به نوشته سیانان، وقتی ترامپ فرمان آغاز جنگ علیه ایران را صادر کرد، آن را «گشت و گذاری» نامید که تنها چند هفته طول خواهد کشید. شش ماه بعد، این درگیری به کابوسی برای تقریباً همه کسانی که حتی از راه دور درگیر آن بودند، تبدیل شده است. اکنون اگر چه اهداف جنگی ترامپ محقق نشده، این اهداف همچنان در حال تغییر هستند: از درخواست اولیه تسلیم کامل ایران، تغییر رژیم و کنار گذاشتن برنامه هستهای، تا درخواستهای اخیر که صرفاً بر بازگشایی تنگه هرمز و مهار برنامه هستهای متمرکز است.
با این حال، پیامدهای ناخواسته این جنگ بسیار فراتر از خاورمیانه گسترش یافته و بر امنیت جهانی تأثیر گذاشته، جایگاه جهانی آمریکا را تقلیل داده و به طور بالقوه فرصتی را برای دشمنانش فراهم کرده تا نفوذ خود را گسترش دهند. در حالی که دولت ترامپ تمام انرژی خود را بر تلاش برای خروج از بحران خودساخته در ایران متمرکز کرده، از سایر نقاط بحرانی بالقوه جهانی که ایالات متحده مدتهاست درگیر آنها بوده، از جمله اوکراین، تایوان و دریای چین جنوبی و کره، غافل شده است. پسلرزههای ژئوپلتیکی فراتر از خاورمیانه
از تصمیم ترامپ برای کاهش رزمایشهای نظامی مشترک سالانه با کره جنوبی و خارج کردن تنها ناو هواپیمابر ایالات متحده در غرب اقیانوس آرام گرفته تا کمبودهای بحرانی رهگیرهای موشک بالستیک در اوکراین، بسیاری از مهمترین اثرات ژئوپلیتیکی و امنیتی جنگ ممکن است در نهایت بسیار فراتر از خاورمیانه احساس شود و هنوز تحقق نیافته است.
خبر مرتبط جنگ در ایستگاه نهایی؛ تهران مدل دریای سرخ را در خلیج فارس اجرا میکند؟
اکوایران: وضعیت کنونی به یک پارادوکس در قلب استراتژی واشنگتن اشاره دارد.
به گفته امیلی هاردینگ، معاون اندیشکده مطالعات بینالمللی و استراتژیک، اگرچه هیچ یک از نقاط بحرانی بالقوه هنوز به یک بحران تمام عیار تبدیل نشدهاند، اما دلیل خوبی برای نگرانی وجود دارد. او گفت: «این از آن نوع مواردی است که دشمنان جهانی قرار است به وضعیت توجه کنند و درباره نحوه واکنش ایالات متحده در لحظات خاص اطلاعات بیشتری کسب کنند و سپس آن را در برنامهریزی خود بگنجانند. اما ما هنوز ندیدهایم که کسی از آن سوءاستفاده کند. بیشتر این است که برخی از پایهها در حال تضعیف هستند، نه اینکه واقعاً شاهد لرزیدن ساختمان باشیم». عواقب ویرانگر در اوکراین: تابستان مرگبار
حملات ایالات متحده و اسرائیل باعث حملات تلافیجویانه تهران شده و پهپادها، موشکهای بالستیک و سایر پرتابههای ایرانی پایگاههای ایالات متحده و متحدانش در سراسر خاورمیانه را هدف گرفتهاند. در حالی که ایالات متحده و متحدانش ذخایر تسلیحاتی خود را استفاده میکنند، برخی از مهمات که در ابتدا برای اوکراین در نظر گرفته شده بود، تغییر مسیر داده شدهاند.
اخیرا، ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، به سیانان گفته که کشورش تنها یک دهم موشکهای رهگیر مورد نیاز فوری برای متوقف کردن حملات موشکهای بالستیک روسیه را در اختیار دارد. این کمبودها عواقب ویرانگری برای اوکراینیها دارد: تابستان امسال مرگبارترین دوره برای غیرنظامیان از ماه مه ۲۰۲۲ تاکنون بوده است.
