پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

ملک الشعرای موسیقی


ملک الشعرای موسیقی
آهنگساز لهستانی فردریك فرانسوا شوپن در سال ۱۸۴۹ در پاریس درگذشت اما او در واقع مصنف جاودانه موسیقی برای پیانو است. آثار او همواره در برنامه كنسرت پیانیست ها جای دارد. البته نمی توان ادعا كرد كه اجراهای آثار او همیشه جانب اصالت را رعایت می كنند، اما در هر صورت حقیقت این است كه در كمتر رسیتالی شوپن غایب می ماند. شاید همین ازدیاد بی قید اجراها ما را از درك عمق موسیقی او محروم كند. چه اندكند اجراهای اصیل در این میان! با این وجود شوپن بزرگترین متخصص پیانو است و هرچه می گذرد اعتبار او تثبیت فراگیرتری پیدا می كند. پروفسور فردریك نیكز معتقد است كه شوپن یكی از سه ركن اساسی موسیقی قرن نوزدهمی است یعنی به ترتیب بتهوون، شوپن و بالاخره واگنر. می توان به طور اخص اشاره كرد كه در نیمه دوم سده نوزدهم دو شخصیت در قله امپراتوری موسیقی قرار داشتند: شوپن و واگنر. در حالی كه واگنر اركسترهای بزرگ و صحنه های موسیقی دراماتیك را تسخیر كرده بود، شوپن سلطان پیانو شد و از آنجا كه مردی به شدت ناسیونالیست بود همواره اركان موسیقی بومی وطنش را در شاهكارهای خود لحاظ می كرد. به راستی شباهت شوپن و واگنر در آن است كه هر دو نوای روزگار خود را عرضه كرده اند با این تفاوت كه شوپن كمی اصیل تر عمل می كرد.واگنر با ایجاد اصوات مخفف صحنه نمایش را به زانو درمی آورد و شوپن با نحیف ترین نماها به دوردست ها سفر می كند. این دو مرد در هر حال در اوج توان و شهامت هارمونیك قرار گرفته اند. شوپن برخلاف واگنر چندان رویكرد صحنه ای نداشت و متانت را به دراماتیسم ترجیح می داد. همه چیز در موسیقی او درونی است و هیچ گاه جار نمی زند بلكه حالات روحی به انحای مختلف را منعكس می كند. شوپن در رنگ آمیزی تولد دبوسی را پیش بینی می كند اما آیا به راستی دبوسی در رنگ آمیزی از شوپن پیشی گرفته است؟
شوپن را بحق شاعر پیانو نامیده اند اما آیا او را نمی توان به راستی ملك الشعرای موسیقی نامید؟
از میان آهنگسازان پیشین او شاید شوبرت بیش از باخ، بتهوون، شومان و موتسارت در طبع شاعری به او نزدیك شده باشد حتی شوپن در پرداخت ملودیك از شوبرت پیشتر رفته است. موسیقی شوپن تلفیقی است از موعظه، عشق، نقاشی و جنون. لهستان مظهر الهامات او و غایت اندیشه هایش را تشكیل می داد. موسیقی ای كه او می نویسد غالباً دارای فرمی آزاد هستند و تنها نام های مشخصی در عنوان قطعات توصیف موسیقی او را برعهده می گیرند، نام هایی نظیر والس، مازوركا، پولونز، نوكتورن، اتود، پرلود، روندو، شرزو امپرومتو، فانتزی، باركارول و حتی سونات و كنسرتو. شوپن به همان اندازه كه رومانتیك است به خانواده كلاسیسیسم نیز تعلق دارد. شاید بتوان از جهاتی عملكرد وی را با آثار باخ مقایسه كرد. او در رقص های لهستانی مانند مازوركا و پولونز، روح انقلابی و قهرمانی دمید. در لحظاتی خاص اشعار هاینریش هاینه و شوپن در جوار یكدیگر یك كلیت به راستی بی نظیر را تشكیل می دهند. شاید