به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از اقتصادآنلاین، تا همین چند سال پیش، دیدن زنی پشت فرمان موتور در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای ایران برای بسیاری از مردم تصویری نامتعارف بود؛ امروز اما تعداد زنان موتورسوار آنقدر افزایش یافته که حضورشان در خیابان برای بخش بزرگی از جامعه اتفاقی عجیب نیست. اما میان عادی شدن موتورسواری زنان در جامعه و فراهم شدن زیرساخت قانونی آن همچنان فاصله وجود دارد؛ فاصلهای که مهمترین نمودش در مسئله گواهینامه دیده میشود.
تا زمانی که گواهینامه موتورسیکلت به کیف پول بانوان موتورسوار راه پیدا نکند، آنها همچنان در خیابان با دغدغهای مشترک مواجهاند؛ نگرانی از تردد بدون پشتوانه قانونی و بیم از تبعات آن. با افزایش مطالبه زنان برای دریافت گواهینامه موتورسیکلت، دولت و نیروی انتظامی چه گامهایی برای پاسخ به این درخواست برداشتهاند و سرنوشت این مطالبه اکنون به کجا رسیده است؟
بزرگترین ترس؛ موتورسیکلت نیست بلکه...
برای زنانی که با اقتصادآنلاین گفتوگو کردهاند، موتورسواری لزوما تجربهای پر از مزاحمت و درگیری با مردم نیست. برعکس، بسیاری از آنها از برخورد مثبت شهروندان میگویند؛ از موتورسوارانی که هنگام عبور برایشان راه باز میکنند تا افرادی که با یک «دمت گرم» یا «آفرین» از آنها استقبال میکنند.
اما وقتی پای پلیس به میان میآید، فضای روایتها تغییر میکند.
رعنا یکی از زنان موتورسوار اینطور به اقتصادآنلاین میگوید که بزرگترین مشکلش نداشتن گواهینامه است؛ نه به این دلیل که تاکنون بارها با پلیس درگیر شده، بلکه به خاطر استرسی که همیشه همراه اوست. او یک بار در برخورد با مامور پلیس با این جمله مواجه شده که حداقل کلاه ایمنی بر سر بگذارد تا موتورش توقیف نشود.
برای رعنا، نگرانی اصلی حتی توقیف موتور نیست. ترس بزرگتر، اتفاقی است که ممکن است در صورت تصادف رخ دهد: «اگر یکدفعه تصادف کنی و گواهینامه نداشته باشی، نمیدانی باید چه کار کنی.»
سپیده که در کرج موتورسواری میکند نیز میگوید هر بار که به یک مامور پلیس میرسد، نمیداند قرار است با چه نوع برخوردی مواجه شود. به گفته او، ممکن است ماموری صرفا تذکر بدهد و مامور دیگری تصمیم بگیرد موتور را توقیف کند؛ همین تفاوت رفتار، احساس ناامنی ایجاد میکند.
سپیده حتی میگوید به دلیل ترس از شناسایی شدن در صورت کنترل پلیس، پلاک موتورسیکلتش را نصب نکرده است؛ تصمیمی که خودش نیز میداند میتواند تبعات دیگری داشته باشد.
مردم چه واکنشی به زنان موتورسوار نشان میدهند؟
به گزارش اقتصادآنلاین، اگرچه برخورد پلیس یکی از دغدغههای اصلی این زنان است اما تجربه آنها از شهروندان تصویر متفاوتی ارائه میدهد. زهرا که سالهاست موتورسواری را شروع کرده است، میگوید در سالهای ابتدایی که با یک موتورسیکلت برقی کوچک وارد خیابان شد، تقریبا همه موتورسواران اطرافش مرد بودند. سرعت پایین و ناآشنایی او با خیابان میتوانست برایش دردسرساز باشد. اما در بسیاری از موارد، موتورسوارانِ دیگر برایش راه باز میکردند و سعی داشتند شرایط را برایش آسانتر کنند.
به گفته او، هنوز هم واکنشهای مثبت بیشتر از برخوردهای منفی است؛ گاهی یک موتورسوار هنگام عبور فقط با گفتن «دمت گرم» انرژی خوبی به او میدهد.