دود ناشی از حملات گسترده موشکهای بالستیک و پهپادهای روسیه، کییف، ۵ آگوست 2026/ عکس از خبرگزاری فرانسه
بحران جهانی نفت ناشی از تصمیم ایران برای بستن مؤثر تنگه هرمز، کمپین فشار اقتصادی دولت ترامپ علیه مسکو را نیز تضعیف کرده است. ترامپ در مواجهه با افزایش قیمت بنزین در پمپهای بنزین ایالات متحده، تصمیم جنجالی لغو برخی از تحریمهای صادرات نفت روسیه را برای آرام کردن بازار اتخاذ کرد. با انجام این کار، ایالات متحده به طور مؤثر به روسیه کمک کرد تا پول بیشتری برای تأمین مالی تلاشهای جنگی در اوکراین به دست آورد.
اختلال جهانی در تجارت نفت، گاز و کود ناشی از بستن تنگه، به روسیه نیز کمک کرده است تا در یافتن مشتریان جدید پیشرفت کند. به گفته الکساندر گابوئف، مدیر مرکز کارنگی روسیه اوراسیا، این موضوع زمانی که ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، در ماه ژوئن میزبان رهبران کشورهای جنوب شرقی آسیا در شهر کازان روسیه بود، بیشتر به چشم آمد. مشارکت در کازان چشمگیر بود: نه نفر از یازده رئیس دولت از کشورهای عضو آسهآن، به همراه وزیر امور خارجه اندونزی و نماینده ویژه میانمار، حضور داشتند. مهمتر از همه، این مردان به دلیل حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران که باعث افزایش قیمت انرژی و کود شده بود، تصمیم گرفتند سفر طولانی به روسیه را انجام دهند».
از برخی جهات، جنگ ایران به نفع اوکراین بوده است. این جنگ باعث شده که بقیه جهان متوجه شوند که بیش از چهار سال جنگ، کییف را به یک ابرقدرت پهپاد تبدیل کرده و منجر به مجموعهای از توافقنامههای همکاری امنیتی و وعدههای مهمات با تعدادی از کشورها شده است. دست دوستی به کیم
جنگ ایران اکنون سایهای بر یک نقطه اشتعال بالقوه دیگر انداخته است: شبه جزیره کره؛ که از نظر فنی بیش از هفت دهه در غیاب یک توافق صلح پس از جنگ کره جنوبی و شمالی زیر سایه جنگ قرار داشته است. ایالات متحده عمیقاً در منطقه درگیر بوده و حدود ۲۸۵۰۰ سرباز آمریکایی در کره جنوبی مستقر هستند. اما این رابطه چند دههای امسال با کاهش شدید رزمایشهای نظامی مشترک سالانه «سپر آزادی اولچی» با سئول، که تا حدودی به عدم حمایت کره جنوبی از جنگ ایران اشاره داشت، دچار مشکل شد.
گردانهای مهندسی ارتش ایالات متحده و جمهوری کره در یک مانور عبور از رودخانه در نزدیکی منطقه غیرنظامی در یونچئون، ۱۴ مارس 2026/ عکس از گتی ایمیجز
رئیسجمهور ایالات متحده همچنین از آمادگی برای مذاکره با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، که بر افزایش مداوم زرادخانه هستهای و پرتابهای موشکی منظم کشورش نظارت داشته، خبر داده است. تحلیلگران میگویند که پیامدهای کاهش رزمایشهای نظامی بر آمادگی در صورت از سرگیری جنگ در شبه جزیره کره در کوتاه مدت تأثیر میگذارد. اثرات بلندمدت آن شامل طولانیتر شدن زمان لازم برای سئول برای به دست گرفتن کنترل جنگی نیروهای خود است -چیزی که هم کره جنوبی و هم ایالات متحده به دنبال آن هستند.
