ماجرای کودک ربایی
پدر نوزاد ربوده شده به نام ماهور، در تشریح جزئیات این کودک ربایی به مأموران گفته بود: «مدتی بود که خواهرم با خانمی به نام حمیرا کار میکرد. حمیرا سرپرست فروش یک شرکت بود و خواهر من بهعنوان ویزیتور شرکت فعالیت میکرد. بهمرور حمیرا با خواهرم صمیمی شد و دوستی آنها آنقدر عمیق شد که حمیرا در خانواده ما هم رفتوآمد داشت و ما به او اعتماد کامل داشتیم.»
این مرد جوان درباره روز حادثه گفت: «روز حادثه حال همسرم بهخاطر دوران نقاهت پس از زایمان مساعد نبود و او به خانه مادرش رفته بود. خواهر من هم از کودک مراقبت میکرد و وقتی از سر کارم به خانه آمدم، خواهرم به من گفت که حمیرا برای کمک، نوزاد را به خانه خودش برده تا چند ساعت از او مراقبت کند. ساعتی بعد من و همسرم سراغ حمیرا رفتیم و او در کمال ناباوری به ما گفت که بچه را از خواهرم تحویل نگرفته و بهکلی منکر موضوع شد.» بعد از اینکه این شکایت طرح شد، حمیرا بهعنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت، اما مشخص شد که او متواری شده است.
دستگیری متهمان
حدود یک ماه قبل، با رصد اطلاعاتی کارآگاهان پلیس، بالاخره رد حمیرا زده شد و او به دام مأموران افتاد. متهم در ابتدا هرگونه ارتباط با موضوع ناپدیدشدن کودک را منکر شد و این در حالی بود که باگذشت چند ماه از وقوع کودکربایی، ماهور در حال حاضر هشتماهه شده است.بالاخره بعد از انجام بازجوییهای فنی، زمانی که حمیرا خودش را در بنبست اطلاعاتی پلیس گرفتار دید، پرده از راز ماجرا برداشت و به ربودن کودک و تحویل دادن او به یک خانواده اقرار کرد.
با اطلاعاتی که حمیرا در اختیار مأموران پلیس قرار داد، رد خانوادهای که از کودک نگهداری میکردند زده شد و پس از گذشت یک ماه از بازداشت حمیرا، دومین متهم نیز شناسایی و دستگیر شد.مشخص شد که این فرد به همراه کودک از تهران خارج شده و در شهر خمین سکونت میکردند. به این ترتیب، ماهور تحویل مأموران پلیس داده شد و صبح روز گذشته، بعد از چند ماه دوری از والدینش، در محل پلیس آگاهی تهران به خانوادهاش تحویل داده شد.
متهمان در برخورد ابتدایی با مأموران، انگیزه خود از اقدام به کودکربایی را دلسوزی و ترحم برای کودک عنوان کردند، اما سرهنگ مرتضی نثاری، معاون جرایم جنایی پلیس آگاهی، اظهار داشت که انگیزههای مالی در این اقدام مجرمانه متهمان وجود داشته است.
اعترافات به کودک ربایی
حمیرا در برخورد ابتدایی با مأموران پلیس، ماجرای کودکربایی را اینطور تشریح کرد: «از حدود پنج، شش سال قبل با خانواده ماهور ارتباط خانوادگی داشتم. عمه ماهور ویزیتور من بود و بهمرور با همدیگر صمیمی شدیم. من میدانستم که پدر ماهور اعتیاد شدید دارد. بارها این موضوع را از خواهرش شنیده بودم و علاوه بر این، یک بار زمانی که من مهمانی برپا کرده بودم و خانواده دوستم هم دعوت بودند، پدر ماهور بهخاطر مصرف بیش از حد قرص مخدر از خود بیخود شد و حتی اقدام به شکستن مقداری از وسایل من هم کرد. دوستم و پدرش هم در مهمانی بودند و شاهد رفتارهای پدر ماهور بودند که با دیدن حال وخیم او، برایش اسنپ گرفته و او را راهی خانه کردند.»
او در ادامه مدعی شد که پرستار کودک بوده است: «پدر و مادر ماهور با همدیگر اختلاف شدید داشتند و مدتی بود که من پرستار نوزاد بودم. برای همین هم بود که اغلب اوقات کودک در اختیار من بود. من دلم به حال کودک میسوخت و به فکر افتاده بودم که او را در اختیار خانوادهای بگذارم که صلاحیت نگهداری او را داشته باشند. تا اینکه از طریق یکی از دوستانم با زهره آشنا شدم.
دوستم میگفت زهره آرایشگاه دارد و مشتری او بود. متوجه شدم که خانواده زهره وضع مالی خوبی دارند و به او گفتم که پدر و مادر این بچه نمیتوانند از او مراقبت کنند و او هم قبول کرد که از کودک نگهداری کند. من بعد از دستگیری بهشدت ترسیده بودم و برای همین به مدت دو روز ربودن کودک را انکار کردم، اما واقعیت این است که من فقط بهخاطر دلسوزی برای کودک دست به این کار زدم تا نزد خانوادهای بزرگ شود که صلاحیت بیشتری داشته باشند.»
در ادامه تحقیقات انتظامی، زهره در اعتراف به گرفتن کودک از حمیرا گفت: «مدتی قبل بود که از طریق یکی از مشتریان سالن زیبایی خودم با حمیرا آشنا شدم. او به من گفت کودکی را میشناسد که سرپرست خوبی ندارد و من نمیدانستم گرفتن کودک از او جرم است. برای اینکه کار خیر انجام دهم، موضوع را به خواهرم گفتم و خواهر من، با اینکه خودش یک کودک هشتساله دارد، قبول کرد که از روی خیرخواهی نگهداری این نوزاد را به عهده بگیرد. بالاخره حمیرا کودک را تحویل من داد و من ماهور را در اختیار خواهرم گذاشتم تا از او مراقبت کند.»
زهره در ادامه گفت: «حمیرا به من گفته بود که پدر ماهور اعتیاد شدید دارد. حتی امروز وقتی او را در پلیس آگاهی دیدم، خودش گفت که قبلاً اعتیاد داشته و ترک کرده و الان میخواهد برای فرزندش پدری کند.» بنابراین گزارش، رسیدگی به این موضوع تا روشن شدن ابعاد پنهان ماجرا در جریان قضایی ادامه دارد.

















































































