این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
در گزارشهای بسیاری از مجموعههای صنعتی و معدنی واژههایی مانند «رشد»، «افزایش»، «رکورد»، «جهش»، «عبور از برنامه» و «بالاترین میزان در سالهای اخیر» به شکل مستمر تکرار میشوند. البته ممکن است تکتک اعداد اعلامشده از نظر آماری صحیح باشند، اما مساله این است که مجموعهای از اعداد درست، الزاما تصویر کاملی از واقعیت یک بنگاه ارائه نمیکند. گاهی انتخاب یک شاخص مثبت و نادیده گرفتن شاخصهای مکمل، تصویری از عملکرد میسازد که با واقعیت عملیاتی بنگاه فاصله قابلتوجهی دارد. بهعنوان مثال در بخش معدن برخی از مجموعهها از افزایش قابلتوجه متراژ حفاری اکتشافی خبر میدهند؛ اما افزایش حفاری به تنهایی نمیتواند معیار موفقیت در اکتشاف باشد.پرسش مهمتر این است که در برابر این میزان حفاری چه مقدار ذخیره جدید، قطعی و اقتصادی شناسایی شده است. هزینه کشف هر تن ذخیره چقدر بوده، کیفیت ذخایر جدید چگونه است و چه نسبتی میان میزان حفاری و افزایش واقعی ذخایر وجود دارد. به بیان ساده، حفاری بیشتر الزاما به معنای اکتشاف بهتر نیست؛ همانطور که فروش ریالی بیشتر الزاما به معنای تولید بیشتر و بهرهوری بالاتر نیست. اما به جز معادن، دهها نمونه مشابه را میتوان در حوزه تولید، صادرات، سرمایهگذاری، اجرای طرحهای توسعهای و حتی سودآوری مشاهده کرد. اما مساله از جایی جدی میشود که سازمان به جای استفاده از شاخصها برای شناخت واقعیت، به انتخاب شاخصهایی عادت کند که روایت مطلوبتری از واقعیت ارائه میکنند. یکی از نمونههای مهم این مساله، مفهوم «تحقق برنامه» است. …

























































































































