بهگزارش پیوست، شاخص شهر هوشمند IMD در سال ۲۰۲۶ یک پیام روشن دارد. شهر هوشمند را نمیتوان با تعداد اپلیکیشنها، دوربینها و خدمات دیجیتال سنجید. در میان ۱۴۸ شهر بررسیشده، آنهایی در صدر قرار گرفتهاند که فناوری را با زیرساخت کارآمد، حکمرانی پاسخگو و اعتماد شهروندان همراه کردهاند؛ در حالی که تهران و هیچ شهر دیگری از ایران اساسا در این رتبهبندی حضور ندارند.
پاسخی که نسخه ۲۰۲۶ شاخص IMD میدهد، با تصور رایج از شهر هوشمند فاصله دارد. در این گزارش، تعداد دوربینها، سنسورها، اپلیکیشنها یا خدمات آنلاین به تنهایی تعیینکننده نیستند. یافته اصلی گزارش این است که در میان ۱۴۸ شهر بررسیشده، کیفیت ساختارها و زیرساختهای شهری ارتباط باثباتتری با عملکرد نهایی شهرها دارد تا میزان توسعه فناوری. به بیان دیگر، شهری که خدمات دیجیتال فراوانی دارد اما شهروندانش به نهادهای آن اعتماد ندارند، مشارکت محدودی دارند یا خدمات عمومی پایه را ناکارآمد میدانند، الزاما شهر هوشمند موفقی نیست.
IMD برای سنجش این موضوع از دیدگاه ساکنان شهرها استفاده کرده است. در هر شهر ۱۲۰ نفر مورد پرسش قرار گرفتهاند و نتیجه نهایی بر اساس میانگین وزنی سه سال ۲۰۲۴، ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ محاسبه شده است؛ داده سال ۲۰۲۶ وزن سه، سال ۲۰۲۵ وزن دو و سال ۲۰۲۴ وزن یک دارد. شهرها نیز بر اساس شاخص توسعه انسانی زیرملی در چهار گروه قرار گرفتهاند تا مقایسه میان شهرهایی با شرایط مشابه انجام شود.
دو ستون اصلی شاخص «ساختارها» و «فناوریها» هستند. ستون نخست وضعیت موجود شهر را در حوزههایی مانند سلامت و ایمنی، حملونقل، فعالیتهای شهری، فرصتهای کار و آموزش و حکمرانی میسنجد. ستون دوم ارزیابی میکند که فناوری در همین حوزهها تا چه اندازه برای شهروندان کارآمد بوده است؛ مثلا آیا گزارش آنلاین خرابیهای شهری واقعا به حل سریعتر مشکل منجر شده، خدمات آنلاین دسترسی به پزشک را بهتر کرده، سامانههای فروش بلیت استفاده از حملونقل عمومی را آسانتر کرده یا انتشار آنلاین اطلاعات مالی شهرداری توانسته فساد را کاهش دهد. این تفاوت برای فهم نتایج اهمیت دارد. IMD در عمل نمیپرسد یک شهر چند سامانه دیجیتال دارد؛ میپرسد این سامانهها چه تغییری در زندگی ساکنان ایجاد کردهاند.جایی که فناوری از شهر جلو میزند
نتایج ۲۰۲۶ یک الگوی روشن نشان میدهد. تقریبا در همه ۲۰ شهر انتهای جدول، میانگین امتیاز فناوری از امتیاز ساختارها بالاتر است. در رأس جدول، وضعیت برعکس است: زوریخ، اسلو، ژنو و کپنهاگ در حوزه ساختارها، زیرساخت و نهادهای شهری عملکرد قویتری از فناوری دارند. در اصل این گزارش نشان میدهد هوشمندشدن شهرها بیش از آنکه از افزایش ابزارهای دیجیتال آغاز شود، به زیرساخت و نهادهای شهری کارآمد وابسته است. در شهرهای پایین جدول، فناوری اغلب از ساختارهای شهری جلو زده، اما در شهرهای پیشرو، فناوری بر بستری از خدمات عمومی و زیرساختهای قدرتمند بنا شده است.
زوریخ نمونه روشنی از این تفاوت است. این شهر برای دومین سال متوالی رتبه اول را دارد، اما برتری آن از فناوری نمیآید. امتیاز ساختار زوریخ ۰.۷۲۵ و امتیاز تکنولوژی آن ۰.۶۲۱ است. بیش از سهچهارم ساکنان مورد پرسش گفتهاند اطلاعات مربوط به تصمیمات دولت محلی به آسانی در دسترس است و زوریخ در میان ۲۰ شهر نخست یکی از بالاترین امتیازهای مشارکت شهروندی را ثبت کرده است.
