در فضای سیاسی، گاهی تفاوت در لحن مسئولان به نادرستی به عنوان "شکاف راهبردی" تعبیر می شود. یکی از دیپلماسی می گوید، دیگری از بازدارندگی و سومی از هزینه دادن دشمن. اما وقتی این تکه های پازل را کنار هم بگذاریم، تصویر کاملا متفاوتی نمایان می شود.
رئیس جمهور، تفاهمنامه اسلام آباد را حاصل تصمیم مشترک میدان و دیپلماسی دانسته و بر اجرای آن تأکید دارد. معاون اجرایی او از پابرجایی تفاهم و تلاش برای بازگرداندن آمریکا به تعهداتش سخن م یگوید. رئیس مجلس پیگیری شروط تفاهم را حیاتی می داند و مسئولیت بدعهدی را متوجه واشنگتن می سازد. از سوی دیگر، سرلشکر محسن رضایی دیپلماسی را مکمل میدان برای خنثی سازی فشار اقتصادی می داند و حسین طائب تنها مذاکره ای را پذیرفتنی می شمارد که منافع ملی را تثبیت کند.
نتیجه روشن است: اختلاف نظری بر سر "اصل مذاکره" وجود ندارد؛ مسئله اصلی "چگونگی"، "تضمین ها" و "موضع ایران" در این مسیر است. ۲. پیام رهبر؛ پایان دوگانه سازی پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته دولت، چارچوب این اجماع را تبیین کرد. در این نگاه، دوگانه هایی مثل "جنگ یا مذاکره" یا "سازش و تندروی" خطایی محاسباتی و موهوم هستند و هرگونه اقدامی که انسجام ملی را خدشه دار کند، آسیب زا تلقی شده است. اهمیت اصلی این پیام در یک نکته است: دیپلماسی در برابر مقاومت قرار نمی گیرد. ایران می تواند هم زمان قدرت دفاعی خود را حفظ کند و از ابزار دیپلماسی برای کاهش تهدید و تامین منافع اقتصادی بهره ببرد. مذاکره الزاما تسلیم نیست، همان طور که مقاومت به معنای ابدیت جنگ نیست. دیپلماسی هوشمندانه، ابزار تبدیل قدرت میدانی به امنیت پایدار است؛ به شرط آن که از موضع ضعف یا ترس نرویم. ۳. چرا احیای اسلام آباد؟ …



































































































































