سارا که امسال به سختی موتور خریده تا به آرزوی موتورسواریاش در خیابان برسد نیز میگوید اگرچه گاهی با تکهپرانی یا رفتارهای آزاردهنده مواجه شده، اما این موارد در برابر واکنشهای مثبت مردم بسیار کمتر بود. حتی در برخی موارد، رانندگان یا موتورسواران تلاش کردهاند فضای بیشتری برای عبور او ایجاد کنند تا دچار استرس نشود.
در میان روایتها، یک موتورسوار که سالهاست با موتور به شهرهای مختلف سفر کرده نیز از تجربه مشابهی میگوید. فاطمه با موتور در شمال کشور، لرستان و ایلام با موتورسیکلت تردد کرده و حتی به روستاها رفته است. به گفته او، برخورد مردم در این سفرها عمدتا مثبت بوده و در بسیاری از مناطق، زن بودن او پشت فرمان موتور مسئله اصلی مردم نبوده است.
این تفاوت میان تجربه مردم و پلیس، یکی از مهمترین نکات مشترک در روایت زنان موتورسوار ایرانی است. آنها خیابان را الزاماً محیطی خصمانه نمیبینند اما رفتار با آنها را در مواجهه با قانون غیرقابل پیشبینی میدانند.
از پمپبنزین تا خرید موتور؛ جامعه عادیتر شده است
تردد روزانه بانوان موتورسوار در جای جای خیابانهای کشور برای انجام امور روزمره از سرکار رفتن تا برگشتن به منزل یا انجام کارها و خریدهای روزانه، تبدیل به یکی از عادیترین اتفاقات در جامعه شده است.
مونا، موتورسواری که سن و سال پایینی هم دارد میگوید اولین بار که برای بنزینزدن به پمپ بنزین رفت، آنقدر نگرانی داشت که از اپراتور خواست، خودش برای موتورش بنزین بزند. اما بعد از چند بار، این اضطراب از بین رفت و تاکنون تجربه منفی جدی از کارکنان پمپبنزین یا افراد حاضر در صف نداشته است.
مهسا اما تجربه متفاوتی از موتوسواری در تهران دارد. به گفته او، در برخی پمپبنزینها اپراتور وقتی یک موتورسوار زن میبیند از ارائه بنزین خودداری کرده و نداشتن گواهینامه را بهانه کرده است. او میگوید حتی در شرایطی که برای سایر موتورسواران بدون کارت سوخت خدمات ارائه میشده، برای او چنین کاری انجام نشده است.
در مقابل، برخی دیگر از زنان از همراهی کارکنان پمپبنزین میگویند؛ حتی در مواردی اپراتور از آنها خواسته است به جای صف موتورسیکلتها، در صف خودروها قرار بگیرند تا راحتتر سوختگیری کنند. بعضی موتورسواران حاضر در صف نیز به آنها اجازه دادهاند جلوتر بروند.
تجربه خرید موتورسیکلت نیز برای بسیاری از این زنان چندان متفاوت نیست. مریم که موتورسیکلتش را به نام خودش خریداری کرده، میگوید فروشنده برخورد کاملا عادی و حرفهای داشته است. آناهیتا که موتورسیکلت کراس خود را حدود ۲۵۰ میلیون تومان خریده، نیز میگوید موتور به نام خودش است و فروشندگان و تعمیرکاران برخورد حمایتی داشتهاند.
در نتیجه برای این زنان، مسئله لزوماً پذیرفتهشدن از سوی بازار یا مردم نیست؛ گره اصلی در جایی است که باید میان مالکیت، استفاده از وسیله نقلیه و حق قانونی رانندگی ارتباط برقرار شود.
وقتی آموزش رسمی نیست، خیابان کلاس درس میشود
به گزارش اقتصادآنلاین، آموزش موتورسواری نیز برای بسیاری از زنان به یکی دیگر از چالشهای این مسیر تبدیل شده است.
