عزتنفس مفهومی نیست که بتوان آن را تنها در لحظههای موفقیت سنجید، بلکه کیفیت آن بیشتر در مواجهه انسان با روزهای دشوار، اشتباهها، ناکامیها و انتخابهای حساس زندگی آشکار میشود. نوع حرف زدن فرد با خودش، میزان پذیرش ضعفها و تواناییهایش و حتی تصمیمهایی که برای حفظ آرامش و کرامت خود میگیرد، همه بخشی از تصویری هستند که او از ارزش خویش در ذهن ساخته است، از سوی دیگر، جامعه امروز با حجم قابلتوجهی از مقایسهها و معیارهای بیرونی برای سنجش موفقیت مواجه است؛ از ظاهر و موقعیت اجتماعی گرفته تا درآمد، شغل و میزان دیدهشدن. در چنین فضایی، اگر ارزشمندی فرد بیش از اندازه به نگاه دیگران وابسته شود، کوچکترین شکست یا بیتوجهی میتواند احساس او نسبت به خودش را متزلزل کند و به همین دلیل، بازشناسی منابع درونی عزتنفس اهمیتی دوچندان پیدا میکند.
این پرسش که چه چیزی موجب میشود انسان خودش را ارزشمند بداند؟ میتواند نقطه شروعی برای بازنگری در بسیاری از عادتهای فکری و رفتاری باشد. عزتنفس نه یک ویژگی ثابت و از پیش تعیینشده، بلکه کیفیتی است که میتواند در جریان تجربه، یادگیری و انتخابهای روزمره تقویت شود.
از سرزنش خود تا احترام به خویشتن؛ مسیر بازسازی عزتنفس
مریم ماهرالنقش، دکتری روانشناسی تربیتی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه عزتنفس، یک احساس خوب نسبت به خود است که یکی از مهمترین پایههای سلامت روان، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی افراد به شمار میرود، اظهار کرد: بسیاری تصور میکنند عزتنفس با موفقیت، ثروت یا تأیید دیگران به دست میآید، در حالی که عزتنفس واقعی از شیوه نگاه ما به خودمان و نحوه روبهرو شدن ما با موفقیتها و شکستها شکل میگیرد.
وی با بیان اینکه یکی از مهمترین عواملی که عزتنفس را تضعیف میکند، گفتوگوی منفی با خود است، افزود: بسیاری از افراد در رویارویی با یک اشتباه یا ناکامی بهشدت خود را سرزنش میکنند و با خود بهگونهای سخن میگویند که هرگز با یک دوست صمیمی آنگونه رفتار نمیکنند. اگر میخواهیم عزتنفس پایداری داشته باشیم، باید این صدای منتقد درونی را به صدایی همراه، منصف و دلسوز تبدیل کنیم. اشتباه کردن بخشی از زندگی و لازمه رشد انسان است و هیچ فردی بدون تجربه خطا مسیر موفقیت را طی نکرده است.
دکتری روانشناسی تربیتی با بیان اینکه موضوع مهم دیگر، داشتن ذهنیت رشد است و بسیاری از افراد تواناییهای خود را ثابت و تغییرناپذیر میدانند، در حالی که بیشتر مهارتها با تمرین و آموزش قابل یادگیری هستند، تصریح کرد: به جای اینکه بگوییم «من در مدیریت زمان ضعیف هستم»، بهتر است بگوییم «هنوز مدیریت زمان را بهخوبی یاد نگرفتهام.» و همین تغییر نگاه، انگیزه یادگیری و پیشرفت را افزایش میدهد. اگر از سخن گفتن در جمع هراس داریم، لازم نیست یکباره در برابر جمعیت بزرگی قرار بگیریم، میتوان از جمعهای کوچک آغاز کرد و بهتدریج اعتمادبهنفس لازم را به دست آورد. خودتنظیمی نقش مهمی در تقویت عزتنفس دارد
ماهرالنقش ادامه داد: عزتنفس ارتباط مستقیمی با ارزشهای فردی دارد. افرادی که ارزشهای خود را میشناسند و بر اساس آنها زندگی میکنند، احساس انسجام و آرامش بیشتری دارند. یکی از نشانههای احترام به خود، توانایی نه گفتن در موقعیتهایی است که با باورها، نیازها یا منافع فرد سازگار نیست و مرزگذاری سالم، به معنای بیاحترامی به دیگران نیست، بلکه نشاندهنده احترام به شخصیت و کرامت خویش است.
وی با بیان اینکه پیش از هر تصمیم مهم، خوب است از خود بپرسیم که آیا این انتخاب باعث میشود بعدها به خودم احترام بگذارم یا از تصمیمم احساس شرمندگی کنم؟ و این پرسش ساده میتواند بسیاری از تصمیمهای هیجانی و آسیبزا را اصلاح کند، گفت: در عین حال، نباید فراموش کنیم که عزتنفس تنها با فکر کردن تقویت نمیشود، بلکه محصول عمل است. هر بار که فرد هدفی را دنبال میکند، مهارتی را میآموزد یا بر یکی از ضعفهای خود غلبه میکند، احساس خودکارآمدی در او افزایش مییابد و همین احساس، یکی از مهمترین منابع عزتنفس است.
