قیمت طلا امروز




 عسل جنون‌آور

 سایت خبرآنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۲۷

از رانندگی تاکسی تا اسکار؛ قصه جنون‌آمیز رابرت دنیرو برای «شدن»/ از «شیرین‌عسل» خجالتی نیویورک تا هیولایی که سینما را به زانو درآورد

رابرت دنیرو در ۸۳ سالگی همچنان یکی از ماندگارترین چهره‌های تاریخ سینماست؛ بازیگری که برای رسیدن به حقیقت نقش‌هایش بارها مرزهای معمول بازیگری را پشت سر گذاشت؛ از رانندگی شبانه با تاکسی برای «راننده تاکسی» تا تمرین‌های سخت بوکس و افزایش ۲۷ کیلوگرمی وزن برای «گاو خشمگین». داستان دنیرو، روایت بازیگری است که رنج، انزوا و جنون شخصیت‌هایش را فقط بازی نکرد، بلکه آن‌ها را زندگی کرد.
 از رانندگی تاکسی تا اسکار؛ قصه جنون‌آمیز رابرت دنیرو برای «شدن»/ از «شیرین‌عسل» خجالتی نیویورک تا هیولایی که سینما را به زانو درآورد
این بخش به‌صورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
ریحانه اسکندری: هفدهم اوت، تقویم سینما به نام یکی از مرموزترین و در عین حال محبوب‌ترین نابغه‌های تاریخ گره خورده است؛ رابرت دنیرو. مردی که وقتی آن لبخند موذیانه، سرد و محاسبه‌گرش روی پرده تاریک سینما نقش می‌بندد، حتی سرسخت‌ترین منتقدان جهان نیز دست به سینه و مبهوت می‌نشینند. اما بابیِ بزرگ، این اسطوره دست‌نیافتنی، پشت این ماسک‌های سنگی و نگاه‌های نفوذناپذیر، در واقع کیست؟ چه درونی در این مرد جریان دارد که پسری با آن جثه نحیف و لاغر، ملقب به «شیرین‌عسل»، روزها پشت فرمان تاکسی زرد در کوچه‌پس‌کوچه‌های چرکین، دودگرفته و باران‌زده نیویورک می‌نشیند و مسافرکشی می‌کند تا بفهمد عمیق‌ترین و استخوان‌سوزترین تنهایی مطلق جهان یعنی چه؟

اینجا داستان مردی است که قواعد بازیگری و خلق شخصیت را نه در کلاس‌های خشک و تئوری‌زدۀ دانشگاهی، بلکه با مشت خوردن‌های واقعی در رینگ‌های خونین بوکس، چشیدن طعم گس جویدن زبان در سکوت زندان‌های مخوف و غرق شدن تعمدی در دل تاریک‌ترین، روان‌پریش‌ترین و مخدوش‌ترین ابعاد روحی انسان‌ها نوشت؛ روایتی از مردی که رنج را زندگی کرد تا هنر زنده بماند. پس‌کوچه‌های گرینویچ ویلیج؛ جایی که «بابی شیرین‌عسل» متولد شد و شکل گرفت

هفدهم اوت ۱۹۴۳، در دل بیمارستانی در منهتن نیویورک، نوزادی چشم به جهان گشود که رگ‌هایش سرشار از خون و میراثی ترکیبی و رنگارنگ از سراسر اروپا بود؛ از ریشه‌های اصیل ایتالیایی و ایرلند سرسخت گرفته تا تبار هلندی، فرانسوی و آلمانی. پدر و مادرش، رابرت دنیرو پدر و ویرجینیا آکمیر، هر دو از نقاشان برجسته، پیشرو و نوگرای جامعه بوهمین و هنرمندخیز نیویورک بودند؛ خانه‌ای که دیوارهایش به جای کاغذدیواری، بوی رنگ روغن، بوم‌های نیمه‌کاره و تفکرات آزادمنشانه می‌داد. اما این بستر هنری دوام چندانی در قالب یک کانون گرم خانوادگی نداشت؛ وقتی رابرت تنها دو سال از عمر کوچکش را پشت سر گذاشته بود، پدرش با اعتراف به گرایش جنسی‌اش، ساختار خانواده را ترک کرد تا بابی در فضایی میان هنر، تنهایی و غیبت فیزیکی پدر رشد کند؛ هرچند سایه سنگین هنر و حمایت‌های معنوی پدر نقاشش هرگز از او دور نشد. …







یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵ - 30 August 2026