مقامات کره جنوبی هفته گذشته اعلام کردند که دومین رزمایش، برای فرودهای آبی-خاکی که برای ماه سپتامبر برنامهریزی شده بود، در ماه ژوئن لغو شد. قرار بود این رزمایشها شامل تفنگداران دریایی ایالات متحده مستقر در جزیره اوکیناوا ژاپن باشد که واحدهایی از آنها در محاصره بنادر ایران مشارکت داشتند. همچنین مسئله تدارکات و لجستیک، از جمله تخصیص مجدد برخی از رهگیرهای موشکی ایالات متحده از کره جنوبی به خاورمیانه در طول جنگ، مطرح است. پنتاگون مشخص نکرده که چه مقدار از موجودی رهگیرها منتقل شده است، اما تحلیلگران میگویند کمبودهای احتمالی بلندمدت رهگیرهای کلیدی مانند سیستم پاتریوت محتمل است. اقیانوس آرام بدون هیچ ناو هواپیمابر
اعزام ناو هواپیمابر جورج واشنگتن مستقر در ژاپن به دریای عرب به منظور جایگزینی ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن برای ادامه محاصره دریایی ایران، ایالات متحده را برای مدت نامعلومی در صورت نیاز به ناو هواپیمابر در اقیانوس آرام بدون هیچ ناو هواپیمابری باقی میگذارد. ایالات متحده بیش از دو دهه است که به طور مداوم در اقیانوس آرام حضور داشته است - به جز یک وقفه چند هفتهای در سال 2024. این فقدان ناو هواپیمابر در حوزه مسئولیت ناوگان هفتم ایالات متحده، سوالاتی را برای سایر متحدان منطقهای ایجاد میکند.
ناو هواپیمابر یواساس جورج واشنگتن در حال عملیات در دریای چین جنوبی، ۸ آگوست 2026/ عکس از گتی ایمیجز
فیلیپین به ویژه با توجه به افزایش فعالیت چین در دریای چین جنوبی، در اطراف ویژگیهای مورد مناقشه مانند Scarborough Shoal که در منطقه اقتصادی انحصاری فیلیپین قرار دارد اما عملاً توسط پکن کنترل میشود، نگران خواهد بود. تنشها بین مانیل و پکن تا جزیره دوم توماس شوال که مانند اسکاربورو در جزایر اسپراتلی قرار دارد، گسترش یافته است. هر دو شاهد درگیریهای دریایی بین پرسنل فیلیپینی و چینی بودهاند. ایالات متحده و فیلیپین یک پیمان دفاعی مشترک دارند و اگر تنشها با چین تشدید شود، نداشتن ناو هواپیمابر در منطقه میتواند نیروهای آمریکایی را در موقعیت نامطلوبی قرار دهد، به خصوص با توجه به مسائل فعلی مربوط به ذخایر مهمات.
به گفته هاردینگ: «مشخص نیست در صورت یک درگیری احتمالی با چین، ایالات متحده چه وضعیتی خواهد داشت. ما به این زودیها شاهد ظهور چنین چیزی نخواهیم بود... اما اگر قرار باشد درگیری با چین رخ دهد، ما در وضعیت کمبود مهمات، به ویژه مهماتی که برای آن درگیری به آن نیاز خواهیم داشت، قرار خواهیم گرفت». نقاط گلوگاهی جهانی
جنگ میتواند پیامدهای ویرانگر دیگری نیز داشته باشد - به عنوان مثال اگر سایر بازیگران سعی کنند از سایر نقاط گلوگاهی کشتیرانی بینالمللی به عنوان سلاح استفاده کنند. به گفته هاردینگ: «ما هنوز چنین چیزی را نمیبینیم، اما اگر بعداً به نقطهای برسد که یکی از آن کشورها بخواهد، مطمئناً میتوانند از این به عنوان یک (سابقه) یاد کنند».