كلام او و كلام هاینه در اصل یك چیز باشند كه در دو مدیوم متمایز ابراز شده اند. كنترپوان نوین در تكامل یافته ترین شكل ممكن در شوپن یافت می شود كه او برحق جانشین كانتور - باخ است. از سوی دیگر شاید بتوان فرم شوپنی را در انحصار خصیصه های تم هایش دانست و در این میان می بایست به خصوصیات رقص های بومی وطنش اشاره كرد. او در جوانی علاوه بر پیانو برای سازهای دیگری نیز موسیقی ساخت اما به مرور دریافت كه تمام ایده های خود را در قالب منحصربه فردش برای پیانو تصنیف كند. او اصواتی از پیانو بیرون كشید كه تا آن هنگام هرگز شنیده نشده بودند و این كار به نوعی معجزه می مانست. او هر چه پیشتر می رفت، بیشتر به باخ پناه می برد و بیشتر از او فاصله می گرفت. بسیاری تاكنون شوپن و موسیقی اش را به واسطه داشتن نشانه هایی از زنانگی تحقیر كرده اند اما به عقیده من حتی با پذیرش این نكته می توان آن را وجه تمایز نبوغش با سایرین دانست. در اثر ممتازش یعنی «فانتزی» الهام در كار او به وحی بدل گشته است و در سونات شماره ۲ او بلندپروازی در سرحد غایت دیده می شود. شوپن همواره از ضعف سلامتی در رنج بود و گفته اند كه او عمری را در جان كندن سپری كرد. شیوه اجرای او از بعضی از آثار پرجوش و خروشش به هیچ شكلی با معیارهای امروزی یا حتی اجرای نوازندگانی نظیر لیست همخوانی نداشت. گاهی پیاتیسیمو در اجرایش به گوش نمی رسید و نوای فورتیسیمو از حد یك متسوفورته تجاوز نمی كرد. با تاكید بر كلاسیك بودن سبك شوپن نمی توان موسیقی اش را با ملاك های باخ یا موتسارت سنجید اما توفیقی كه او در این راه به دست آورده را به راستی نمی توان براساس چند ملاك ثابت و كهنه ابراز كرد. در مورد خصلت لهستانی موسیقی اش این نكته را نیز باید اضافه كرد و آن اینكه عظمت او جدا از ناسیونالیسم نهفته در آثارش قابل بحث و اثبات است. شوپن پیش از آنكه یك راوی موسیقی لهستانی باشد، یك شاعر تمام عیار موسیقی است. شوپن محبوب ما تنها مصنف نوكتورن های ملیح و والس های ملوس نیست، بلكه بالادها، پرلودها و شرزوها هستند كه جایگاه منحصر به فرد وی را تعیین نموده و او را تا سرحد یك معبود در برابر ستایش گرانش در اوج نهاده اند.شوپن راهنمای اذهان افسرده تنهای بی رمق و دل های مشتاق است كه از بی قراری در پناه شوپن به آسایش می رسند.


منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

کودکی پیوتر ایلیچ چایکوفسکی


پیوتر که او را در کودکی « پتیا» می نامیدند در سال ۱۸۴۰ میلادی در خانواده ای میان حال به دنیا آمد. پدرش « ایلیا پتروویچ» افسری نظامی و مهندش معدن بود و مردی با هوش و فرهنگی متوسط به شمار می رفت. او بسیار مهربان و ملایم و محترم بود و فرزندانش او را می پرستیدند. مادرش « الکساندرا» از خانواده فرانسویان مهاجری بود که در دوران انقلاب کبیر فرانسه به روسیه مهاجرت کرده بودند ، و زنی بالا بلند و خوش هیکل با چشمانی زیبا و درخشان بود. او زبان های آلمانی و فرانسه را به خوبی صحبت می کرد و با مهارت پیانو می نواخت و آوازی دلنشین داشت.
