پنج شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷ / Thursday, 17 January, 2019

ما فقط سطح یک راز بزرگ را خراش دادیم


این نوشته را با این شروع می‌کنم که من دربارهٔ هیچ چیز، چیزی نمی‌دانم.آهنگ‌های این آلبوم از ۱۳ سال پیش به این طرف هستند و منتخب خوبی است. چیز جالب دربارهٔ آنها این است که همه‌شان hit هستند (به‌جزء ”ترانهٔ جدید“ ولی چه می‌دانیم).وقتی این گروه را در سال ۸۳ راه انداختیم همچنین موفقیتی را برای یک دسته آدم مثل خودمان تصور نمی‌کردم. در LA سالن تئاتری وجود دارد به‌نام Perkins palace. وقتی بچه بودم می‌رفتم آنجا و کنسرت نگاه می‌کردم فکر کنم حدود ۱۵۰۰ نفر جا می‌گرفت. آنجا اجراهای خوبی دیدم، Echo، The English Beat و Bunnymen. با خودم فکر می‌کردم، پسر اگر روزی بتونم جائی به این اندازه بزنم و برای تماشاچیان همین قدر که این گروه‌ها برای من مهم‌اند، مهم باشم، دیگه چیزی نمی‌خوام، منظورم اینه که برایم اوج موفقیت بود. حالا بیست سال از اون زمان گذشته و ما در سالن‌های بزرگ و استودیوم‌ها در سرتاسر جهان اجرا کرده‌ایم. حدود ده ساله که تو چنین جاهائی اجراء می‌کنیم. معمولاً بعد از اجراء توی استودیوم خالی راه می‌رفتم تا زانو توی لیوان‌های پلاستیکی خالی کفش‌های لنگه به لنگه، به پنجاه نفری نگاه می‌کنم که ماشین‌های عجیب و غریب نورپردازی فلزی عظیم رو جابه‌جا می‌کنند و به ۸ و ۹ کامیون نظری می‌اندازم و فکر می‌کنم چقدر برای من عجیب است. همه این دنگ و فنگ‌ برای چهار تا آدم که آهنگ‌هاشون رو می‌زنند. کی فکرشو می‌کرد؟ علت این اتفاق، به‌جزء ۲۰ سال خون عرق کردن روی صحنه، این hitهای رادیوئی است.
علت‌های زیادی وجود داره که ما این ”هیت‌“‌هارو داریم. از اول، گروه ما نگاه تازه‌ای به موزیک راک داشت و حاضر بودیم هر کاری بکنیم تا سرگرم‌کننده باشیم. از اشتباهاتمون درس گرفتیم (سعی کردیم بهتر بشیم و درک شفاف‌تر و عمیق‌تری از کارمون داشته باشیم. دنیارو توی یک وَن گشتیم. توی لونه موش‌ها خوابیدیم و به حد Perkins Palace رسیدیم. نمی‌دانم که آنقدر که Echo و Bunnymen برای من اهمیت داشتند برای مردم مهم بودیم یا نه، ولی به هر حال راک زدیم و مردم آمدند.
سال ۱۹۸۸ بعد از مرگ Hillel Slorak دوست خوبمون و یکی از تشکیل دهندگان گروه (که نقش زیادی در به‌وجود آمدن صدای گروه داشت)، Frusciante, Chad Smith John آمدند. چَد که بسیار محکم و دینامیک می‌زد و جان با نوازندگی فوق‌العاده‌اش که دانش موسیقی، عمق احساسی و زمینی بودنی که تا ابد می‌رود را نیز با خود آورد. با این افراد، ما به چهار عنصرِ چیزی تبدیل شدیم که با همدیگر کاملاً فرق داشتیم ولی خواستی یکسان داشتیم. اگر چهار قطب مختلف در این جهان بود ما هر کدام از یکی می‌بودیم. به این علت، به صحت موسیقی‌ای توافق کردیم. آن موسیقی باید همه گروه‌های خونی، همه فصل‌ها و همه چهار‌گوشه جهان را پوشش دهد. آسان نیست ولی باعث می‌شود موسیقی‌مان برای افراد مختلفی خوشایند باشد. در هر کدام از آهنگ‌ها هر کدام‌مان چیزی متفاوت می‌آوریم، کیمیای ناآشکاری وجود دارد که مردم با آن ارتباط می‌گیرند. و ما تا جای ممکن براش جون می‌کنیم و این علت این است که چیزها اینطور اتفاق می‌افتاده‌اند.