برخی از زنانی که اقتصادآنلاین با آنها گفتوگو کردند، موتورسواری را در آموزشگاه و زیر نظر مربی یاد نگرفتهاند. کیمیا درباره آموزش موتورسواری میگوید با یک موتورسیکلت برقی اتوماتیک شروع کرده و بیشتر از طریق مشاهده رفتار سایر موتورسواران و تجربه در خیابان، مهارت پیدا کرده است. اولین تجربهاش نیز با زمینخوردن همراه بوده، اما بعد از مدتی توانسته کنترل موتور را به دست بگیرد.
الهام حتی صریحتر روایت میکند که وقتی موتورسیکلت را از تعمیرگاه تحویل گرفته، تنها توضیحی که درباره آن دریافت کرده این بوده که گاز و ترمز کجاست. همان روز سوار موتور شده و خیلی زود یک تصادف را تجربه کرده است.
در مقابل، تعداد دیگری از بانوان موتورسوار معتقدند یادگیری موتورسواری برای کسی که دوچرخهسواری بلد باشد، چندان دشوار نیست. به گفته آنها، بخش اصلی یادگیری، حفظ تعادل و شناخت رفتار موتور است و کسانی که با تعویض دنده مشکل دارند میتوانند از موتورهای اتوماتیک استفاده کنند.
با این تقاسیر، تجربه این زنان یک خلاء دیگر را نیز نشان میدهد: افزایش تقاضا برای موتورسواری زنان، بدون توسعه همزمان آموزش رسمی و ایمن، میتواند بخشی از این افراد را به سمت یادگیری تجربی سوق دهد؛ مسئلهای که قرار است با اجرای مصوبه دولت و پیشبینی آموزش عملی برای بانوان، تا حدی سامان پیدا کند.
زنانی که از توقیف موتور عقب ننشستند
برای برخی زنان، برخورد پلیس تنها به دلهره و تذکر محدود نشده است. حمیده یکی از موتورسوارانی که حدود هفت تا هشت سال است با موتور تردد میکند، میگوید از نخستین زنانی بوده که در تهران با موتورسیکلت در خیابان تردد و درباره تجربه خود تولید محتوا میکرده است. او در این سالها بازداشت، تشکیل پرونده و توقیف موتورسیکلت را تجربه کرده و میگوید سه بار موتور او توسط پلیس توقیف شده است.
به گفته حمیده، حتی در مواردی موتور وسط خیابان توسط جرثقیل منتقل شده و برای آزادکردن آن مجبور شده مراحل قضایی را طی کند. اما توقیف موتور باعث نشده از ادامه مسیر منصرف شود؛ هر بار موتورسیکلت جدیدی خریده که به گفته خودش، قویتر، سریعتر و گرانتر از قبلی بوده است.
حمیده البته از یک تغییر مهم هم سخن میگوید: تعداد زنان موتورسوار نسبت به سالهای گذشته بسیار بیشتر شده است. زنی که زمانی تلاش میکرد با حضور خود در خیابان، تصویر یک زن موتورسوار را برای جامعه عادی کند، امروز از دیدن زنان بیشتری که با موتورسیکلت رفتوآمد میکنند، احساس متفاوتی دارد.
«چرا ما یک وجب عقبتر میتوانیم ترک موتور بنشینیم، اما یک وجب جلوتر نمیتوانیم؟» این پرسش حمیده، خلاصه مطالبهای است که سالها دنبال کرده است.
وقتی جامعه جلوتر از قواعد حرکت میکند
به گزارش اقتصادآنلاین، روایتهایی که زنان موتورسوار تعریف میکنند، در کنار هم یک تغییر اجتماعی را نشان میدهد: حضور زن پشت فرمان موتورسیکلت دیگر صرفا یک اتفاق فردی نیست. تعداد آنها بیشتر شده، در شهرهای مختلف دیده میشوند، سفر میروند و برای خرید و استفاده از موتورسیکلت هزینه میکنند. بخشی از جامعه نیز این تصویر را پذیرفته و حتی از آن استقبال میکند.
چرا پذیرش اجتماعی با تغییر قواعد رسمی همزمان نشده است؟
در این باره امانالله قراییمقدم، جامعهشناس در گفتوگو با اقتصادآنلاین این تغییر را بخشی از روند گستردهتر تحول سبک زندگی میداند. از نگاه او، فناوری فقط یک وسیله جدید وارد زندگی انسان نمیکند؛ بلکه بهتدریج رفتار، خواستهها و سبک زندگی را نیز تغییر میدهد.
