وی تاکید کرد که باید از ظرفیت هوش مصنوعی در دیپلماسی سایبری استفاده کنیم و افزود: اخیرا مجمع عمومی سازمان ملل به این مبحث ورود جدی پیدا کرده و قطعنامههای متعددی در این زمینه صادر کرده است.
به گفته کلانتری مسأله ایران فقط این نیست که چگونه در برابر حمله سایبری دفاع کند؟مسأله این است که چگونه از قدرت سایبری برای بازدارندگی، مدیریت بحران و پیشبرد منافع ملی و مشارکت در شکل دهی به قواعد نظم دیجیتال آینده استفاده کند.
وی با بیان اینکه در امنیت سایبری رنکینگ بدی نداریم اما کافی نیست، توضیح داد: کشوری مثل ایران که در بحبوحه و کانون منازعات قرار دارد، نیاز به یک سیاست خارجی سایبری خوب دارد تا بتواند چند کار را توأمان انجام دهد. ما باید دیپلماسی سایبری را به بخش جدی از سیاست خارجی ایران تبدیل کنیم.
وی ادامه داد: این موضوع الان در حاشیه دستگاه امور خارجه ماست و متاسفانه نگاه امنیتی صرف به این موضوع وجود دارد اما باید سعی کرد سیاست دیپلماسی سایبری نه صرفا بخشی از سیاست امنیتی بلکه فراتر از آن تلقی شود یعنی وزارت امور خارجه باید یک ساختار مناسب با این تحولات و با عرصه پنجم داشته باشد، نظیر آن چیزی که در فرانسه تحت عنوان دستیار وزیر در امور سایبری یا در آمریکا تحت عنوان هماهنگ کننده امور سایبری را می بینید.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران تاکید کرد: در عرصه دیپلماسی سایبری باید ساز و کاری برای دیپلماسی شرکتی ایجاد کنیم ولی متاسفانه تنازعاتی که ایران با برخی از کشورها داشته مانع فعال کردن دیپلماسی شرکتی شده است.اگر هم شکل گرفته با کارشکنیهای مواجه شده است لذا باید تنظیم روابط با شرکتهای فرامرزی بزرگ داشته باشیم که سکوهای تاثیرگذار در جغرافیای ایران دارند.
کلانتری در ادامه با بیان اینکه گفت و گوهای عظیمی که در باب دیپلماسی سایبری صورت گرفت در سال ۲۰۱۵ به اوج خود رسید، تاکید کرد: ما باید به سمت جهان جدید، ابزارهای جدید حرکت کنیم و دیپلماسی سایبری در پاسخگویی این نوع جدید از حکمرانی است.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران ادامه داد: در جهان کلاسیک قدرت در درون مرزها و با منابع طبیعی، جمعیت ، نیروی نظامی و کنترل قلمرو تعریف می شد اما به تدریج فروریخت و اکنون در فضایی هستیم که یکی از بنیادهای قدرت که در عرصه فراملی در حال کنشگری است، قدرت دیجیتال است و باید آن را جدی بگیریم و از این منظر دیپلماسی سایبری را تعریف کنیم.
به اعتقاد وی دیپلماسی سایبری دیگر یک تخصص فردی در یکی از اتاقهای وزارت امور خارجه نیست که یک نفر را مسئول توئیت زدن و حضور در شبکه های اجتماعی کنیم، بلکه بخش اصلی سیاست و قدرت دیپلماسی سایبری است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: در کتاب عرصه پنجم که شش سال پیش نگارش یافت، دیگر فضای سایبری به معنای کلاسیک مطرح نیست.اکنون عرصه پنجم را با چند لایه داریم و وقتی صحبت از فضای سایبر میکنیم باید تمام لایهها را در نظر بیاوریم. سایبر فقط لایه شبکه های اجتماعی نیست.لایه اول لایه شبکه و زیرساخت است. لایه دوم داده، لایه سوم پلتفرم، لایه چهارم رایانش ابری و مراکز داده و لایه پنجم هوش مصنوعی است.بنابراین عرصه پنجم فقط جایی نیست که در آن هک اتفاق بیفتد.
