کیارستمی در کلوزآپ بسیار ریز و عمیق این مسخشدنها را به نیاز درونی بشر پیوند میدهد. از خبرنگار گرفته تا مخملباف تقلبی و تکتک افراد خانواده، همه به داستان وجهی واقعی و عمیقتر می بخشند تا رویداد و وقایع را به نفع خویش و در جهت منافع خود باز تعریف کنند. خبرنگار به دنبال آن است که همچون اوریانا فالاچی، خبرنگار مطرح بینالمللی، با این خبر شهرتی بینظیر کسب کند. خانواده نیز هرکدام به نوعی ــ یکی برای پیدا کردن کار«پسر خانواده» و دیگری برای سر و سامان بخشیدن به خانوادهای ناامید«مادر خانواده»ــ داستان را تعمیق میبخشند.
و آنجا که مخملباف قلابی اعتراف میکند که نیاز به دیده شدن، فقر و نداری و آرزوی زندگی بهتر او را به این بازی کشانده است.
پس تا اینجا، از استاد کیارستمی در «کلوزآپ»، با مفهوم « نیاز» مواجهیم.
سالها بعد، کیارستمی فیلم «کپی برابر اصل» را ساخت. در این فیلم، کارگردان چنان مرزهای میان کپی و اصل را محو میکند که بیننده به همهچیز شک میکند و میپرسد: بهراستی کدامیک کپی و کدام اصل بود؟ آیا نویسنده و زن در فیلم واقعاً زن و شوهر بودند یا واقعاً زن و شوهر نبودند؟
در این فیلم، کیارستمی هر دو وجه را هم تراز یکدیگر قرار می دهد، یعنی هر کدام از دو حالت می تواند اصل باشد و دیگری کپی. بدین معنا که کیارستمی بر«حق اصل بودن» هر دو تاکید دارد؛ طرفه آنکه هر فرد و هر روایت، به همان اندازه «کلان روایت» دیگری، حق بروز، تجربه و به وقوع پیوستن دارد و نمیتوان با برجسته و بزرگ کردن یک روایت و تجربه زیستهشده و دیدهشده؛ حق زیستن، تجربه کردن و دیده شدن دیگران را با برچسب «کپی» نادیده گرفت.
به عبارتی تا اینجا، ما از کیارستمی با دو نکته مهم، در دو فیلم مهم وی روبهرو هستیم: نیاز در «کلوزآپ» و حق زیستنِ دیدهشده در «کپی برابر اصل». - فلش بک به افلاطون تا دلوز؛ مسئله اصل و کپی …


















































































































![[سیدمسعود رضوی] تحول و تحمل در شرایط سخت](/news/u/2026-09-21/ettelaat-52ovt.jpg)
![[غلامعلی رموی] بازگشایی مدارس و هویت مبهم نسل آینده](/news/u/2026-09-21/ettelaat-nh65q.jpg)
![[رامتین مرتضوی] تهران دو قاب ندارد](/news/u/2026-09-21/ettelaat-go95a.jpg)














































