مری هَرینگتُن، نیویورک تایمز— در دههٔ ۱۹۸۰ والدینم مرا به مدرسهای والدورف در انگلستان فرستادند که از والدین میخواست اجازه ندهند بچههایشان زیاد تلویزیون ببینند و بر خواندن، یادگیری عملی و بازی در طبیعت تأکید داشت. آنوقتها از این سختگیری دلخور بودم، اما شاید حق با آنها بود. امروز شکل موذیتری از فناوری بر زندگی چیره شده است: اینترنت و تلفنهای هوشمند.
از حدود یک قرن پیش که آزمونهای هوش اختراع شد، نمرات آیکیو پیوسته بالا رفت؛ به این پدیده «اثر فلین» میگویند. اما شواهد امروز نشان میدهد توان بهکارگیری ظرفیت ذهنی کاهش یافته است. گزارشی تازه نیز حاکی از این است که در بیشتر کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی، نمرات سوادآموزی بزرگسالان طی دههٔ گذشته یا ثابت مانده یا افت کرده و بیشترین کاهش در میان فقیرترین گروهها بوده است.
جان برن-مرداک در فایننشال تایمز این روند را ناشی از ظهور «فرهنگ پسامتنی» میداند، فرهنگی که در آن رسانهها عمدتاً از طریق تلفنهای هوشمند مصرف میشوند و متنهای طولانی جای خود را به تصاویر و ویدئوهای کوتاه میدهند. پژوهشهای دیگر نیز استفاده از تلفن هوشمند را با نشانههای اختلال کمتوجهی-بیشفعالی در نوجوانان مرتبط دانستهاند. در مدارس و دانشگاهها هم کتابهای کمتری به دانشجویان داده میشود، چون بسیاری قادر به تمامکردنشان نیستند.
اینکه فناوری توانایی ما برای تمرکز، خواندن و استدلال را دگرگون میکند کمکم پذیرفته شده است، اما کمتر به این پرداخته شده که این روند چگونه میتواند نابرابری تازهای ایجاد کند.
این وضعیت شبیه مصرف خوراکیهای ناسالم است: در جوامع توسعهیافته، هرچه تنقلاتِ فرآوریشده دسترسپذیرتر و اعتیادآورتر شدهاند، فاصله میان کسانی که امکانات لازم را برای سبک زندگی سالم دارند و کسانی که در برابر فرهنگ غذاییِ چاقکننده آسیبپذیرند بیشتر شده است. این شکاف آشکارا رنگوبوی طبقاتی دارد؛ در سراسر غرب، چاقی با فقر پیوندی قوی دارد. بیم آن دارم موج پسامتنی هم چنین سرنوشتی یابد. …































