پیوتر سه برادر و دو خواهر داشت و به خصوص به خواهرش « ساشا» ( الکساندرا» که فرزند پس از او بود و دو سال از او کوچکتر بود عشقی بی پایان داشت. در منزل بزرگ آن ها که همیشه در آن رفت و آمد بود و از میهمان پر و خالی می شد، دو ابزار موسیقی جلب توجه می کرد: یکی پیانو بزرگی بود که در گوشه سالن پذیرایی قرار داشت و پیوتر کوچولو به شدت شیفته و مجذوب آن بود و عاشق بی قرار آن که پشتش بنشیند و آزادانه با کلاویه های آن بازی کند و تقلید نوازندگی بزرگتر ها را در آورد و به خیال خود نغمات موزون و دلنشینی از آن بیرون بیاورد. دیگری یک جعبه موزیک بود که دسته آن را می چرخاندند و آهنگ هایی که بر آن ضبط شده بود نواخته می شد. جعبه موزیک آن ها نغمه هایی از موتسارت و روسینی و بلینی را پخش می کرد و از همین راه بود که پیوتر با موتسارت آشنا و عاشق او شد و از طریق همین عشق مجذوب و مفتون و مسحور موسیقی شد. عشق به موتسارت و موسیقی او که از دوران کودکی و با شنیدن نغمات موسیقی جعبه موزیک در جان پیوتر کوچولو برافروخته شده بود تا پایان عمر در ذهن او شعله ور باقی ماند.مادرش نخستین معلم موسیقی او بود و نواختن پیانو و آهنگ هایی را که بلد بود به او آموخت. خاطره این آموزش نخستین و معلم مهربانش هرگز از یاد او نرفت از درخشان ترین خاطره های دوران کودکی او به شمار می رفت. سال ها بعد؛ در نامه ای به مادر مهربانش نوشت: « چند روزی است که مرتب آهنگ هزاردستان را می نوازم، که مرا به یاد گذشته می اندازد، و اندوه وجودم را فرا می گیرد. به یاد می آورم که شما آن را می نواختید و من کنارتان روی زمین نشسته بودم و زانوی شما را در آغوش گرفته بودم و بی صدا اشک می ریختم و در حالی که بغض گلویم را گرفته بود، با هم شعر آن را به آواز می خواندیم، و هر دو صمیمانه به آن عشق می ورزیدیم.در سال ۱۸۴۴ در حالی که پیوتر تازه وارد پنج سالگی شده بود، دوشیزه فانی که دختر فرانسوی پر احساس و پر معلوماتی بود به عنوان معلمه برادر بزرگتر او « نیکلا» به خانه آن ها آمد و آموزش و پرورش «نیکلا» و «لیدیا»- دختر عموی پیوتر- را بر عهده گرفت. در نخستین روز ورود او پیوتر ۴ ساله از دوشبزه فانی خواهش کرد که در کلاس های درس او شرکت کند و دوشیزه فانی هم خواهش او را پذیرفت و به زودی پیوتر خردسال و شیرین، سوگلی او شد و او نیز به ملکه بزرگ و الهه قلب پیوتر کوچولو و مالک روح و جان این کودک نابغه و حساس تبدیل شد. ۴ سالی که پیوتر نزد دوشیزه فانی آموزش دید در تحول و تکامل روحی او بسیار موثر بود و پیوتر از دوشیزه فانی عشق به ادبیات، هنر و فرهنگ را آموخت. در ۶ سالگی به برکت آموزش های دوشیزه فانی می توانست به خوبی پیانو بنوازد و کتاب های ادبی بخواند و به زبان های فرانسه و آلمانی خوب و روان صحبت کند. فانی به خصوصیت های استثنایی پیوتر پی برده بود و او را تحت پرورش و نظارت قرار داده بود. پیوتر بی نهایت ظریف و شکننده بود و دوشیزه فانی به او لقب «کوچولوی شکننده» داده بود. پیوتر بسیار مهربان، با اراده، سخت کوش و مصمم بود. از دیگران تقلید نمی کرد و مبتکر و خلاق بود. گاهی تند و پرخاشجو می شد ولی خیلی زود آرام و ملایم می گشت. شادی اش به سرعت به اندوه و اشکش بشتاب به خنده تبدیل می شد. موسیقی بر او اثری شگفت انگیز داشت. تا چشم دیگران را دور می دید و فرصتی پیدا می کرد، به سرعت و با شور و التهاب خود را به پیانو می رساند و سرشار از احساس، آهنگی می نواخت.اگر مانع او می شدند با انگشتانش روی هر چیز که دم دستش بود ضرب می گرفت. یک بار روی شیشه شکسته ای ضرب گرفت و دستش را با لبه تیز شیشه بد جوری برید و زخمی کرد. هنگامی که پیانو می زد، عصبی و ملتهب می شد. شبی پس از نواختن پیانو سراسیمه و بی قرار به سوی اتاقش دوید. دوشیزه فانی که دورادور مراقبش بود دنبال او رفت و او را دید که در بستر نشسته و مثل سیلاب بهاری اشک می ریزد و هق هق می کند. او را در آغوش گرفت و در حالی که می بوسیدش و نوازشش می کرد، پرسید: « چی شده عزیزم؟ از چی ناراحتی؟»، پیوتر هق هق کنان گفت: « موسیقی! موسیقی!» و سپس چند روزی از پیانو زدن خودداری می کرد و مرتب به دوشیزه فانی التماس می کرد: « نجاتم بدهید. از دست موسیقی نجاتم بدهید.» و به سر خود اشاره می کرد و می گفت: « اینجاست. راحتم نمی گذارد. التماس می کنم که نجاتم بدهید.»