وقتی جان از گروه جدا شد ۱۹۹۷-۱۹۹۲ جایش را Dave Navarro پر کرد، کار با دیو بسیار لذت‌بخش بود و افتخاری بزرگ بود. او انسانی زیبا و گیتاریستی عالی است. با هم بسیار خوش گذراندیم. وقتی او در گروه بود چیز کاملاً متفاوتی بودیم و می‌توانی با گوش دادن یک آهنگ از آن زمان My Friends بفهمی. مردم معمولاً از من می‌پرسند ”شماها چطور این کار را می‌کنین؟ از کجا انرژی‌اش را می‌آورین؟ چطور با این همه افرادی که در دوران کاری‌تان آمدند و رفتند هنوز گروه مطرحی هستید؟“ جواب این سؤال دو بخش دارد. اول اینکه ما چیزی نیستیم جز چند تکیه‌گَه بی‌ارزش، مهره‌های بی‌ارزش در حیطه الهی بسیار عظیمی که کهکشان ما در آن چیزی نیست جز یک تکه لجن. دوم اینکه ما کار می‌کنیم. ما مدت زیادی است که روی این کار تمرکز کرده‌ایم. وقتی می‌تونیم علاف بچرخیم و پول‌مون رو خرج کنیم، توی یک اتاق می‌نشینیم و دربارهٔ سی‌بِمُل و دو دیِز و تمپوها و ریتم‌ها و بافت‌ها فکر می‌کنیم، عقب می‌شینیم و هُل می‌دهیم و راه‌های جدیدی برای هماهنگی با هم پیدا می‌کنیم. موسیقی‌مان برای‌مان مهم است. نه نصفه نیمه، ما موسیقی را دوست داریم، برایمان اهمیت دارد. ما هنوز به سختی حتی سطح این راز عظیم را خراش داده‌ایم. احساس می‌کنیم کاری که می‌کنیم اهمیت دارد. ما اینجا هستیم تا به مردم خدمت کنیم، کاری را انجام دهیم که فکر می‌کنیم کمکی است به جهان، به آن باور داریم؛ راک. وقتی کسی در موقعیت بخشیدن می‌ماند در بهترین وضعیت است. و این جائی است که ما سعی می‌کنیم بمانیم.
یک چیز دیگر. می‌خواهم از نوازندگان گیتار باس نام ببرم که تأثیری شدیدی روی من داشتند و من مدام از آنها دزدیده‌ام...Wobble ,James Jemerson, John Paul Jones, jah Boostsy Collin ,Sr، در آگوست ۲۰۰۳ در یک وقفه در تور به هم رسیدیم و یک جلسه ضبط و ترانه‌نویسی پربار داشتیم. یکی از ثمربخش‌ترین‌ها در مدت زمانی کوتاه. دو تا از آهنگ‌هائی که ضبط کردیم در این CD هستند و مطمئن نیستم کدام آهنگ‌ها هستند. در هتلی در شیکاگو نشسته‌ام و باید سوار اتوبوسی به کلیولند شوم، یک روز دیگر در تور. روز دیگری برای تمرکز بر آنچه انجام می‌دهیم و سعی برای بهتر شدن.


مطالب مرتبط

وقتی که واژگان پرواز می کنند

وقتی که واژگان پرواز می کنند
● نگاهی به موسیقی در شعر سپید
اکثر منتقدان معاصر درباره موسیقی شعر سپید، تنها تعبیر «موسیقی درونی» را به کار می‌برند. این تعریف از موسیقی شعر سپید تا حدود زیادی تکراری و کلیشه‌ای است. در متن‌های شعری هم افراط و پا فشاری شدید شاعر در به کارگیری سیستمی آهنگین از زبان که در آن کلمات هم آوا به نوعی همجواری لفظی رسیده‌اند، شعر را به سمت کلامی مهمل و مفهوم برافکن هدایت کرده است.
اما در بعضی از موارد از جمله اشعار شاعران پیشرو، موسیقی درونی شعر بر نوعی ساختار پنهان hidden structureبنیان نهاده شده است. در نتیجه هر لحظه مخاطب حرفه‌ای برای کشف مدلول‌هایی ذهنی به کار رفته در شعر و سیستم موسیقایی زبان وسوسه می‌شود. کشف نهایی چنین امر مهمی هم بسیار پیچیده و موشکافی عمیقی را می‌طلبد.
