نشستی با عنوان نشست علمی تخصصی ازدواج، خانواده و فرزندپروری در زیستبوم دیجیتال برگزار شده که خودش موضوع جالب توجه است. یعنی یک جوان که میخواهد ازدواج کند، ممکن است پیش از آنکه شخص مورد نظرش را در دنیای واقعی دیده باشد، او را در شبکههای اجتماعی بشناسد. حتی ممکن است ماهها با او در فضای مجازی گفتوگو کند، عکسهایش را ببیند،دوستانش را بشناسد و درباره سبک زندگیاش اطلاعات جمع کند؛ بدون آنکه واقعاً او را از نزدیک شناخته باشد.
دوره و زمانه عوض شده است. آشناییها خیلی راحتتر و سریعتر شدهاند. اما درمقابل شناخت طرف مقابل شاید به همین راحتی نباشد. ما اطلاعات کافی و کاملی در فضای مجازی از طرف مقابل به دست میآوریم، اما این اطلاعات به شناخت منجر نمیشود. چون آن چیزی که در فضای مجازی مشاهده میکنیم، درواقع بخشهایی گزینشی و انتخابشده از زندگی افراد است. آدمها بهترین عکسهایشان را منتشر میکنند.
لحظههای شادشان را نشان میدهند. سفرها، موفقیتها، مهمانیها و روزهای خوب بیشتر دیده میشوند. درمقابل شکست، خستگی، اختلاف و نگرانی معمولاً جایی در صفحات مجازی ندارند. به عبارتی نکات منفی و اخلاق بد، حساسیتها و مواردی از این دست در فضای مجازی کمتر در معرض دید قرار دارد. حالا جوانی را تصور کنیم که با همین تصویر ناقص، میخواهد درباره آینده خودش تصمیم بگیرد.
این اتفاقی است که فضای دیجیتال رقم زده است. درعین حال شبکههای اجتماعی تعداد گزینهها را برای جوانان بیشتر کرده است. درسالهای قبل یک نفر چه دختر و چه پسر ممکن بود در یک محیط محدود با چند گزینه برای ازدواج روبهرو شود. ولی حالا با دنیایی از آدمها مواجه میشود. آیا این مسئله یک فرصت است؟
به این معنی که انتخاب بیشتر میتواند امکان پیدا کردن فرد مناسبتر را افزایش دهد؟ نمیدانم، شاید واقعا این طور نباشد. یعنی داشتن تعداد انتخاب بیپایان لزوما نمیتواند به تصمیم بهتر منجر شود. در ادامه همین روال مرسوم این روزها ممکن است فرد با خودش فکر کند شاید گزینه بهتری وجود داشته باشد یا دیگری جذابتر باشد. یا شرایط بهتری داشته باشد و چنین چیزهایی به ذهنش خطور کند. خب ایجاد چنین ذهنیتی میتواند تعهد را دشوار کند.
تعریف از رابطه و تعهد و ازدواج شاید تغییراتی کرده باشد. به هر حال ازدواج برای دوام آوردن به این باور نیاز دارد که پیش خودمان بگوییم من این رابطه را انتخاب کردهام و برای ساختنش تلاش میکنم. فضای مقایسه دائمی میتواند این باور را تضعیف کند. وقتی همیشه گزینهای تازه در برابر چشم انسان قرار دارد، ماندن و ساختن سختتر میشود.
حالا برسیم به معیارهای انتخاب و ببینیم چه برسر این معیارها آمده است. شبکههای اجتماعی سبک زندگی خاصی را پررنگ میکنند. خانه زیبا، سفر خارجی، خودرو، ظاهر جذاب، لباس، مهمانی و زندگی پرزرقوبرق و مواردی از این دست که خیلی بیشتر از زندگی عادی دیده میشوند. در نتیجه ممکن است تصویری غیرواقعی از زندگی مشترک شکل بگیرد.
یک جوان را در نظر بگیرید که هر روز دهها تصویر از زندگیهای ظاهراً کامل میبیند، ممکن است زندگی واقعی خودش را با یک واقعیت ساختگی مقایسه کند. شاید نداند درپس یک عکس شاد، چه میزان اختلاف، فشار یا مشکلات پنهان وجود دارد. به همین دلیل، یکی از مسائل مهم ازدواج این است که آیا جوانان عاشق یک انسان میشوند یا عاشق تصویری که آن انسان از خودش ساخته است؟ و مسئله اعتماد که در ساختن یک زندگی مشترک حرف اول و آخر را میزند.
ظاهرا اعتماد در روابط مجازی مسیر پیچیدهتری دارد. در فضای آنلاین، آدمها میتوانند بخشی از شخصیت خودشان را پنهان کنند. میتوانند تصویری متفاوت از خود بسازند و درباره گذشته، درآمد، سبک زندگی یا حتی روابط قبلی خود اطلاعات ناقص ارائه کنند. اما در یک زندگی مشترک، شناخت واقعی زمانی اتفاق میافتد که افراد در موقعیتهای مختلف یکدیگر را ببینند. مثلا ببینند هنگام خستگی، عصبانیت، اختلاف، شکست، فشار اقتصادی و تصمیمهای سخت چگونه رفتار میکنند.
درعین حال شاید خانوادهها نیز خیلی زبان نسل جدید را ندانند. بسیاری از والدین با قواعد دنیای ارتباطی فرزندانشان آشنا نیستند و ممکن است بدانند فرزندشان ساعتها در فضای مجازی حضور دارد، اما ندانند با چه کسانی حرف میزند، چگونه رابطه میسازد و چه معیارهایی برای انتخاب همسر پیدا کرده است.
یعنی یک شکاف نسلی وجود داشته باشد که خیلی در موردش ندانیم. والدی که با قواعد نسل گذشته ازدواج کرده است، قرار است درباره رابطهای قضاوت کند که از ابتدا در فضایی کاملاً متفاوت شکل گرفته باشد. لذا در کنار جوانان، والدین هم باید چیزهایی یاد بگیرند. یعنی با زبان ارتباطی نسل جدید آشنا باشند. واقعیت این است که نمیتوان فضای دیجیتال را از زندگی جوانان حذف کرد. تلاش برای بازگرداندن جامعه به گذشته هم راهحل نیست. شدنی هم نیست.
از این رو باید قواعد جدید زندگی را شناخت و به جوانان یاد داد که آشنایی آنلاین با شناخت واقعی تفاوت دارد. باید درباره اعتماد، حریم خصوصی، مسئولیت، گفتوگو و شناخت پیش از ازدواج آموزش داد. خانوادهها نیز باید به جای برخورد صرفاً سلبی، درک بهتری از دنیای ارتباطی فرزندانشان پیدا کنند. واقعا سوالهای بیپایانی درباره ازدواج نسل جدید وجود دارد که نگارنده نیز باید درموردش بیشتر پرسوجو کند. بهنظر میرسد ازدواج مهارت بیشتری نیاز دارد.
مهارت شناختن دیگری در فضای مجازی، مهارت گفتوگو، حل اختلاف، تشخیص واقعیت از نمایش، مقاومت در برابر مقایسه و مهمتر از همه، مهارت انتخاب و ماندن. نسل جدید از ازدواج گریزان نیست، اما نسخه قدیمی ازدواج نیز قاعدتا پاسخگوی دنیای جدید نیست. با نسلی مواجه هستیم که با فضای دیجیتال بزرگ میشود که قواعد ارتباطی متفاوتی را وارد زندگی مشترک میکند.



































































































































































