دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷ / Monday, 23 July, 2018

جزئیاتی که آموزش موسیقی به آن نیاز دارد


جزئیاتی که آموزش موسیقی به آن نیاز دارد
یك تمرین خوب با یك برنامه خوب و صحیح آغاز می شود. اگر شما ۵ دقیقه تمرین را در برنامه یك روز شلوغ خود جا می دهید یا یك بعدازظهر كامل را صرف این كار می كنید، باید نحوه درست تمرین كردن را بدانید.تمرین كردن جزئیات زیادی دارد كه آموزش موسیقی محتاج آن است. البته قطعاً زمانی كه به درستی تمرین می كنید هم مسائلی از قبیل مشكلات موجود در قطعات، شگفتی های پنهان در آنها و تجربه های تازه هم به وجود می آید. اما می توانید از قبل خود را برای آنها آماده كنید. یك برنامه صحیح به شما شیوه تمركز حواستان روی یك مشكل برای برطرف كردن آن را آموزش می دهد. منظور من از برنامه، توالی خشك یك سری فعالیت نیست. به جای خطوط خشك از پیش تعیین شده زمان فعالیت ها، در جست وجوی روش طبیعی كه می توانید این كارها را انجام دهید، باشید. برای مثال قبل از اجرای یك اثر حتماً به آن فكر كنید، در زمان حال اجرا كنید و در آینده به اجرایتان گوش كنید و راجع به آن بیندیشید. می توانید در همه موارد از این روش استفاده كنید مثلاً برای آینده برنامه ریزی كنید، سپس آنها را انجام دهید و بعد ببینید آیا واقعاً آنچه را كه از قبل انتظارش را داشتید، انجام داده اید یا خیر. اگر از این زاویه نگاه كنید، تمام این كارهایی كه انجام می دهید برنامه اند. اگر قبل از شروع فعالیت به آن فكر كنید، برنامه شما دقیقاً شكل كارهایی كه انجام می دهید را به خود می گیرد. حتماً باید قبل از شروع كار بدانید كه چه می خواهید بكنید. بعد از آن متوجه خواهید شد كه تمرینات شما چقدر خوب پیش رفته است. همیشه برنامه ریزی از درون ذهن شروع می شود اما اجازه ندهید كه در آنجا باقی بماند. تصمیم هایی كه گرفته اید و كارهایی كه انجام داده اید (با ذكر اینكه در كدام یك از آنها موفق بوده اید و در كدام یك شكست خورده اید) را در جایی ثبت كنید، پس از مدتی آنها راهنماهای باارزشی برای شما خواهند شد. معلم های با تجربه و نوازندگان حرفه ای هم از همین ایده ها استفاده كرده اند. كتاب های فراوانی راجع به آموزش تمرین موسیقی نوشته شده است كه پایه بیشتر آنها همین برنامه های روزانه بوده است. معلم ها با استفاده از فهرست های رپرتوار، برنامه های پیشرو آموزشی، تقویم تكالیف و سرفصل های دیگری از این قبیل، این كتاب ها را نوشته اند. شما هم می توانید به جای خلق دوباره این روش ها، از آنها به درستی استفاده كنید. هاف لپوف ویولنیست آزاد و معلم معروف كالیفرنیایی، روش های جالبی برای تدریس ارائه داده است. او از صفحه های جدول بندی شده و فهرست های كار استفاده می كند. خودش می گوید: «استفاده از این روش ها برای سازمان دادن به تمرینات شاگردانم است. من در ابتدا خودم فقط از كاغذ های سفید برای تمرینات شخصی ام استفاده می كردم اما اكنون باید قطعات زیادی را تمرین كنم بنابراین، برای اینكه مطمئن شوم برپایه مشخصی حركت می كنم، خودم هم این جدول ها را مورد استفاده قرار داده ام.» بری گرین نویسنده كتاب ماندگار «بازی درونی موسیقی» با اضافه كردن مطالبی به مجله درس های بازی درونی موسیقی، آن را به