تعبیر حمد مستوفی «منکوحۀ» پورخطیب گنجه دانسته‌اند. در مورد پورخطیب گنجه نیز چیز زیادی نمی‌دانیم. ولی به واسطۀ تضمین شعری از او در غزلیات سنایی، حدس می‌زنیم که لااقل هم‌عصر سنایی بوده است (در نیمۀ دوم قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری). داستانی در مورد روابط عاشقانۀ مهستی و تاج‌الدین امیراحمد یا همان پورخطیب گنجه در دست است که احتمال می‌رود، عبدالله جوهری تبریزی (زنده در ۶۸۶ق)  در اواخر قرن هفتم هجری آن را پرداخته باشد. جوهری، بر زبان شخصیت‌های داستان (پور خطیب، مهستی، خطیب، پیر عثمان، شاه گنجه، محتسب و دیگران) رباعیاتی گذاشته که هر کدام از منبعی اخذ شده است و ممکن است تعدادی هم سرودۀ خودش باشد. اما عده‌ای فکر کرده‌اند که رباعیات مندرج در داستان، سرودۀ‌ همین اشخاص است.

به گزارش ایسنا، در هیچ منبع معتبری از زادگاه مهستی یاد نشده است؛ برخی او را گنجوی و عده‌ای او را خجندی می‌دانند. منبع هر دو گروه، نسخه‌هایی از قصّۀ امیر احمد و مهستی است. هیچ دفتر مستقلی از رباعیات مهستی گنجوی به دست ما نرسیده، اما رباعیات منسوب به او در سفینه‌ها و جُنگ‌های شعر، ظَهر و هوامش و انتهای نُسَخ خطی، کتب لغت، تواریخ و تذکره‌های شعر نقل شده است. در منابع کهنی که تا پایان قرن هشتم به دست ما رسیده، نسبت زادگاهی مهستی قید نشده است. رباعیات منسوب به مهستی، اغلب حال و هوایی عاشقانه دارد و از لحاظ تکنیک اجرا و موضوع، دو گروه رباعی در آن چشم‌گیرتر است. نخست، رباعیاتی که در نوع ادبی شهرآشوب می‌گنجند و در وصف اصناف و پیشه‌وران است و دیگر، رباعیاتی که دارای صنعت جناس است و این جناس بیشتر در محل قافیه واقع شده است.

تحقیق در رباعیات منسوب به مهستی گنجوی حدود یک قرن قدمت دارد و محققانی از ایران، آذربایجان، تاجیکستان و اروپا در این کار مشارکت داشته‌اند. از میان آن‌ها، کتاب مهستی زیبا (ویسبادن، ۱۹۶۴م) اثر فریتز مایر - ایرانشناس نامدار سوئیسی - جایگاهی درخور توجه دارد. اما متأسفانه هنوز به زبان فارسی ترجمه نشده است. در ایران، پژوهندۀ سختکوش آقای مهدی دهقان در سال ۱۳۹۳ وارد جرگۀ مهستی‌پژوهان شد. ویراست دوم اثر او با تغییرات بسیار، امسال به بازار نشر آمد که الحق اثری قاعده‌مند و با اهمیت در حوزۀ مهستی‌پژوهی است.

دهقان، ۶۲ منبع مهم رباعیات منسوب به مهستی را به ترتیب تاریخی معرفی کرده که کهن‌ترینش «مجمع‌الرباعیات» ابوحنیفه عبدالکریم است که در اواخر قرن ششم هجری گردآمده و آخرینش، تذکرۀ شعله از عذری بیگدلی (درگذشتۀ ۱۱۸۵ق) است. یکی از این منابع، یعنی مجموعۀ خطی مورّخ ۷۲۵ق (منبع شمارۀ ۱۷) برای اولین بار توسط دهقان معرفی شده است. مؤلف در مقدمۀ کتاب، مباحث ارزنده‌ای در نقد و معرفی تحقیقات پیشین مطرح کرده و در فصل «جعلیات و تحریفات»، مواردی از اشعار جعل شده به نام مهستی و تحریفات صورت گرفته پیرامون زندگی و اشعار او را مورد بررسی قرار داده است.