وی با اشاره به مفهوم «تأخر فرهنگی» توضیح میدهد: تغییرات مادی جامعه معمولا سریعتر از تغییرات فرهنگی و رفتاری رخ میدهند. به بیان سادهتر، ممکن است جامعه خیلی زود استفاده از یک فناوری یا وسیله جدید را بپذیرد، اما قواعد و نگرشهای رسمی با فاصله بیشتری خود را با آن هماهنگ کنند.
قراییمقدم معتقد است موتورسواری زنان نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. در شهرهای بزرگ این پدیده بیش از گذشته به رفتاری عادی تبدیل شده و نمیتوان با نادیدهگرفتن تغییرات اجتماعی، مانع آن شد.
وی درباره تفاوت برخورد مردم و پلیس نیز میگوید: بخشی از جامعه سریعتر با تغییرات کنار آمده، در حالی که در برخی نهادها و میان برخی افراد، نگاههای قدیمی همچنان وجود دارد. این فاصله در نهایت باید کاهش پیدا کند و نهادهای رسمی نیز خود را با تغییرات اجتماعی هماهنگ کنند.
این تحلیل با روایت زنان موتورسوار همخوانی دارد؛ زنانی که در یک سوی ماجرا از برخورد مثبت شهروندان و عادیشدن حضورشان میگویند و در سوی دیگر، از برخوردهای متفاوت ماموران و ترس از توقیف سخن میگویند.
دولت چه قدمی برای مطالبه بانوان موتوسوار برداشت؟
هیئت وزیران در بهمن ۱۴۰۴ مصوبهای را ابلاغ کرد که بر اساس آن فرماندهی انتظامی موظف شد برای بانوان متقاضی دریافت گواهینامه، آموزش عملی و آزمون موتورسیکلت با نظارت پلیس راهور فراهم کند. در مرداد امسال نیز زهرا بهروزآذر، معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده اعلام کرد اقدامات حقوقی و قانونی انجام شده و منتظر اعلام زمان از سوی پلیس برای آغاز رسمی صدور گواهینامه هستند.
با این وجود، تا زمان آغاز عملی این فرآیند، زنان موتورسوار همچنان در موقعیتی قرار دارند که برای یک وسیله نقلیهای که مالک آن هستند و با آن در خیابان تردد میکنند، از نظر گواهینامه پشتوانهای ندارند.
گواهینامه؛ حلقه مفقوده یک تغییر اجتماعی
در نهایت، همه این روایتها به یک نقطه مشترک میرسند: گواهینامه. برای زنی که موتورسیکلت خریده، هزینه نگهداری آن را میپردازد، در خیابان تردد میکند و حتی با موتور به شهرهای دیگر سفر میرود، نداشتن گواهینامه فقط یک مدرک اداری نیست. این مسئله میتواند به نگرانی درباره توقیف موتور، پیامدهای تصادف و وضعیت حقوقی او در یک حادثه منجر شود.
همین موضوع باعث شده مصوبه دولت درباره صدور گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان اهمیت بیشتری پیدا کند. در مرداد امسال اعلام شد که اقدامات حقوقی و قانونی انجام شده و برای آغاز رسمی فرآیند، منتظر اعلام زمان از سوی پلیس هستند.
در واقع، مسئله امروز دیگر فقط این نیست که آیا زنان در ایران موتورسواری میکنند یا نه؛ آنها همین حالا در خیابان حضور دارند. مسئله این است که این حضور چه زمانی قرار است از یک واقعیت اجتماعی به یک فعالیت کاملا رسمی و قانونمند تبدیل شود.
خیابانهای شهر تغییر کردهاند و زنان موتورسوار دیگر تصویر نادری نیستند. حالا چالش اصلی این است که قانون، آموزش و سازوکارهای اجرایی نیز بتوانند خود را به این تغییر برسانند.
به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید
































































