سئول نمونه دیگری است. این شهر در رتبه ۱۲ قرار گرفته و از نظر خدمات دیجیتال بسیار قوی است؛ تا جایی که بزرگترین فاصله مثبت فناوری نسبت به ساختارها را در میان ۲۰ شهر اول دارد. با این حال، امتیاز ادراک فساد آن ۰.۳۲ گزارش شده و در میان شهرهای بالای جدول نسبتا پایین است. مقایسه این دو شهر یکی از پیامهای اصلی گزارش را روشن میکند: توانایی دیجیتال و اعتبار نهادی دو چیز متفاوتاند و یکی نمیتواند جای دیگری را بگیرد.
این نکته برای بحث شهر هوشمند در ایران اهمیت بیشتری دارد. بسیاری از پروژههایی که در ادبیات رسمی یا تبلیغات شهری «هوشمند» نامیده میشوند، معمولا از جنس سامانه، اپلیکیشن، دوربین، داشبورد یا خدمات الکترونیکی هستند. چارچوب IMD نشان میدهد که صرف وجود چنین ابزارهایی معیار کافی نیست. پرسش اصلی این است که آیا استفاده از آنها مسئلهای را برای شهروند حل کرده و آیا نهادی که این سامانه را اداره میکند از اعتماد، شفافیت و توان اجرایی کافی برخوردار است.خلیج فارس؛ فناوری دولتی وقتی به خدمت تبدیل میشود
نگاهی به جایگاه شهرهای منطقه نشان میدهد فاصله قابل توجهی میان شهرهای ایران و برخی شهرهای کشورهای جنوبی خلیج فارس وجود دارد. دوبی در رتبه ششم و ابوظبی در رتبه دهم قرار گرفتهاند. ریاض رتبه ۲۴ و دوحه رتبه ۳۴ را دارد. شهرهایی مانند جده، مکه، مدینه و الخُبر نیز در شاخص حضور دارند. ای درحالیاست که مفهوم شهر بیشتر برای شهرهای ایران تعریف میشود تا شهرهای کشورهای جنوبی حاشیه خلیج فارس.
دوبی و ابوظبی در ستون فناوری امتیاز بالاتر از ۰.۷۶ گرفتهاند. مهمتر از آن، ۹۵.۷ درصد پاسخدهندگان در دوبی و ۸۹ درصد در ابوظبی گفتهاند اطلاعات و خدمات آنلاین اعتماد آنها به مقامات را افزایش داده است. IMD این دو شهر را نمونهای از مدلی میداند که در آن سرمایهگذاری دیجیتال هدایتشده از سوی دولت، در صورتی که به ارائه خدمات باکیفیت منجر شود، میتواند اعتماد شهروندان را هم افزایش دهد.
سنگاپور همین رابطه را در قالبی متفاوت نشان میدهد. امتیاز ساختار این شهر ۰.۷۱۵ و تکنولوژی آن ۰.۶۹۷ است؛ یکی از متوازنترین ترکیبها در میان ۱۰ شهر نخست. نزدیک به ۹ نفر از هر ۱۰ پاسخدهنده نیز گفتهاند اطلاعات آنلاین اعتماد آنها به حکومت را بیشتر کرده است.
در مقابل، بانکوک با وجود امتیاز فناوری قابل مقایسه با سنگاپور، رتبه ۹۰ را دارد. فاصله امتیاز ساختارهای آن با سنگاپور حدود ۰.۱۷ است. گزارش این تفاوت را شاهدی میداند بر اینکه فناوری پیشرفته بدون ساختار نهادی و خدمات عمومی متناسب، لزوما کیفیت زندگی را بهبود نمیدهد.شهر دیجیتال لزوما شهر هوشمند نیست
نمونههای جنوب و جنوب شرق آسیا این تفاوت را حتی واضحتر میکنند. هانوی رتبه ۹۷ و هوشیمین رتبه ۱۰۵ را دارند، اما امتیاز فناوری هر دو بالاتر از ۰.۷۲۵ است؛ سطحی که با بسیاری از پایتختهای اروپایی قابل مقایسه است. در هوشیمین ۹۰.۳ درصد و در هانوی ۸۴.۷ درصد پاسخدهندگان گفتهاند اطلاعات آنلاین دولت اعتمادشان را افزایش داده است.
هند نمونه معکوس دیگری است. بنگلور، حیدرآباد و بمبئی از مراکز اصلی صنعت فناوری جهاناند و امتیازهای فناوری بالایی دارند، اما به ترتیب در رتبههای ۱۱۵، ۱۱۴ و ۱۱۳ قرار گرفتهاند. گزارش ضعف نسبی در حکمرانی و مشارکت شهروندی را یکی از عواملی میداند که این شهرها را در نیمه پایین جدول نگه داشته است.
