رکوردشکنی در مدرسهسازی یا نیاز فوری؟
اگر به آمارهای ارائه شده توسط علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش نگاه کنیم، با ارقامی روبهرو میشویم که در نگاه اول بسیار قابل تامل به نظر میرسند. او میگوید که در سال گذشته، در قالب نهضت توسعه عدالت آموزشی، ۲۴۰۰ مدرسه با ۱۱ هزار کلاس درس افتتاح شده است.
وی همچنین خبر میدهد که برای امسال هم برنامهریزی شده که ۲۳۰۰ مدرسه جدید با ۱۳ هزار کلاس درس به بهرهبرداری برسند. این حجم از مدرسهسازی، در واقع یک رکورد بیسابقه در تاریخ کشور محسوب میشود. اما سوال اینجاست که آیا این مدارس جدید، واقعاً پاسخگوی نیاز شهر و روستا است یا ما فقط در حال پر کردن کمبودهای سالهای پیش هستیم؟ نکته جالب اینجاست که بخش بزرگی از این کارها روی دوش گروههای جهادی افتاده است.
سال گذشته نزدیک به ۸۰ هزار کلاس درس و امسال هم حدود ۷۶ هزار کلاس درس توسط چهار هزار گروه جهادی در حال آمادهسازی است. این یعنی سیستم آموزشی ما برای اینکه بتواند کلاسها را به موقع باز کند، به شدت به کمکهای مردمی و داوطلبانه تکیه میکند. اگر این گروههای جهادی نبودند، احتمالاً بسیاری از دانشآموزان در سال تحصیلی جدید، حتی یک سقف بالای سر برای درس خواندن نداشتند!
از هوشمندسازی تا سرمایش
در کنار ساخت مدرسهها، بحث کیفیت محیط آموزشی هم مطرح است. وزیر میگوید که بیش از ۵۰ هزار کلاس درس از نظر سیستمهای سرمایشی و گرمایشی استاندارد شدهاند. این موضوع در شهری مثل تهران یا مناطق گرمسیری جنوب حیاتی است؛ چون بدون سرمایش و گرمایش، یادگیری عملاً غیرممکن میشود. همچنین ایجاد بیش از ۶ هزار فضای ورزشی در مدارس، نشان میدهد که تلاش شده تا محیط مدرسه از حالت خشک و خستهکننده خارج شود.
یک بخش دیگر از برنامههای وزارتخانه در حوزه هوشمندسازی است. به گفته کاظمی ۲۰ هزار کلاس درس در حال هوشمند شدن هستند تا فناوریهای جدید وارد محیط آموزشی شوند. اما در اینجا یک شکاف بزرگ احساس میشود؛ تفاوت بین مدارس شهر و روستاهای دورافتاده.
در حالی که در برخی مناطق از تختههای هوشمند صحبت میشود، در برخی دیگر شاید هنوز برق پایداربرای مدارس موجود نباشد. همچنین برخی از کارشناسان معتقدند تقویت شبکه شاد با اضافه کردن ۱۵۰ سرور جدید، نشان میدهد که آموزش و پرورش میخواهد در صورت بروز هر حادثه و رخداد غیرمنتظرهای آموزش مجازی دوباره جایگزین کلاسهای حضوری شود. اما باز هم همان سوال همیشگی پیش میآید؛ آیا دانشآموزی که حتی اینترنت ندارد، میتواند از این سرورها استفاده کند؟
وقتی معلم ریاضی پیدا نمیشود
اما شاید پرچالشترین بخش گزارش تامین نیروی انسانی باشد. ساماندهی یک میلیون معلم، کاری است که وزیر آن را «سخت» توصیف میکند. ورود ۳۰ هزار معلم جوان از دانشگاه فرهنگیان، اتفاق خوبی است، اما یک تناقض عجیب در سیستم وجود دارد. وزیر به صراحت میگوید که نیاز شدید به معلمان ریاضی، فیزیک، شیمی و ادبیات است، اما اکثر متقاضیان و نیروهای موجود کنونی در رشتههای ابتدایی هستند.
