در جریان پرونده مهم قوه قضاییه در محاکمه تراستیها ۲۰ میلیارد یورو تعهدات تعیین تکلیف و به چرخه اقتصادی کشور بازگشته است همچنبین ۷.۵ میلیارد یورو از طریق مرکز مبادله ارز و طلا، یک میلیارد و ۵۹۰ میلیون یورو از طریق بانکها و صرافیهای مجاز و ۱۰ میلیارد و ۸۶۰ میلیون یورو نیز از طریق تسویه بدهیهای ارزی و سایر روشهای قانونی رفع تعهد شده است که مشخص نیست این پولها که به کشور باز نمیگشته و امروز با تیغ عدلیه به بیت المال بازگشته با چه هدفی و برای چه کاری قرار بوده هزینه شود.
اما در رابطه تصاویر و به اصطلاح اسناد منتشرشده که با عنوان افشاگری انتشاریافته است، چند نکته قابل تامل است:
نکته قابل توجه در این میان، تاریخ اسناد و تصاویری است که در این فضاسازی مورد استفاده قرار گرفتهاند. بررسی نمونههای منتشرشده نشان میدهد بخشی از این اسناد دارای تاریخهای مربوط به ماههای قبل هستند، ماههایی که دقیقا پروندههای تراستیها رسیدگی میشده است، اما اکنون و همزمان با تغییرات مدیریتی در قوه قضاییه، مورد استفاده قرار گرفتهاند؛ موضوعی که در کنار نحوه انتشار آنها، میتواند یکی از قرائن قابل بررسی درباره آمادهسازی قبلی این محتوا و برنامهریزی برای فعال شدن آن در مقطع فعلی باشد.
چرا خدائیان هدف این پروژه قرار گرفته است؟
خدائیان در دوره مسئولیت خود در سازمان بازرسی کل کشور، در پروندهها و اقدامات مهمی در حوزه مبارزه با فساد اقتصادی، تعهدات ارزی، تراستیها و کارتهای بازرگانی ورود داشت.
در جریان بررسیهای سازمان بازرسی، ۹۴ میلیارد یورو تعهد ارزی ایفا نشده شناسایی شد و با پیگیری هیئت ویژه، نزدیک به ۲۰ میلیارد یورو از این تعهدات تعیین تکلیف و به چرخه اقتصادی کشور بازگشت.
در همین مسیر، در حوزه تراستیها نیز پروندههای قضایی تشکیل و موضوع فعالیت کارتهای بازرگانی اجارهای مورد بررسی قرار گرفت. ورود جدی به چنین حوزههایی، با توجه به منافع اقتصادی موجود، میتواند منافع برخی افراد و شبکههایی را که از خلأهای نظارتی یا فعالیتهای غیرقانونی منتفع بودهاند، تحت تأثیر قرار دهد.
از این منظر، بررسی چرایی قرار گرفتن خدائیان در مرکز این فضاسازی و همزمانی آن با تحولات مدیریتی قوه قضاییه، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
از حمله به عملکرد تا جعل تصویر هجمه و فضاسازی علیه مسئولانی که در حوزه مبارزه با فساد فعالیت میکنند، موضوع تازهای نیست. با این حال، آنچه در پروژه اخیر علیه خدائیان قابل توجه است، عبور از انتقاد و ادعا و ورود به مرحله استفاده از تصاویر جعلی، فتوشاپ، اسناد دستکاری شده و محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی است.
در واقع، ابزار تغییر کرده، اما روش همان روش قدیمی است؛ ابتدا ادعایی بدون سند مطرح میشود، سپس تصویری جعلی یا دستکاریشده در کنار آن قرار میگیرد و در ادامه، محتوا توسط اکانت بدنام اجارهای بازنشر میشود تا به تدریج یک روایت ساختگی، شکل و شمایل یک «خبر» یا «سند» پیدا کند.
استفاده از هوش مصنوعی نیز این روند را پیچیدهتر کرده است؛ چراکه اکنون میتوان تصاویر و محتواهایی تولید کرد که در نگاه نخست واقعی به نظر میرسند، اما فاقد اصالت و پشتوانه مستند هستند.
نکته مهمتر اینکه بخشی از اسناد و تصاویری که اکنون در این فضاسازی مورد استناد قرار میگیرند، دارای تاریخهای مربوط به ماههای قبل هستند؛ و نکته جالب انکه دقیقا مربوط به ماههایی است که پرونده تراستیها در حال رسیدگی بوده است با این حال، در مقطع فعلی و همزمان با تغییرات مدیریتی قوه قضاییه دوباره به جریان افتادهاند. همین مسئله، بررسی منشأ و زمان آمادهسازی این محتواها را ضروریتر میکند.
در این میان، نقش برخی اکانتهای اجارهای تراستی ها، معاند و اکانتهای فعال در پروژههای تخریبی نیز قابل توجه است.
بخشی از این محتواها توسط اکانتهایی بازنشر میشود که در فضای مجازی به انتشار روایتهای تخریبی میپردازند و گاه در قالب پروژهبگیر، محتوای مشخصی را با هدف برجستهسازی یک روایت خاص دنبال میکنند.




















































































