صورت یك دفترچه فشرده برای دانشجویان و دانش آموزان درآورده است. در این دفتر فضاهایی برای نوشتن اهداف كوتاه مدت، میان مدت و طولانی مدت دانشجویان در زمینه كار در نظر گرفته شده. همین طور سئوالاتی راجع به نحوه آماده كردن قطعات از دانش آموزان شده است. الیزابت میلز معلمی متعهد و بسیار جدی است كه كمك های زیادی به متد سوزوكی كرده و شاید شما بیشتر آن را به عنوان ویراستار و حامی متد سوزوكی بشناسید. او دو كتاب تاثیرگذار در متد سوزوكی و فهم این متد نوشته است كه هنوز هم جزء منابع معتبر در تدریس این متد محسوب می شود. میلز چند سال قبل، دفترچه هایی از مباحثی كه هنگام تدریس از آن استفاده كرده بود به نام «حاصلخیزی مطالعات موسیقی» به من داد، سرفصل های این كتاب بسیار آشنا بودند: اهداف، تكالیف، تمرین های ضبط شده، لیست رپرتوار و اجراهای ضبط شده. او با استفاده استعاری از میوه درخت و رشد آن به كل مجموعه گرما و صمیمیتی داده بود. این نقاشی ها تمام جزئیات را به دقت بیان می كردند: از آماده كردن زمین (گوش دادن)، كاشتن بذرها (شروع تمرین)، تا جوانه زدن، رسیدن میوه، هرس كردن و شكل دادن و در آخر میوه رسیده (اجرا كردن). این تصویرهای مفید، به سازماندهی تمرینات كمك زیادی می كنند. اگر از ایده كنار هم قرار دادن برنامه ها تمرین خود وحشت دارید و علاقه مند به استفاده از روش های اصلی هستید، می توانم سه برنامه چاپ شده را به شما معرفی كنم. آنها ابزارهای متفكرانه تمرین هستند و راهنماهای خوبی برای شما خواهند بود. هر سه آنها دفترچه های محكم ۲/۸۱ در ۱۱ اینچی هستند و در برخی ویژگی های موضوعی به هم شبیه اند. اما هر كدام روش های خاص خود را دارند و هیچ كدام یك برنامه بزرگ خارق العاده كه برای همه مناسب باشد، نیست. «طراح تمرین موسیقیدان ها» را در سال ۱۹۹۹ نشر مولتو موزیك چاپ كرد. اكنون این كتاب به چاپ دوم رسیده است. برای خرید آن می توانید به سایت http://www.moltomusicbooks. com مراجعه كنید، این كتاب را اشتفانی دیلزبك نوازنده ویولا و همسرش دیوید موتو نوازنده گیتارباس الكترونیكی نوشته اند. آنها این كتاب را برپایه تجربه هایشان هم به عنوان معلم و هم نوازنده نوشتند. این برنامه ۶ دلار و ۹۵ سنتی به طور قطع راهنمای مناسبی برای انجام صحیح تمرینات است. صفحه های آن برای ۴۰ هفته تمرین (دو و نیم سال مدرسه) طراحی شده. در آن چند صفحه اضافه برای نگارش نت و ثبت تمرین ها در نظر گرفته شده است. صفحات برنامه درس های هفتگی مخصوص معلم ها است. صفحه های این كتاب شطرنجی هستند و فضایی را برای نوشتن تكالیف، گرم كردن دست، اتودها، تمرین ها و رپرتوار دارند. در صفحه پشت تمرین ها روزانه كل فضا متعلق به دانش آموز است كه مسائل اولیه تمرین مانند سرعت مترونوم، زمان انجام هر تمرین و كل زمان تمرین در یك روز، در آن یادداشت می شود. تاكید این كتاب به وضوح روی مدیریت زمان و ایجاد اهداف مناسب برای تمرین است. ریلزبك گفت تاكنون چندین معلم از این كتاب استفاده و همه آنها نتیجه را رضایت بخش اعلام كردند. او اضافه كرد: «می توان برای كودكان با مدادهای رنگی و ستاره ها به آن نشاط بخشید. برنامه بزرگسالان می تواند جدی تر باشد، آنها باید از مدادهای تیره یا جوهر استفاده كنند.» این عادلانه نیست!...
