«سیدایلیا»که درمسیر متوجه رفتارهای مشکوک جوان۲۳ساله شده بود با همان سادگی کودکانه اش قصد داشت به گونه ای خانواده اش را از محل حضورخود مطلع کند ولی جوان مکار اجازه استفاده از تلفن همراه را به وی نداد و با این ادعاکه گوشی را در جیبت بگذار و گرنه آن را سرقت می کنند! «سیدایلیا»را به شدت ترساند!
به گزارش روزنامه خراسان؛ حالا دیگرکودک معصوم با اضطراب و نگرانی قدم برمی داشت وجرئت فریاد هم نداشت.حدود نیم ساعت بعد وقتی اززیرگذر بزرگراه به زمین های خالی وحاشیه کال چهل بازه رسیدندکه دیگرموجی از وحشت سراپای کودک را فراگرفت.اوکه می دید درآن تاریکی ابتدای شب به نقطه ای خلوت وترسناک رسیده اند،ضربان قلبش تندترشد اما چشمان وحشت آلود و ازحدقه بیرون زده جوان امکان هرعکس العملی را ازاوگرفته بود وتنها درخواستش با همان نجابت کودکانه اجازه بازگشت به خانه بود تا خانواده اش نگران نشوند! ولی جوان23 ساله که افکار پلیدی را درسرمی پروراند در یک لحظه کودک بی گناه را درحالی روی زمین انداخت که سنگ بزرگی را به دست گرفته بود تا«ایلیا کوچولو»را تسلیم کند وگوشی تلفنش را به سرقت ببرد.
دراین هنگام او با ناجوانمردی بی رحمانه ای ضربات سنگ را برسرکودک معصوم فرودآورد و او خون آلود نقش برزمین خاکی شد.
ضارب بی رحم او را به همین حال رها کرد و برای آن که پیکر زخمی از چشم رهگذران یا رانندگان عبوری پنهان بماند ،دستان زخمی کودک را گرفت و پیکرش را کشان کشان به حاشیه دیواره سنگی رودخانه(کال چهل بازه)برد و از آن جا پایین انداخت.
هنوز «سیدایلیا» زنده بود و با مرگ می جنگید،شایدهم می خواست زنده بماند تا خانواده اش را از نگرانی واضطراب نجات دهد که مرد جنایتکار گوشی تلفن اورا برداشت و به طرف هسته مرکزی شهر به راه افتاد. …



































































































































