شایان ذکر است که موسیقی درونی در شعر فاکتور و مولفه تازه‌ای نیست و در شعر کلاسیک هم وجود دارد:
« سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند»۱
با این حال موسیقی نوین اشعار سپید بیش از ادبیات کلاسیک از آثار ادبی اروپا الهام گرفته است. چرا که موسیقی در شعر کلاسیک زبان شعری را تنها به سوی بعدی از آفرینش معنا هدایت می‌کند. مثلاً در نمونه بالا هم آوایی حرف«چ» کل مصرع را به سوی بعدی از معنا سوق می‌دهد و در واقع بر چرایی کنش معشوقه و واکنش کلامی شاعر اشاره دارد.
محوریت موسیقایی حرف«چ» نیز در سه کلمه هم آوا یعنی «چمان»،«چرا»و«چمن» بر نوعی التماس ِ مفهومی اشاره دارد که پرسناژ شعری (معشوق) را بر سر جاده‌ی پرسش متوقف می‌کند. «چمان » در کنه معنایی خویش معرف سروری است که یا از شدت تواضع سر به زیر خم کرده است و یا در حالتی از گوشه گیری و انزوا، بعد تصویری سر به زیر بودن را پیدا کرده است. اما در هر صورت به خاطر این چمان خوانده می‌شود که به سراغ شاعر نمی‌آید. «چمن» نیز در این مصرع بنا بر محورهای مجاورت زبانی شکل می‌گیرد. طوری که «چمن» به عنوان نمادی از طراوت و شادابی و سرزندگی در تقابل با واژه‌ی«چمان» قرار گرفته است و معشوق را به سوی ارتباط با شاعر تحریک می‌کند. واژه «چرا» هم قطعیت رویکرد زبانی شاعر را تأیید می کند و جای هر گونه شک و شبهه را در به کارگیری واژه گان هم آوا ( سیستمی آهنگین از کارکردهای زبان شعری) برای تک کانونی معنا از بین می‌برد.
ناگفته نماند که تأویل‌های ما از این شعر کلاسیک کاملاً مدرن است و گرنه برهمگان آشکار است که شعر فوق از صنعت جناس سود برده است.
اما موسیقی نوین شعر سپید بسیار پیچیده‌تر از آن است که در شعر کلاسیک به کار رفته است. چرا که زبان شعر سپید از مؤلفه‌های ساختاری قبل از خود به شدت گریز زده است. اگر سیستم های زبانی قبل از جنبش شعر سپید را مورد بررسی قرار دهیم، برای پی بردن به جنس ِ موسیقیایی زبان، متودهای مشابهی را پیدا خواهیم کرد. چرا که اغلب آن‌ها از ترکیب محورهای مجاورت و مشابهت زبان پیروی می‌کنند. مثلاً محور مشابهت بر اصول سه گانه تداعی، تشابه و تضاد پایه ریزی شده است و اغلب واژگانی که در این محور بنا بر ضرورت موسیقایی به کار رفته‌اند، به طور آشکاری نماینده‌ی اندیشه‌ی تک محوری شاعر و در نتیجه منظور نهایی او هستند
خشک آمد کشتگاه من
در جوار کشت همسایه ۲
که بی شک ضروریت موسیقیایی هم آوایی حرف «ش» در واژه گانی مانند«کشت»، «کشتگاه»و«خشک» طبق مؤلفه‌های محور مشابهت زبان و از عنصر تضاد پیروی می کند و همواره متن شعری به جستجوی یک خواستگاه و غایت واحد است یا در محور مجاورت، زبان شاعر ترکیبی از واژگان هم آوا و استعاره‌هایی قابل درک هستند که به نوعی هم نوع و از جنس کلمات کناری خود به شمار می‌روند. در کل موسیقی درونی زبان، تا قبل از جنبش شعر سپید متأثر از یک پروسه از پیش ساخته در ذهن شاعر است. یعنی کلامی که از مؤلفه‌های ارگانیک و ساختار فرمیک زبان پیروی می‌کند و کلیت ان صرفاً در صدد نوعی کارکرد نمایشی و ریتمیک کلام است.