من هم مدادرنگی و ستاره ها را می خواهم! تمرین كردن امر مهمی است، اما نشاط بخشیدن هم به آموزش كمك می كند. اگر به دنبال چیزی عمومی تر از تاكید مطلق روی برنامه ریزی استفاده از زمان می گردید، می توانید «ثبت كردن تمرین موسیقیدان ها» را امتحان كنید. در این كتاب راجع به روانشناسی تمرین كنندگان هم تحقیق شده است. بارتون كاپلان نویسنده این كتاب، سمینارهای زیادی در مورد موضوع تمرین كردن در سراسر دنیا برگزار كرده است. او از این كتاب به عنوان یك ابزار در تدریس تمرین كردن سود جست. این كتاب علاوه بر تقسیم بندی زمان، یك رابطه احساسی با تمرین كنندگان در مورد تجربه تمرین، برقرار می كند. در تكمیل تصویرها و جدول های این كتاب ثبت: مودها، وقفه ها، ایده ها و حس زمان تمرین بسیار نقش دارد. ۱۵ صفحه اول این كتاب راهنمایی های مستقیمی برای استفاده از این روش را به خواننده می دهد. و پس از آن باید برنامه تمرین روزانه ۱۶ هفته، به صورت نوشتن تمرینات روزانه و خلاصه وضعیت هر هفته، یادداشت شود. در نمودارها و صفحات مخصوصی از این كتاب باید راجع به تكنیك رپرتوار اجرا شده و اجراهای ضبط شده، مطالبی نوشت. كاپلان می گوید: «در مدت ۸ سالی كه در مدرسه منهتن تمرین كردن را تدریس می كنم، با دانش آموزان توافقاتی كرده ام: قرار است اگر آنها این جدول ها را پر كنند با نمره الف قبول شوند. هیچ گاه به محتوای مطالبی كه نوشته اند نمره نمی دهم، بلكه فقط باید به طور كامل آن را انجام داده باشند. پركردن جدول ها و این صفحات خیلی وقت گیر نیست. و در پایان تنها یك ماه دانش آموزان راهنمایی های ارزشمندی را در اختیار دارند.» «ثبت كردن تمرین موسیقیدان ها»، قسمتی از یك سیستم خوب فكری است و هركس با استفاده از آن می تواند بهره ببرد. در این مقاله ممكن است، كارهایی كه در این كتاب خواسته شده، سخت به نظر برسد. اما حقیقتاً این گونه نیست، می شود آنها را خردخرد انجام داد و این كار كمك بسزایی در فهم رابطه افراد با تمریناتشان، می كند و این خیلی مهم است. كتاب راهنمای تمرین «راهنمایی موسیقیدان ها به نتایج مثبت اتاق تمرین» نوشته لیندا م. گیلبرت كتاب بسیار جذابی است و روی هوشیاری در تمام لحظات تمرین تاكید می كند. این كتاب با یك متن كوتاه تحت عنوان «ابزارهای پایه ای تمرین» كه ماهرانه به موضوعات مهمی مانند بدن، حالت بدن، تنفس هنگام اجرا (البته این مبحث بیشتر به نوازندگان سازهای بادی كمك می كند، اما نوازندگان سازهای زهی هم كه نفس می كشند، می توانند از آن استفاده كنند)، مراقبت های جسمی، تمركز و توجه، اهداف و راه های آموزش و نحوه تمرین كردن اختصاص یافته است. كتاب راهنما را نشر دامور به قیمت ۱۳ دلار و ۹۵ سنت منتشر كرده است. این كتاب به دو موضوع مهم اشاره می كند: نخست آنكه تمرین كردن مهارتی است قابل یاد گرفتن و می شود در آن پیشرفت كرد. من با تمام وجودم آن را قبول دارم. دوم آنكه تمام مطالب این كتاب برای رابطه خاص معلم با هنرجو در نظر گرفته شده است. برنامه ریزی روزانه تمرین شامل یك فهرست ۲۵ موردی است.(مهم ترین آنها توجه به آرتیكولاسیون، سرعت آرشه، دینامیك و اینوناتسیون است.) به خاطر گستردگی شیوه های این كتاب ها و قیمت مناسب آنها، من تمام خوانندگان را به خرید هر سه كتاب تشویق می كنم. این فقط نمونه كوتاهی از برنامه های نوشته شده است. متدهای بسیار زیادی وجود دارند كه آنها هم ایده های سودمندی دارند. مهم است كه بدانیم این برنامه ها تنها یك وسیله اند، نه تكلیف. هدف تمام آنها ایجاد پشتكار برای تمرین صحیح است، چیزی كه بیشترین خدمت را به یك موسیقیدان می كند.
