افت قیمت سکه در روزهای اخیر و همزمان، معامله اوراق «عسکه۲» در قیمتی متفاوت از بازار نقدی، یک سوءبرداشت درباره ابزار تازه بانک مرکزی را آشکار کرده است: «عسکه۲» قرار نیست قیمت دیگری برای سکه در بازار باشد.
این ابزار اساساً با هدف فروش سکه به مردم طراحی نشده و مأموریت آن نیز بالا یا پایین بردن قیمت سکه نیست. آنچه در بورس معامله میشود یک اوراق مالی قابل معامله است که سکه در ساختار آن نقش دارایی پایه و پوشش ریسک را ایفا میکند.
تفاوت این دو، زمانی روشنتر میشود که به انگیزه بخشی از خریداران طلا و ارز نگاه کنیم.
بسیاری از مردم الزاماً به سکه یا اسکناس ارز نیاز ندارند. آنچه آنها را در دورههای نااطمینانی به بازار طلا و ارز میکشاند، نگرانی از کاهش قدرت خرید پول است. فردی که تصور میکند ممکن است در ماههای آینده طلا یا ارز گرانتر شود، برای حفظ ارزش دارایی خود به بازار فیزیکی مراجعه میکند.
اما این رفتار یک سوی دیگر هم دارد: اگر پس از خرید، قیمت سکه کاهش پیدا کند، تمام زیان کاهش قیمت متوجه خریدار است.
ایده ابزار جدید بانک مرکزی دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ آیا میتوان به تقاضای احتیاطی مردم پاسخ داد، بدون آنکه آنها برای پوشش نگرانی خود الزاماً وارد بازار فیزیکی ارز و طلا شوند؟
اوراق سلف موازی برای پاسخ به همین نیاز طراحی شده است.
خریدار به جای نگهداری سکه در خانه یا ورود مستقیم به بازار نقدی، یک ابزار مالی رسمی و قابل معامله در اختیار دارد که ارزش آن با سکه ارتباط دارد و در عین حال برای سناریوی کاهش قیمت نیز سازوکار حمایتی مشخصی در سررسید در نظر گرفته شده است.
در ساختار عرضه اولیه این اوراق، اختیار فروش در سررسید با قیمت اعمال معادل ۱۰۷ درصد قیمت کشفشده روز عرضه پیشبینی شده است؛ بنابراین برای خریدار عرضه اولیهای که مطابق شرایط قرارداد تا سررسید باقی میماند، کاهش قیمت دارایی پایه الزاماً همان نتیجهای را ندارد که برای خریدار سکه در بازار نقدی ایجاد میکند.
رفتار بازار در همین چند روز، تفاوت این دو مفهوم را آشکار کرده است. …



































































































































































