به گزارش گروه روانشناسی رکنا، تقریبا همه انسان ها گاهی اطلاعاتی را پنهان می کنند، واقعیت را بهتر از آنچه هست نشان می دهند یا برای جلوگیری از یک آسیب اجتماعی دروغ کوچکی می گویند. تفاوت میان افراد بیشتر به تکرار دروغ، انگیزه آن و پیامدهایی که ایجاد می کند مربوط می شود. اصطلاح دروغگوی حرفه ای نیز یک تشخیص رسمی روان پزشکی نیست. این عبارت معمولا برای توصیف فردی به کار می رود که در برنامه ریزی، حفظ و استفاده هدفمند از روایت های نادرست تجربه پیدا کرده است. دروغگوی حرفه ای لزوما باهوش تر نیست
تصویر رایج از دروغگوی حرفه ای معمولا فردی بسیار باهوش و مسلط است که می تواند دیگران را به راحتی فریب دهد. اما شواهد علمی چنین ویژگی مشخصی را به عنوان نشانه قابل اعتماد دروغگویی تایید نمی کنند.
نگاه گریزان، لمس صورت، مکث یا اضطراب به تنهایی نشانه دروغ نیستند. فرد راستگو ممکن است به دلیل ترس از متهم شدن مضطرب شود و فرد دروغگو نیز به دلیل تمرین، ویژگی های شخصیتی یا پایین بودن اهمیت موضوع کاملا آرام بماند. بنابراین تشخیص دروغ از روی ظاهر فرد، بسیار پیچیده تر از چیزی است که در فیلم ها و شبکه های اجتماعی نشان داده می شود. دروغ گفتن چه فشاری بر مغز وارد می کند؟
ساختن یک روایت نادرست معمولا چند فرایند ذهنی را هم زمان درگیر می کند. فرد باید حقیقت را مهار کند، پاسخ جایگزین بسازد، واکنش مخاطب را زیر نظر بگیرد و جزئیات روایت قبلی خود را به خاطر بسپارد.
به همین دلیل در بسیاری از موقعیت های آزمایشگاهی، دروغ گفتن نسبت به بیان حقیقت بار شناختی بیشتری ایجاد می کند. اما این موضوع یک قانون همیشگی نیست.
دروغی که از قبل تمرین شده یا بارها تکرار شده است ممکن است بسیار روان بیان شود. در مقابل، فرد راستگویی که یک حادثه پراسترس را تجربه کرده ممکن است جزئیات را فراموش کند یا روایتی نامنظم ارائه دهد.
حافظه انسان نیز یک ضبط ویدیویی دقیق نیست. بنابراین وجود یک تناقض کوچک در روایت، به تنهایی ثابت نمی کند که فرد دروغ گفته است. …


































