از گوشه نگاهی دیگر، اغلب اشعاری که موسیقی درونی در آن ها موج می‌زند، ما را به یاد گفته پل والری (شعر رقص است و نثر پیاده روی) می‌اندازد. در هر صورت مؤلفه‌های ساختاری این زبان موسیقایی برای مخاطب خاص و حرفه‌ای شعر قابل کشف است. یعنی زبان از یک بعد و لایه شکل یافته که صرفاً جهت کار کرد نمایشی و زیبایی ساخت ظاهری به کار می رود. طوری که می‌توان به لحاظ پیچیدگی‌های موسیقایی در زبان، تاریخ شعر ایران را به دو دوره‌ی قبل از جنبش شعر سپید و بعد از جنبش شعر سپید تقسیم کرد؛ که جنس زبان موسیقایی در تقسیم بندی قبل از جنبش شعر سپید زبان فاخر purple prose و بعد از جنبش شعر سپید زبان درونی inter language است. این زبان درونی در پیچیدگی درون متنی خود سعی دارد آفاق را بسط و گسترش دهد. بعضی از این گسترش های آفاق معنایی که بنیادی موسیقایی دارند عبارتند از:
۱- موسیقی منجر به معنی ضمنی
معنی ضمنی innuendo یکی از اساسی ترین لایه های پیچیده در متن شعری سپید است که بنا بر هم آوایی حروف مشابه و کلمات آهنگین ساخته می شود:
لبانت به ظرافت شعر
شهوانی‌ترین بوسه‌ها را شرمی چنان مبدل می‌کند
که جان دار غار نشین از آن سود می‌جوید تا به صورت انسان در آید۳
مفهوم ضمنی این شعر رهایی است. موسیقی درونی به کار رفته در شعر با توجه به واژگانی کلیدی از قبیل شعر، شهوانی، شرم و جاندار غارنشین مفهوم رهایی را به صورت ضمنی در تمام تار و پود زبان تنیده است. رهایی معشوق از عاشق و رهایی عاشق از عشق. بی شک عشق، وضعیتی روحی و روانی است که فقط در چهار چوب معانی و نظام مفاهیم توصیف پذیر است. چنین مفهومی هم به همه آدمیان تعلق دارد. پس شاعر به خوبی می‌داند که پافشاری عاشق بر وجود معشوق فقط و فقط نوعی دیکتاتوری انسانی و تصاحب مفهوم عشق است دلیل مهم برای چنین برداشتی مکانیسم به کار رفته در زبان (یعنی وصف) است.
در واقع شاعر به وسیله کلمات از معشوق یا آنیمای شعری تنها ترسیمی مینیاتوری و زیباشناختی ارائه می‌دهد. در نتیجه مکانیسم به کار رفته در این شعر مثلاً فرقی با شعر« ای سرو بلند قامت دوست/ وه وه که شمایلت چه نیکوست»۴ ندارد. چرا که آنیمای شعری در این شعر سپید هم همان مفهوم وسیع و پردامنه ی دوست است. مفهومی که در ادبیات کلاسیک هم، اگر در شعر شاعران به کار می رفت، به هیچ وجه قابل تملک نبود. و شاید به همین دلیل است که شاعر می‌گوید: « اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست»۵
پس آنیمای شعری در شعر سپید بالا، طرحی مینیاتوری و ابعادی از پاکی اثیری و متافیزیکی دارد. در نتیجه او قابل تملک نیست. پس شاعر برای او رهایی را ارزانی می‌دارد و خود نیز در کسوت عاشق رهایی از عشق را انتخاب می کند. از سوی دیگر هم آوایی واژگانی از قبیل «شعر»، «شهوانی»، «شرم» و «جاندار غارنشین» به دلیل هارمونی حرف«ش» دیگر مانند گذشته تداعی گر کلمه یا در نهایت مفهوم تک بعدی و واحد نیستند. چرا که چهار عنصر مذکور هیچ کدام به تصاحب و تملک شخصی نمی‌انجامند و هر کدام جزء ابعادی از روان و ذات کلی بشر هستند. شعر غذای روح تمام بشریت است و زبان مشترک آدم‌هاست.
