وی درباره ورودش به عرصه هنر توضیح داد: من کارگر کارخانه خاور بودم و بورسیه زبان داشتم. دوستی داشتم که تئاتر کار میکرد و با هم به تمرین تئاتر رفتیم و بر حسب اتفاق وارد آموزشگاه آقای شیربانی شدم.
این بازیگر درباره زندگی شخصی و حرفهای خود نیز گفت: همسر من مریض بود، اما چون خیلی سفر میرفتم نمیتوانستم به او رسیدگی کنم. شکوفایی کارنامه سینمایی من با همکاری با استادانی مانند بهرام بیضایی همراه بود. من خیلی در این سینما زحمت کشیدم. بعد از فوت همسرم هشت سال کار نکردم و هشت ماه دچار بیماری آسم عصبی بودم، اما هیچکس سراغ من نیامد. با این حال هیچوقت چیزی نگفتم و مصاحبه نکردم.
وی افزود: اکنون مستاجر هستم، اما طوری زندگی میکنم که کسی متوجه نشود. مظفری در پایان گفت: همیشه پدر و مادر قهرمان بچهها هستند، اما زمانی میرسد که بچهها قهرمان زندگی پدر و مادرشان میشوند. نیکی پس از فوت همسرم قهرمان زندگی من شد.
کد خبر 1061849


































































































































































