این تجربه را در مورد حزبالله نیز دیدهایم. یکی از نمونههای استفاده نادرست از دیپلماسی، نحوه مدیریت جنگ غزه بود. زمانی که اسرائیل حملات گسترده خود را آغاز کرد، افکار عمومی جهان نسبت به آن اعتراض داشت و حتی در برخی کشورهای اروپایی نیز مخالفتهایی شکل گرفت. آنتونی بلینکن، که دولت بایدن نیز در حمایت از اسرائیل موضع روشنی داشت، مرتب میان دوحه و قاهره رفتوآمد میکرد و میگفت ما در حال مذاکره هستیم.
این مذاکرات یکی از ابزارهای مدیریت رفتار طرف مقابل بود. هدف این بود که حزبالله وارد جنگ گسترده نشود. حزبالله در آن مقطع حملات محدودی انجام میداد و اسرائیل نیز پاسخهای محدودی میداد و ایران نیز مستقیماً وارد جنگ نشده بود. آنها نگران بودند که ورود جدی حزبالله، شرایط را تغییر دهد و به همین دلیل از مذاکره بهعنوان ابزاری برای مدیریت این وضعیت استفاده کردند. در نهایت، با گذشت زمان و ادامه این روند، توان حزبالله کاهش پیدا کرد و زمانی رسید که دیگر نمیتوانست مانند گذشته پاسخ دهد.
نتانیاهو نیز بعدها درباره طرح لبنان گفته بود زمانی که آن را در کابینه مطرح کرده، برخی اعضای کابینه هشدار داده بودند که حزبالله میتواند آسمانخراشهای تلآویو را هدف قرار دهد. یعنی در مقطعی حزبالله چنین تواناییای داشت، اما در طول زمان و با اقداماتی که انجام شد، این توانمندی کاهش پیدا کرد. کد خبر 1062637

































































































































































