انتشار اوراق سلف موازی استاندارد سکه از سوی بانک مرکزی را نباید صرفاً روشی تازه برای فروش سکه تلقی کرد. اهمیت اصلی این اقدام، استفاده از یک ابزار بازارمحور برای مدیریت تقاضای طلا و کنترل بخشی از نقدینگی سرگردان است؛ نقدینگیای که در شرایط تورمی، بهسرعت میان بازارهای ارز، طلا، مسکن و سایر داراییها جابهجا میشود و میتواند نوسانات قیمتی را تشدید کند.
در سالهای اخیر، رشد حجم نقدینگی در کنار تداوم انتظارات تورمی، انگیزه نگهداری پول را کاهش داده و تقاضا برای داراییهای حافظ ارزش را افزایش داده است. در چنین فضایی، استقبال از سکه را نمیتوان صرفاً رفتاری سوداگرانه دانست؛ بخش مهمی از آن، تلاش طبیعی خانوارها و سرمایهگذاران برای حفظ قدرت خرید است. مسئله سیاستگذار نیز نباید مقابله با این تقاضا باشد، بلکه باید آن را به مسیری شفاف، قابلکنترل و کمهزینه هدایت کند.
اوراق سلف سکه میتواند بخشی از تقاضای فیزیکی بازار را به تقاضای مالی تبدیل کند. سرمایهگذار بدون تحمل مخاطرات نگهداری، سرقت، اصالتسنجی و فاصله نامتعارف قیمت خرید و فروش، امکان بهرهمندی از تغییرات قیمت سکه و ایجاد سپر تورمی برای دارایی خود را به دست میآورد. در مقابل، بانک مرکزی نیز میتواند منابع ریالی متقاضیان را برای دورهای مشخص جذب کرده و از ورود فوری این منابع به … …
























































































































