موضوع فعالیت «تراستیها» در سالهای تحریم، به یکی از مباحث بحثبرانگیز در حوزه فروش نفت ایران تبدیل شده است. این واسطهها در شرایط محدودیتهای بانکی و تحریمی، در فروش نفت، انتقال درآمدهای حاصل از آن و انجام مبادلات مرتبط با صادرات نقش داشتهاند.
یاشار سلطانی نیز در اظهارات اخیر خود، درباره نحوه فعالیت برخی تراستیها و میزان نفت واگذار شده به تعدادی از آنها پرسشهایی مطرح کرده است. در گزارشها و مطالب منتشرشده درباره این پرونده، نام چند چهره و مجموعه اقتصادی نیز مطرح شده، هرچند جزئیات و اتهامات مربوط به افراد مختلف نیازمند بررسی اسناد رسمی و پاسخ طرفهای نامبرده است. انتقاد از سیاسی شدن پرونده تراستیها
داود مدرسیان در واکنش به سخنان سلطانی، انتقاد اصلی خود را متوجه سیاسی شدن پرونده کرده است. او معتقد است نسبت دادن فعالیت مجموعهای از تراستیها به یک جریان سیاسی، صرفاً بر اساس ارتباط خانوادگی یکی از افراد با یک چهره سیاسی، نمیتواند بهتنهایی مبنای نتیجهگیری درباره مواضع یا عملکرد کل شبکه باشد.
به نوشته مدرسیان، مسئله اصلی باید نحوه واگذاری نفت، سازوکار فروش محمولهها، میزان تخفیفها، نحوه بازگشت ارز و مسئولیت نهادهای تصمیمگیر باشد؛ نه اینکه پرونده صرفاً در قالب اختلاف میان جریانهای سیاسی بررسی شود. اختلاف بر سر نقش تراستیها در ماجرای تفاهم ایران و آمریکا
بخش دیگری از اختلاف روایتها به ارتباط فعالیت تراستیها با تحولات مربوط به تفاهم ایران و آمریکا و وقایع تنگه هرمز بازمیگردد.
مدرسیان این ادعا را که فعالیت یا منافع تراستیها در تصمیمهای مرتبط با تفاهمنامه نقش تعیینکننده داشته، رد کرده و استدلال میکند که منافع اقتصادی واسطههای فروش نفت اصولاً با … …































