اما شهوت نه به معنای صرفاً فیزیکی و قرائت اپیکوری از آن بلکه به معنای وسیله‌ای جهت ادامه نسل و بقا در چهار چوب نهاد خانواده، اموری لاینفک از ذات بشریت است.« شرم» چنان که تمام فرهنگ‌ها به آن اذعان دارند، از مفاهیم بدیهی و جز ذات آدمی است. مصطلح جاندار غار نشین نیز با کارکرد فلسفی به زندگی اشتراکی بشر بدوی اشاره می‌کند و با قرائت فلسفی از چنین مصطلحی به راحتی می‌توان زاویه نگاه شاعر را برای رهایی معشوق از حس تملک مفهومی هجومی به نام عاشق مشاهده کرد.
موسیقی منجر به مکاشفه با تاخیر
به گمانم باید
برای آرامش مادرم
دعای گریه و گیسو بُران باران را به یادآورم
دلم می خواست بهتر از اینی که هست سخن می گفتم
وقتی که دور از همگان
بخواهی خواب عزیزت را برای آینه تعبیر کنی
معلوم است که سکوت علامت آرامش نیست.۶
در بسیاری از اشعار سپید معاصر از جمله نمونه بالا موسیقی جهت ارائه مضمونی ساده و بی اتفاق در زبان شروع می‌شود و به طور ناگهانی این مضمون موسیقایی برای یک مکاشفه با تاخیر delayed insightمهار می‌شود. در نتیجه زبان شعری به ثبت و خلق لحظه‌ای ناب از لحظات آدمی و رویکردی غیر متعارف در زبان معیار می‌پردازد.
در واقع در چنین اشعاری، هم آوایی حروف آهنگین مقدمه و وسیله‌ای قرار می گیرند که مولفه‌های ساختاری زبان کیفیت شاعرانه بودن خود را از دست ندهد و به نثر عادی و معمولی زبان معیار نزدیک نشود. در عین حال چاشنی عاطفه‌ای که شاعر به زبان خود افزوده توام با ترکیب بعضی از عناصر زیبا شناختی است این امر نیز همواره ذهنیت مخاطب را گرم و تاثیر پذیر نگاه می دارد.
شاعر نیز با نرمش دوپهلویی که در زبان به کار برده، ضربه نهایی را بر ذهن مخاطب وارد می‌کند. شاید نقد وارده بر کار کرد زبان موسیقیایی جهت تعامل انفعالی با مخاطب و در نتیجه درگیر کردن ذهن او با مکاشفه زبانی در یک مسئله مهم نهفته است. این مسئله مهم نیز نشانگر کشف شروع شعر (مرحله مکاشفه زبان) از جانب مخاطب خاص است. در واقع مقدمه چینی موسیقیایی خالی از شعریت و در واقع اضافی است. یعنی شعر بالا از همان سطر «وقتی که دور از همگان....» شروع می شود.
موسیقی منجر به احساسات عام
حالا بوی مینار مادرم می آید
بوی حنا، هفت سالگی، سوال، سفره، ستاره...
می خواهم به بوی ریواس و رازیانه بیندیشم ۷
مواد شکل دهنده این زبان موسیقایی احساسات عام universal feelingsاست و شاعر در صدد است با عناصری که در احساسات عام به نوعی، جزیی از خاطرات یا حافظه دیداری و شنیداری مردم‌اند، شعریتی لحظه‌ای را به وجود آورد. اما بی‌شک در زبان شعری هیچ اتفاقی روی نداده است و نقش فراواژگان در کل سیستم زبانی فقط و فقط موسیقیایی است.
برداشت و تاویل مخاطب از چنین شعری نیز درخشش لحظه‌ای اشیاء در حافظه دیداری و شنیداری و در کل فیلتر ذهنی خود شاعر است. بی‌شک هر مخاطبی از عناصر موجود در احساسات عام خاطراتی پر رنگ دارد. اما زبان نه تنها در خود لایه‌های معنوی بی‌شماری را ایجاد نکرده، بلکه به کارگیری سیستم موسیقایی زبان با استفاده از عناصر احساسات عام، بیش از شعریت به شعار نزدیک است و این زبان موسیقیایی تنها در صدد است که به شعار دادن حسی و عاطفی بپردازد.

