این نامه به قدری توهینآمیز و زشت بود که بعدتر که میان شیخ صادق لاریجانی و شیخ محمد یزدی اختلاف افتاد در تقبیح برخی رفتارهای او به این نامه هم اشاره کرد و آیتالله شبیری زنجانی را به لحاظ فقهی و حوزوی و اخلاقی ستود و تازه میدانیم که خود صادق لاریجانی هم بعد از اتفاقات ۸۸ رابطه خوبی با اصلاح طلبان نداشت اگرچه دادگاه مشهور اواخر ریاست هاشمی شاهرودی بر قوه قضاییه سامان داده شد و به حساب شیخ صادق که تازه رییس قوه شده بود نوشته نشد و از این حیث، بختیار بود.
محمد یزدی که بعد از ۱۰ سال ریاست قوه قضاییه با دو اقدام خاص- انحلال دادسراها و برکشاندن سعید مرتضوی برای برخورد با رسانهها و روزنامهنگاران مستقل- طی ۱۳ سال عالیترین مقام رسمی حوزههای علمیه کشور به شمار میرفت، مایل بود حوزهها را با این مدعا که میخواهد انقلابی و غیرسکولار کند حکومتی و تابع بوروکراسی اداری کند و مراجع مستقل اعتنایی به او نداشتند و بدیهی بود که اتهام سکولار را توهین به خود بدانند.
آن نامه که در تاریخ تشیع سابقه نداشت با همان نگاه نوشته شد ولی اتفاقا بر اعتبار و محبوبیت آقا موسی -چه درون حوزه و چه در جامعه- اضافه کرد و شیخ همیشه عصبانی را بیش از پیش در معرض انتقاد قرار داد تا جایی که صادق لاریجانی فاش کرد در شورای نگهبان هم برخوردهایی این گونه دارد و از آن نهاد کناره گرفت البته اعتراض اصلی او به رد صلاحیت برادرش بود. …





















































































































