پیوتر کوچولوی ما از همان کودکی به ادبیات علاقمند بود و از هفت سالگی شعر های کوتاهی به زبان فرانسه می سرود و تصمیم داشت کتابی در باره ژاندارک- این شخصیت محبوب او در تمام عمر- بنویسد. پیوتر از هشت سالگی و پس از رفتن دوشیزه فانی، به یک بحران عصبی شدید دچار شد و دست به کارهای عجیب و غریب زد. بی دلیل اشک می ریخت. افسرده حال و بیمار بود. رنگ پریده و پژمرده می نمود، و به دوشیزه فانی نامه های عاشقانه می نوشت و او را « عزیز گم شده» خطاب می کرد. مادرش هم که در همان سال مجبور به سفری طولانی شده بود باعث شد که اندوه سنگینی دیگر بر اندوه عمیق پیوتر افزوده شود. مادرش در نامه ای شکایت آمیز به دوشیزه فانی از پیوتر گله و شکایت می کرد و چنین می نوشت: « پتیا دیگر آن پتیای همیشگی نیست. دمدمی مزاج و بهانه گیر شده است. به هیچ چیز علاقه و دلبستگی نشان نمی دهد. من دیگر پتیا را درک نمیکنم. تنبل شده و هیچ کار مفیدی انجام نمی دهد. نمی دانم با او چه بکنم؟ گاه کارهایی می کند که اشکم را در می آورد. تقریباً همیشه اندوهگین و ملول است. تنها وقتی غمش را فراموش می کند که روبروی پیانو نشسته، چیزی می نوازد. ظاهراً موسیقی بزرگ ترین مایه تسلا و تسکین روح رنجور اوست.» در این روزهای سخت و بحرانی که قلب او مجروح و در هم شکسته بود، موسیقی و کتاب تنها مرهم های قلب افسرده او بودند. خودش در این باره به دوشیزه فانی چنین نوشته است: « تنها چیزی که مرا سرگرم می کند کتاب خواندن است. تازگی« شب نشینی» از گوگول را دو بار خوانده ام، اما فعلاً چیزی برای خواندن ندارم و نمی دانم از کجا « تلماک» یا « نامه های خانم سوینه» را پیدا کنم؟» توجه به این نکته جالب است که در زمان نوشتن این نامه پیوتر ما بیشتر از ده سال نداشته است
پس از تولد برادران دو قلویش- مودست و آناتولی- حال روحی پیوتر کم کم بهتر شد و این دو برادر- به خصوص مودست- تا آخر عمر بهترین دوست او و محرم پنهان ترین رازهای زندگی و روح او بودند. در دوازده سالگی او را در مدرسه حقوق ثبت نام کردند و به مدت دو سال پیوتر نو جوان ما که در آستانه بلوغ بود، در این مدرسه تحصیل کرد و از دوری خانواده رنج برد و زجر کشید. مهم ترین شادی این سال ها را مادرش به او هدیه داد و شبی او را به تماشای اپرای « یک زندگی برای تزار» ساخته « گلینکا»- پدر موسیقی ملی روی- برد. دیدین این اپرا اثر بسیار عمیق و شگفتی بر روح و ذهن تشنه موسیقی پیوتر کوچولو گذاشت و شاید این شب را بتوانیم، شب پایان کودکی پیوتر و آغاز نوجوانی او به شمار بیاوریم.
( این متن با استفاده از کتاب « زندگی پر اضطراب چایکوفسکی» نوشته « هربرت ولتسوک» ترجمه « دکتر محمد مجلسی» نوشته شده است.)
نویسنده: مهدی عاطف راد


وبگردی
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا - پرواز تمام هواپیماهای «آسمان» در اروپا ممنوع است
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    پرنده در قفس؛ صبحانه دوست داشتنی!
    این غذا یک صبحانه بسیار زیبا و البته خوشمزه است که می توانید آخر هفته ها برای خود و اعضای خانواده‌تان تهیه کنید.