وبگردی
کی‌روش: بعد از پیام رهبر انقلاب، وزارت ورزش علیه من شد
کی‌روش: بعد از پیام رهبر انقلاب، وزارت ورزش علیه من شد - سرمربی تیم ملی فوتبال ایران با اشاره به پیام تشکر رهبر انقلاب بعد از جام جهانی، گفت: بعد از آن پیام، وزارت ورزش کاملاً علیه من شد. خواسته وزیر ورزش این بود که نمی‌خواهد کی‌روش اینجا باشد، هیچوقت از بازیکنان و تیم ملی حمایت نشد و تمام برنامه آماده‌سازی ما لطمه خورد.
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی - همه چیز درباره ساخت و ساز فاطمه حسینی، داماد شمخانی و داماد صفدرحسینی | سر کشیدن دوربین مخفی شهرداد به ساختمان های آقازاده ها در لواسان! | پخش اختصاصی از صفحه آپارات آوانت
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی - رحیم پورازغدی در مراسمی که با موضوع فجای مجازی بود،گفت: دختر خانم چادری یک عکس آنچنانی از خودش گذاشته و نوشته زن نباید قربانی نگاه شهوت مردانه بشه، بعد پسره زیر پستش نوشته"ما رایت الا جمیلا"
شبکه سه - میثاقی  و ماجرای عبور از فردوسی‌پور
شبکه سه - میثاقی و ماجرای عبور از فردوسی‌پور - در گذشته برنامه‌های پخش زنده فوتبال روی بازی متمرکز بود اما میثاقی در این برنامه بخش‌های مهمی از حواشی و سوژه‌ها را مورد توجه قرار می‌دهد که دست برنامه «نود» را خالی می‌کند.
بدون تعارف و بدون محتوی / این دو در تلویزیون واقعا چه میکنند !
بدون تعارف و بدون محتوی / این دو در تلویزیون واقعا چه میکنند ! - بدون تعارف با سواره ای که از حال پیاده ها خبر دارد
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم.
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. - رئیس کل دادگستری خراسان رضوی: ما در نظام جمهوری اسلامی به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. اگر فردی در زمان طاغوت در زندان بود، حبسش از مجازات اخروی او کم نمی کرد اما امروز اگر این تحمل کیفر یا قصاص و شلاق و دیگر احکام توسط حکام اسلامی و شرعی انجام می شوند یکی از آثار اخروی آن برای محکومان این است که این مجازات در آخرت از آنها برداشته می شود
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم - بعد از فروکش کردن گازها، به حفاری ادامه دادیم و به یک مخزن بزرگ و استثنایی رسیدیم که بسیار عظیم تر از آنی بود که تصور می کردیم برای جایی مثل پلاسکو ساخته شود. برآورد ما از ابعاد این انبار فاضلاب این است که بین 400 الی 500 متر مکعب وسعت دارد و گازهای محبوس شده در این انبار در چندین دهه برای انتشار بوی بد در محدوده بزرگی از تهران کفایت می کند.
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ - مهدی یراحی، خواننده ای که اخیرا موزیک ویدئوی جدید و اعتراضی خود با نام «پاره سنگ» را منتشر کرده است، از طرف برخی رسانه ها و مجید فروغی، مدیر روابط عمومی هنری مورد انتقاد قرار گرفته و شایعه هایی درباره ممنوع الفعالیت شدن یراحی به دلیل این ویدئو کلیپ و همچنین پوشیدن لباس کارگران گروه ملی در حمایت از مردم اهواز در کنسرت 6 دی ماه خود مطرح شده است. یراحی از جمله خواننده هایی است که همیشه نسبت به اتفاقات…
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان !
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان ! - گویا تلخی پخش فیلم صحنه دار، بیش از مرگ ۱۰ نفر است. درست همانطور که مسئله حجاب برای خیلی‎ها مهم تر از معیشت مردم است.
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی !
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی ! - انقلاب فرهنگی از این بالاتر که فرزند عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در آمریکا تابعیت بگیرد و از آنجا برای ایرانیان سبک زندگی تدریس بکند؟
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان!
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان! - ویدئویی عجیب از حرکات موزون گروهی دختران در دانشگاه الزهرا درحالی در فضای مجازی در حال انتشار است که مردان نیز در این مراسم حضور دارند!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان! - «شباهت عجیب علی الهام استاد هوا فضا در دانشگاهی در آلمان به غلامحسین الهام معاون رئیس جمهور سابق!
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.