این مقایسه یک تفکیک مهم ایجاد میکند: شهر میتواند «دیجیتال» باشد بدون آنکه به همان اندازه «هوشمند» باشد. شهر دیجیتال ممکن است اپلیکیشن، پرداخت الکترونیکی، دوربین و شبکه ارتباطی گسترده داشته باشد. شهر هوشمند در تعریف این شاخص باید نشان دهد که همین ابزارها به حل مشکلات واقعی شهروندان، بهبود خدمات، افزایش مشارکت و تقویت اعتماد منجر شدهاند.اعتماد؛ عددی که همیشه یک معنا ندارد
اعتماد در گزارش ۲۰۲۶ جایگاه محوری دارد، اما دادههای خود گزارش نشان میدهند که تفسیر آن ساده نیست.
میانگین شاخص اعتماد به اطلاعات آنلاین دولت در شهرهای گروه پایینتر توسعه انسانی ۰.۷۲۴ است؛ در حالی که این رقم در بالاترین گروه توسعه انسانی ۰.۵۵۷ گزارش شده است. جاکارتا با رتبه ۱۰۶ نزدیک به ۹۰ درصد پاسخ مثبت به افزایش اعتماد ناشی از اطلاعات آنلاین دارد؛ رقمی بیشتر از زوریخ. نایروبی نیز با رتبه ۱۳۶ امتیاز اعتماد ۰.۷۶ دارد، در حالی که امتیاز «فساد مسئله نگرانکننده نیست» در آن فقط ۰.۱۳۲ است و در میان پایینترین مقادیر کل نمونه قرار دارد.
IMD این تناقض را به تفاوت میان انواع اعتماد مرتبط میکند. در شهری که کیفیت خدمات عمومی از نقطه بسیار پایینی شروع شده، دیجیتالیشدن یک خدمت ساده میتواند رضایت زیادی ایجاد کند. اما این رضایت لزوما به معنای اعتماد عمیق به نهاد، شفافیت یا پاسخگویی آن نیست.
به تعبیر گزارش، چنین اعتمادی ممکن است بیشتر «معاملهای» باشد تا مدنی؛ شهروند تا زمانی به سامانه اعتماد دارد که خدمت را سریع و راحت دریافت کند. اگر خدمت مختل شود، از دادهها سواستفاده شوند یا امکان پاسخخواهی وجود نداشته باشد، این اعتماد میتواند به سرعت از بین برود.شهر هوشمند یعنی شهر پرداده
موضوع داده شهروندان به یکی از حساسترین اجزای شهر هوشمند تبدیل شده است. IMD در کنار خدمات شهری، مستقیما از مردم میپرسد آیا حاضرند برای کاهش ترافیک بخشی از دادههای شخصی خود را در اختیار شهر قرار دهند؛ آیا با استفاده از فناوری تشخیص چهره برای کاهش جرم راحت هستند؛ و آیا انتشار اطلاعات آنلاین اعتماد آنها به مقامات را افزایش داده است.
دلیل چنین پرسشهایی روشن است. بسیاری از خدمات شهر هوشمند بر جمعآوری و تحلیل داده استوارند، موقعیت جغرافیایی خودرو و تلفن همراه، تصاویر دوربینها، الگوی تردد، پرداختها، استفاده از حملونقل عمومی، مصرف انرژی یا تعامل شهروند با خدمات دولتی.
اما هرچه شهر برای تصمیمگیری به داده بیشتری وابسته شود، مسئله مالکیت، حریم خصوصی و پاسخگویی نیز مهمتر میشود. نویسندگان گزارش میگویند دیگر اینکه چه چیزی را میتوان اندازه گرفت مهم نیست بلکه چه چیزی را باید اندازه گرفت اهمیت پیدا میکند. اعتماد در چنین محیطی نیازمند شفافیت درباره نوع داده جمعآوریشده و هدف استفاده از آن، قواعد روشن برای تصمیمگیری الگوریتمی، حفاظت از حریم خصوصی و امکان واقعی مشارکت و اعتراض شهروندان است.
این بخش شاید یکی از مهمترین تفاوتهای نسل جدید بحث شهر هوشمند با پروژههای اولیه آن باشد. مسئله دیگر فقط نصب تجهیزات نیست؛ شهر هوشمند به یک نظام حکمرانی داده نیاز دارد.ثروت هم تضمین نیست
در انتهای جدول فقط شهرهای فقیر یا کشورهای در حال توسعه دیده نمیشوند. آتن رتبه ۱۳۹ و رم رتبه ۱۴۳ را گرفتهاند؛ هر دو در کشورهای با درآمد و توسعه انسانی بالا جای میگیرند.