او افزود که شدت تأثیر جنگ عمدتاً به این بستگی دارد که ایالات متحده چه مدت به جنگیدن ادامه دهد و اگر اهداف بزرگی تعیین شود نیامند یک تعهد طولانی مدت با هدر دادن خون و پول بیشتر است و اقتصاد جهانی عواقب آن را در درازمدت احساس خواهد کرد. به باور او، از دیدگاه ایران، تنها کاری که باید انجام دهند مقاومت کردن است، و آنها این کار را انجام میدهند. بنابراین میتوانند تا هر زمان که بخواهند این وضعیت را ادامه دهند. ذینفع استراتژیک هر دو جنگ؛ نسخه شخصی «جنگ ابدی» ترامپ
در همین شرایط، نیویورک تایمز هم نوشت، شش ماه پس از آغاز جنگ، ترامپ، در برزخی دیوانهکننده بین نبرد تمامعیار و صلح واقعی گرفتار میبیند و این جنگ به باتلاقی خودساخته و نسخه شخصی او از یک «جنگ ابدی» تبدیل شده که نه اهداف مشخص دارد و نه میتوان پایانی در چشم انداز برای آن متصور شد.
کشتیها در تنگه هرمز در نزدیکی ساحل بندرعباس، 28 آگوست 2026/ عکس از خبرگزاری وانا
به گفته ریچارد هاس، که در زمان حمله بوش به عراق در سال ۲۰۰۳ مدیر برنامهریزی سیاست در وزارت امور خارجه بود: «این یک شکست مفتضحانه بوده است. این واقعیت تلخ است. او میتواند اعلام کند که «ماموریت انجام شد». او میتواند سعی کند این استدلال را همانطور که اغلب سعی میکند، به کرسی بنشاند. اما هیچ چیزی برای اشاره به این وجود ندارد که نشان دهد ما در وضعیت بهتری هستیم یا اینکه جنگ ارزشش را داشته است». هاس، که در زمان کار در دولت بوش نسبت به طرح حمله به عراق تردید داشت و بعداً کتابی در مورد شکست آن با عنوان «جنگ ضروری، جنگ انتخابی» نوشت، گفت که به طور متناقضی، هم آن درگیری و هم درگیری ترامپ، ایران را قویتر کرده است. هاس خاطرنشان کرد که در مورد عراق، ایران پس از سرنگونی صدام حسین به نیروی غالب در داخل دشمن همسایه خود تبدیل شد و اکنون ایران با مسدود کردن کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، توانایی خود را در آشفته کردن بازارهای انرژی جهانی نشان داده است. او گفت: «ایران ذینفع استراتژیک هر دو جنگ است».
برت اچ. مکگورک، مشاور قدیمی خاورمیانه برای روسای جمهور هر دو حزب گفت: «ترامپ آشکارا در اشتباه است که میگوید ایالات متحده پیروز شده است. تعداد کمی از اهداف اعلام شده آن محقق شده است. اما ایران هم پیروز نشده است». مکگورک، که معمار اصلی افزایش نظامی بوش در دوره دوم و تغییر استراتژی در عراق بود که به تغییر روند جنگ کمک کرد، گفت که تجربه نشان داده که حتی یک رئیس جمهور در دو سال آخر ریاست جمهوریاش میتواند تأثیرگذار باشد. و او خاطرنشان کرد که به نظر میرسد ترامپ بیش از آنچه بسیاری تصور میکردند، به پایان دادن به جنگ ایران متعهد است. مکگورک گفت: «شش ماه در خاورمیانه یک نقطه عطف است. این جنگ، مانند بسیاری از جنگها، نقطه پایان مشخصی نخواهد داشت. این جنگ صرفاً در یک رقابت مداوم، برتری را تغییر خواهد داد. و هنوز خیلی زود است که بگوییم در نهایت به کجا میرسد».



































































































































