او تاکید کرد که نباید کل دیپلماسی سایبری را به مذاکره برای فرایندهای کاهش هک و نفوذ تقلیل دهیم. ما تنوع و تکثر را در تمام این لایهها می بینیم و دیپلماسی سایبری باید تمام این لایهها را پوشش بدهد.
کلانتری با بیان اینکه حکمرانی سایبری در انحصار دولتها نیست،گفت :پلتفرمهایی مثل گوگل و آمازون فقط شرکت های اقتصادی نیستند، بلکه به عنوان بازیگران فعال در عرصه قدرت هستند که معادلات قدرت را تغییر میدهند.
وی ادامه داد کما اینکه اکنون در اثرگذاری آمریکا در جنگ اوکراین از طریق پلتفرم ها این موضوع را شاهد هستیم. اساسا بخش عظیمی از جنگ آمریکا و چین مبتنی بر نزاعهای سایبری است که بر اساس دیپلماسی سایبری پیش میرود و در جنگ تحمیلی سوم هم شاهد حضور همین شرکتها علیه کشورمان بودیم.
وی با تبیین محور دیپلماسی شرکتی افزود: دیپلماسی سنتی به صورت کلاسیک بر رابطه دولت با دولت تمرکز داشته است اما در فضای دیجیتال با روابط بسیار پیچیده مواجه هستیم، رابطه دولت با دولت، رابطه دولت با شرکتها، رابطه دولت با پلتفرم، رابطه دولت با جامعه مدنی، رابطه دولت با سازمانهای بینالمللی و رابطه دولت با افکار عمومی جهانی را داریم و دیپلماسی سایبری بناست که تمام این روابط را پوشش دهد و ماهیتا متفاوت از دیپلماسی به معنای کلاسیکی است که به معنای رابطه بین دولت هاست.اینجاست که به صورت خاص مفهوم دیپلماسی شرکتی برجسته میشود.دیپلماسی تاکید دارد که دیپلماسی از انحصار دولتها خارج شده و شرکتها حضور پررنگتری دارند و دولتها با آنها وارد گفت و گو و تنظیم روابط می شوند.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران جنگ تحمیلی اخیر را منازعه ای جدید در تاریخ منازعات کشورها دانست و گفت:تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران با آغاز عملیاتهای گسترده همراه شد،گزارشهای تحقیقی نشان میدهد که عملیات سایبری عظیمی در کنار عملیاتهای نظامی در عالیترین سطوح به کار گرفته شد. هماهنگیهای اطلاعاتی عظیمی در کشورهای منطقه صورت می گرفت که این جنگ و منازعه را از منازعات پیشین متمایز کرد. در این جنگ همزمان عملیاتهای نظامی و سایبری، جاسوسیهای دیجیتالی پیشرفته و اختلالات ارتباطی بسیار وسیع به ویژه در زیرساختهای دیجیتال را داشتیم و در روزهای آغازین جنگ گزارشهای مفصلی از حمله به وب سایتها و سایتهای دیجیتال ایران منتشر شد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: در دیپلماسی سایبری یک نکته کلیدی وجود دارد و آن بحث انتصاب سایبری است.ما انتصاب فنی را می توانستیم انجام دهیم ولی دیپلماسی سایبری ما ضعیف بوده که نتوانستیم در هیچ کجا انتصاب سیاسی و حقوقی را انجام بدهیم و بتوانیم در محاکم بین الملل از این ماجرا به نفع خود استفاده کنیم.
به گفته کلانتری، مهمترین درس برای ایران حرکت کردن از دفاع سایبری و امنیت سایبری به سیاست خارجی سایبری است و جنگ اخیر این واقعیت را آشکار کرد که ایران به سیاست امنیت سایبری نیاز دارد.
انتهای پیام