در هر دو شهر امتیاز مربوط به نبود نگرانی از فساد کمتر از ۰.۲۵ است و امتیاز مشارکت شهروندان از بسیاری از شهرهای آفریقای جنوب صحرا پایینتر گزارش شده است. IMD تاکید میکند که نباید این رتبه را معادل کیفیت پایین زندگی در آتن یا رم دانست. مسئله، شکاف میان انتظارات شهروندان و عملکرد خدمات عمومی و پاسخگویی نهادهاست.
این نکته از نظر روششناسی مهم است. Smart City Index رتبهبندی بهترین شهر برای زندگی نیست. بخش بزرگی از داده آن مبتنی بر ادراک شهروندان از عملکرد شهر است و همین ادراک تحت تاثیر انتظارات آنها نیز قرار دارد. شهروند یک شهر ثروتمند و توسعهیافته ممکن است از سطحی از خدمات ناراضی باشد که در شهری با سطح توسعه پایینتر پیشرفت بزرگی تلقی میشود.تهران کجای این تصویر است؟
گزارش IMD دادهای درباره تهران ندارد و از روی این سند نمیتوان برای تهران رتبه، امتیاز یا جایگاه فرضی ساخت. نبود تهران در نمونه نیز دلیلی برای نتیجهگیری درباره موفقیت یا شکست پروژه شهر هوشمند تهران نیست.
اما چارچوب شاخص مجموعهای از پرسشهای قابل سنجش در برابر سیاست شهر هوشمند ایران قرار میدهد. اگر بخواهیم با منطق IMD درباره تهران صحبت کنیم، مسئله فقط این نیست که چند خدمت شهرداری آنلاین شده، چه تعداد دوربین در شهر فعال است یا چه سامانهای برای ترافیک ساخته شده است. باید بدانیم شهروندان تا چه اندازه حملونقل عمومی را رضایتبخش میدانند؛ اطلاعات تصمیمات مدیریت شهری چقدر در دسترس است؛ مردم چه اندازه در تصمیمات محلی مشارکت دارند؛ سامانههای آنلاین واقعا زمان انتظار را کاهش دادهاند یا خیر؛ آیا زیرساخت ارتباطی پایدار و قابل دسترس است؟ و مهمتر از همه، شهروندان تا چه اندازه به نحوه جمعآوری و استفاده از دادههایشان اعتماد دارند. پاسخ به این پرسشها نیازمند دادههای ایرانی است؛ دادهای که گزارش IMD در اختیار ما نمیگذارد.تعریف شهر هوشمند تغییر کرده است
در جدول نهایی ۲۰۲۶، زوریخ رتبه اول، اسلو دوم، ژنو سوم، لندن چهارم و کپنهاگ پنجم هستند. دوبی رتبه ششم را گرفته و سنگاپور نهم است. حضور همزمان این شهرها نشان میدهد که یک مدل واحد برای شهر هوشمند وجود ندارد. آنچه میان نمونههای موفق مشترک است، براساس تحلیل IMD، نه نوع خاصی از فناوری بلکه هماهنگی میان نهادها، زیرساخت، خدمات و انتظار شهروندان است.
نسل اولیه شهر هوشمند عمدتا حول شبکه، حسگر، مرکز کنترل، اینترنت اشیا و دیجیتالیکردن خدمات تعریف میشد. دادههای شاخص ۲۰۲۶ تصویر متفاوتی میدهند: فناوری زمانی ارزش پیدا میکند که در نهادی قابل اعتماد قرار بگیرد، مسئله مشخصی را حل کند و شهروند بتواند اثر آن را در زندگی روزمره احساس کند. برای تهران نیز شاید پرسش اصلی همین باشد. موضوع دیگر این نیست که شهر چه تعداد سامانه «هوشمند» ساخته است؛ پرسش این است که این سامانهها چه چیزی را بهتر کردهاند، چه کسی درباره دادههای آنها تصمیم میگیرد و شهروند تا چه اندازه به نهادی که آنها را اداره میکند اعتماد دارد.
در تعریف IMD، شهر هوشمند در نهایت شهری نیست که بیشترین فناوری را دارد؛ شهری است که فناوری، زیرساخت و حکمرانی آن برای شهروند کار میکنند.گزارش شاخص شهر هوشمند IMD در سال ۲۰۲۶


