این یعنی ما با یک «بحران توزیع تخصص» روبهرو هستیم. تصور کنید در مدرسهای تمام نیازهای ابتدایی تامین شده، اما دانشآموزان سال اول متوسطه هیچ معلم ریاضی ندارند چون متخصص این رشته کم است! برای حل این مشکل راهکار سیستم، فراخوان بازنشستگان به کلاسها بوده است.
اینکه ۵۵ درصد از فرهنگیان بازنشسته اعلام آمادگی کردهاند دوباره به مدرسه برگردند، هرچند که از نظر عددی شاید جای خالی را پر میکند، اما در واقع نشاندهنده یک شکست ساختاری است؛ اینکه ما نتوانستهایم نسل جدید متخصصان را جایگزین نسل پیشین کنیم و حالا مجبوریم دوباره از کسانی کمک بگیریم که سالهاست از محیط مدرسه دور بودهاند.
سریال تکراری کتابهای درسی
یکی از دغدغههای همیشگی والدین، رسیدن کتابها است. وزیر میگوید ۱۶۰ میلیون جلد کتاب چاپ شده و ۸۰ درصد آنها به استانها رسیده است. در ظاهر همه چیز خوب است، اما تجربه سالهای گذشته به ما میگوید که این ۲۰ درصد باقیمانده، دقیقاً همان کتابهایی هستند که در هفته اول مهر، والدین را به دنبالش در بازارها میاندازند. امیدواریم امسال این سریال تکراری به پایان برسد و هیچ کودکی در روز اول مدرسه، بدون کتاب پشت میز بنشیند.
زخمهای جنگ و بازگشت به زندگی
نکته تکاندهنده گزارشهای وزیر، اشاره به تخریب مدارس در اثر جنگهای اخیر است. تخریب کامل چهار واحد آموزشی و اداری و آسیب دیدن تعدادی دیگر، نشان میدهد که آموزش و پرورش در حال جنگیدن با آثار تخریب است. بازسازی واحدهایی که کمتر از ۷۰ درصد آسیب دیدهاند و تلاش برای ساخت ۱۶ واحد تخریب شده (مثل مدرسه شجره طیبه مینا)، نشان میدهد که تلاش میشود تا هیچ دانشآموزی به دلیل جنگ یا تخریب، از حق تحصیل محروم نشود. این بازسازیها با کمکهای مردمی و تامین اعتبار انجام میشود تا مدارس دوباره به محیطی امن برای یادگیری تبدیل شوند.
در انتظار زنگ اول با تردید
گزارش وزیر آموزش و پرورش، ترکیبی از آمارهای امیدوارکننده و اعتراف به کمبودهاست. مدرسهسازی رکوردشکن بازگرداندن بازنشستگان به کلاسها و توزیع گسترده کتابها، همگی تلاشهایی است برای اینکه سال تحصیلی «آرام» آغاز شود. اما آرامش واقعی زمانی است که نه تنها ساختمان مدرسه آماده باشد، بلکه معلم متخصص هم در کلاس حضور داشته باشد و کتابها روی میز دانشآموز باشد.
ما در آستانه سال تحصیلی جدید هستیم. زیرساختها به گفته آموزش و پرورش تا حد زیادی فراهم شدهاند، اما تضاد بین تعداد مدارس و تخصص معلمان، هنوز یک چالش بزرگ است. اکنون باید منتظر ماند و دید آیا این برنامهها در واقعیتِ میدان جواب میدهند یا دوباره با کمبود معلم در دروس تخصصی و دیر رسیدن کتابها روبهرو میشویم؟ امید است که امسال، زنگ اول سال تحصیلی، نه تنها با صدای زنگ، بلکه با لبخند رضایت والدین و دانشآموزان آغاز شود.






