دکتری روانشناسی تربیتی اضافه کرد: یکی از تمرینهای مؤثر این است که افراد هر روز سه موفقیت کوچک خود را یادداشت کنند، حتی اگر این موفقیتها بسیار ساده باشند مانند انجام ورزش، مطالعه چند صفحه کتاب یا به پایان رساندن یک کار نیمهتمام. این تمرین ذهن را از تمرکز بر ناکامیها به سمت مشاهده توانمندیها هدایت میکند و از سوی دیگر، خودتنظیمی نقش مهمی در تقویت عزتنفس دارد. لازم است همانگونه که برای جلسات کاری یا مسئولیتهای روزانه برنامهریزی میکنیم، زمانی را نیز به علایق و نیازهای شخصی اختصاص دهیم. عزتنفس را چگونه از وابستگی به نظر دیگران نجات دهیم؟
ماهرالنقش با بیان اینکه وقتی فرد برای علایق خود ارزش قائل میشود، در واقع این پیام را به ذهن خود منتقل میکند که من برای خودم اهمیت دارم، افزود: فعالیتهایی که به انسان احساس آرامش، نشاط و معنا میبخشند، نباید بهعنوان تفریحی تجملی تلقی شوند، بلکه بخشی از برنامه حفظ سلامت روان هستند. پیادهروی، مطالعه، ورزش، هنر یا حضور در طبیعت، هر یک میتوانند در افزایش عزتنفس و کاهش فشارهای روانی نقش مؤثری داشته باشند.
وی تصریح کرد: احساس اثرگذاری بر محیط نیز یکی دیگر از عوامل مهم در شکلگیری عزتنفس است. حتی ایجاد یک تغییر کوچک در خانه یا محل کار، همچون نظم دادن به محیط یا حل یک مسئله ساده، این احساس را در فرد تقویت میکند که میتواند بر زندگی خود اثر بگذارد و شرایط را تغییر دهد.
دکتری روانشناسی تربیتی با بیان اینکه باید تأکید کرد که همه این عوامل به یکدیگر پیوستهاند، اما نقطه آغاز، تغییر گفتوگوی درونی است، خاطرنشان کرد: تا زمانی که انسان در درون خود با یک منتقد بیرحم زندگی کند، هیچ موفقیت بیرونی، هیچ جایگاه اجتماعی و هیچ تأییدی از سوی دیگران نمیتواند عزتنفس او را پایدار سازد. عزتنفس زمانی شکل میگیرد که انسان خود را با همه تواناییها و کاستیهایش بپذیرد، برای رشد خود تلاش کند و در تمام این مسیر، احترام به خویشتن را حفظ کند.
شاید مهمترین نکته درباره عزتنفس این باشد که ساختن آن به اتفاقی بزرگ و خارقالعاده در زندگی نیاز ندارد. گاهی مجموعهای از انتخابهای کوچک، از نحوه برخورد با یک اشتباه گرفته تا اختصاص دادن زمانی برای علایق شخصی یا به پایان رساندن کاری که مدتها به تعویق افتاده است، میتواند بهتدریج نگاه انسان به خودش را تغییر دهد و ارزش این اقدامات در تداوم آنهاست، نه در اندازه و چشمگیر بودنشان.
در واقع فرد زمانی احساس توانمندی بیشتری میکند که بتواند میان تصویری که از خود دارد و رفتاری که در زندگی روزمره نشان میدهد، هماهنگی ایجاد کند. شناخت ارزشهای شخصی، تعیین مرزهای سالم، پذیرش کاستیها و تلاش برای رشد، به این هماهنگی کمک میکنند و به انسان یادآوری میکنند که ارزش او تنها به نتیجه یک آزمون، یک شکست، یک موفقیت یا نظر دیگران وابسته نیست.
از این منظر، تقویت عزتنفس بیشتر از آنکه پروژهای برای تغییر دیگران باشد، مسیری برای اصلاح رابطه انسان با خودش است. هرچه این رابطه واقعبینانهتر، مهربانانهتر و مسئولانهتر شود، فرد نیز در برابر فرازونشیبهای زندگی ثبات بیشتری پیدا میکند و کمتر برای اثبات ارزشمندی خود به تأیید بیرونی نیاز خواهد داشت.
عزتنفس را میتوان نوعی سرمایه درونی دانست که در سکوت و در جریان انتخابهای روزانه ساخته میشود. انسان با پذیرفتن خود، یادگیری از خطاها، حرکت بهسوی اهداف و مراقبت از نیازهای روانیاش، بهتدریج پایههایی محکمتر برای این سرمایه ایجاد میکند؛ پایههایی که کمک میکنند احترام به خویشتن، حتی در روزهایی که زندگی مطابق انتظار پیش نمیرود، همچنان حفظ شود. کد مطلب 996832