مؤلف در چاپ اول کتاب، نیم نگاهی نیز به قصّۀ امیر احمد و مهستی داشت و برخی از رباعیات آن را به گزیدۀ خود راه داده بود. اما در ویراست دوم، با نگاهی انتقادی به این داستان نگریسته و چنین نتیجه گرفته که «مطالعۀ دقیق داستان مهستی و امیر احمد نشان می‌دهد که این اثر نمی‌تواند به عنوان منبع معتبری برای شناخت اشعار مهستی مورد استناد قرار گیرد». فصل پنجم کتاب به رباعیات مهستی اختصاص دارد و در آن ۱۷۴ رباعی بر اساس منابع کهن جای گرفته است. البته تعدادی از رباعیات این بخش، با وجود داشتن منبع کهن یا نسبتاً کهن، میان مهستی و شاعران دیگر مشترک است. در فصل ششم، ۸۲ قطعه شعر که اغلب رباعی است، به عنوان اشعار منسوب به مهستی که به احتمال زیاد سرودۀ او نیست، نقل شده و مورد ارزیابی قرار گرفته است.

کتاب «دیوان رباعیات مهستی گنجوی» یکی از معدود تحقیقات روش‌مندی است که در مورد رباعیات منسوب به مهستی دبیر صورت گرفته و زحمات محقق بی‌ادعا و فاضل آن که بدون حمایت هیچ دستگاه فرهنگی این کار مهم را به سامان رسانده، شایستۀ قدردانی است.

همچنین میر افضلی در یادداشت دیگری بر بیتی از مهستی با عنوان «به ریش آوردن» نوشته است: در میان رباعیاتی که جناب مهدی دهقان به نام مهستی گنجوی آورده، این بیت منفرد هم دیده می‌شود:

هر دعوی خوبی که تو دی می‌کردی

انصاف که امروز پریش آوردی

(دیوان رباعیات مهستی دبیر گنجوی، ۱۰۲، ۲۵۵).

متأسفانه بیت نخست رباعی، از هیچ منبعی به دست نیامده است. در مورد این بیت، چند نکته به ذهنم می‌رسد.

منبع رباعی، روضة‌الناظر عزیز کاشانی است. در دست‌نویس شمارۀ ۷۶۶ کتابخانۀ دانشگاه استانبول (برگ ۲۳۳ر)، عنوان رباعی «فرد» است و نام «مهستی» بر رباعی بعدی است: زیب چمن حُسن قوام قد توست. در دست‌نویس شمارۀ ۵۸۷ همان کتابخانه که رونوشت آزادانه‌ای از روضة‌الناظر است (برگ ۱۴۳ر)، بیت مذکور به نام «مهستی» است و عنوان رباعی بعدی، «لغیره» (نگاه کنید به تصویر پایین). آقای دهقان در این موضع، برای بیت منفرد، نسخۀ ۵۸۷ را معتبر گرفته و برای رباعی پسین، نسخۀ ۷۶۶ را. ضمن اینکه ضبط دو نسخه تفاوت‌هایی هم دارد. خوب بود توضیحی در این باب آورده می‌شد.

کلمه‌ای که «پریش» خوانده شده، در هر دو نسخه «بریش» است. به نظر می‌رسد که موضوع رباعی، ریش درآوردن معشوق است. از این حیث، ضبط «بریش» که در اصل نسخه هست،‌ ارجحیت دارد. خاصه آنکه در ورق بعدی روضة الناظر، بیت دیگری نقل شده که بسیار شبیه بیت مذکور است و مسئلۀ ریش در آنجا، وضوح بیشتری دارد (برگ ۲۳۴ر):

با هندوی خط درآمدی خوش بزنخ

تا لاجرم امروز بریش آوردی

ارتباط ریش و زنخ در بیت فوق مشهود است. هر دو کلمه، به طریق ایهام به کار رفته است. به زنخ درآمدن، هم به معنی لاف بیهوده زدن و پُرچانگی است و هم ایراد و اعتراض. در ابیات بالا، معنی نخست، سازگارتر است. اصطلاح به ریش آوردن، در فرهنگ‌های لغت ثبت نشده است.

اثیر اخسیکتی یک رباعی‌ دارد که از لحاظ ردیف و قافیه و موضوع و مهم‌تر از همه اصطلاح «به ریش آوردن»، مشابهت زیادی با ابیات بالا دارد:

ای نیشکری که بار نیش آوردی

گلبرگ نمودی و حشیش آوردی

در گوشه شدی، رسم کشیش آوردی

ای نیک سره! نیک به ریش آوردی

(جُنگ رباعی، ۲۷۹)

در رباعی اثیر، سخن از فردی است که حُسن و ملاحتش به واسطۀ ریش و سبیل درآوردن، زائل شده، لاجرم، گوشۀ انزوا اختیار کرده است. در شواهدی که ذکر شد، معنی «به ریش آوردن» برای من چندان واضح نیست و معادلی که عجالتاً به ذهنم می‌رسد، «رسوا شدن» است.

انتهای پیام/




دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026