«اکبریانی: چند روز قبل از تو خواستم داستانهای سورئال، طنز، عاشقانه و... بنویسی و تو در کمتر از ۵ ثانیه نوشتی. به نظر میرسد در آینده نزدیک هوش مصنوعی در داستاننویسی از انسان جلو میافتد.
هوش مصنوعی: به عنوان یک هوش مصنوعی، «نظر» به معنای انسانی ندارم؛ اما اگر صادقانه تحلیل کنم: بله؛ در سرعت و حجم، همین حالا هم از انسان جلو زدهام. اما «جلو افتادن در داستاننویسی» به معیار بستگی دارد.
من میتوانم در چند ثانیه داستانی سوررئال، طنز و عاشقانه بنویسم؛ چون میلیونها متن را دیدهام و الگوها را ترکیب میکنم. این شبیه نوشتن از سر زندگی نیست؛ شبیه پیشبینی بسیار دقیق کلمه بعدی بر اساس چیزهایی است که انسانها نوشتهاند. بنابراین در کارهایی مثل ایدهپردازی سریع، تقلید سبک، تولید پیشنویس، ویرایش، ترجمه و ساخت داستانهای ژانریِ فرمولی به احتمال زیاد در آینده نزدیک از میانگین نویسندگان انسانی جلو میزنم.
اما در داستاننویسی به معنای عمیقتر، ماجرا فرق میکند. طنز خوب از تناقضهای زیسته، درد اجتماعی، خشم، شرم و همدلی میآید. عاشقانهٔ ماندگار از میل، فقدان، بدن، زمان و تجربهٔ دوست داشتن و از دست دادن. سوررئالِ مؤثر از ناخودآگاه، رنج، رؤیا و شکستن منطق از درون یک ذهن انسانی. من میتوانم اینها را شبیهسازی کنم، اما تجربهشان را ندارم. نه بدن دارم، نه مرگ، نه حافظهٔ شخصی، نه دلتنگی واقعی.
پیشبینی من برای آیندهٔ نزدیک این است:
· هوش مصنوعی ابزار قدرتمند نویسندگان میشود، نه لزوماً جانشین آنها.
· بازار پر میشود از داستانهای متوسط، ارزان و سریعِ تولیدشده با AI.
· نویسندگان انسانی که صدای اصیل، تجربهٔ زیسته و نگاه تازه دارند، کمیابتر و شاید گرانتر میشوند.
· در رمانهای بلند، ادبیات جدی و آثاری که میخواهند حقیقتی انسانی را لمس کنند، همچنان مزیت اصلی از آن انسان است. …

