منبع: مجله Strings

ترجمه: هستی نقره چی


منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

... و شبم پُرستاره شد

از اولین‌باری که لوریس چکناواریان - این آهنگساز پیشین فیلم‌های ایرانی و این رهبر ارکستر طراز اول امروز - در یکی از برنامه‌های جشنوارهٔ موسیقی فجر در تالار وحدت، نوای شورانگیز و حس و حال کم‌نظیر اجراء موسیقی کلاسیک را با مخاطبان ایرانی خود - یعنی زادگاه او - قسمت کرد، چند سالی می‌گذرد؛ اما قطعاً این چند سال در زمینهٔ اجراء موسیقی کلاسیک‌ با سال‌های قبل خود بسیار متفاوت است، چرا که شاید این بهترین و ماندگارترین نوع موسیقی عالم، در این سرزمین کاملاً به حاشیه رفته بود و لوریس، به سبب ویژگی‌های کم‌نظیر خود در اجراء و مهمتر، حسن انتخاب آن از میان این همه قطعه تاریخ موسیقی، نتیجه‌ای را که باید بر جا گذاشت: آشتی مخاطب ایرانی با موسیقی کلاسیک. و این شاید مهمترین دستاورد باشد برای کسی که معتقد است: ”هیچ هنرمندی نباید از خاک خودش دور باشد“. کافی است یک‌بار با او هم‌کلام شوی تا بفهمی اجراهای او در ایران چقدر برای او ”ویژه“ است:
”من خیلی به ایران علاقه دارم. هیچ موقع از آن چندان دور نشده‌ام. هر موقع سفر رفته‌ام، برگشته‌ام. حالا من می‌توانم تظاهر ملی و غیره بکنم، ولی نه. طبیعی است. یک نفر هست که به زادگاه خود عشق دارد و یک نفر ندارد. در من عشق به زادگاه وجود دارد. جائی که در آن به دنیا آمده‌ام و بزرگ شده‌ام خیلی برای من مهم است. هنرمند آن حرفی را که می‌زند باید برای کسانی بزند که در آن خاک با خود او بزرگ شده‌اند. هنرمند از مردم می‌گیرد و به مردم می‌دهد. من الان اگر بروم اروپا و آنجا هرچقدر هم که زندگی کنم، چون آنجا متولد نشده‌ام و جزو فرهنگ آنها نیستم، نمی‌توانم از آنها بگیرم و به آنها برگردانم. این کار را در ایران می‌توانم بکنم و نهایت آن در ارمنستان، فرهنگ من این است.“
مسئلهٔ آشتی مخاطب ایرانی با موسیقی کلاسیک زمانی بالنده‌تر به‌نظر می‌رسد که بدانیم به جز چند کشور، مسئلهٔ مخاطب موسیقی کلاسیک خود یکی از مشکلات اصلی است. چکناواریان مسئله کمتر شدن مخاطبان موسیقی کلاسیک را چنین تحلیل می‌کند:
”در مرور زمان، دموکراسی و زندگی ماشینی که پیش آمد، پول بیشتری به‌دست مردم آمد و درآمد جوان‌ها خیلی بیشتر از مثلاً پیرترهائی بود که موسیقی کلاسیک گوش می‌کردند. از طرفی اشراف که از موسیقی کلاسیک حمایت می‌کردند، کم شدند و دولت‌ها باید حمایت می‌کردند. در نتیجه کم شدن مخاطب، درآمد موسیقی کلاسیک هم کم شد. از طرف دیگر پاپ و چاز درآمد خیلی زیادی دارند چون تعداد نوازندگان خیلی کم است. فقط سه چهار نفر هستند، اما آن طرف در موسیقی کلاسیک، صد یا دوست نفر می‌نوازند. ضمن اینکه شنیدن موسیقی پاپ و جاز خیلی ساده‌تر است و جوان‌ها ترجیح می‌دهند چیز ساده بشنوند تا اینکه یک چیز سنگین گوش کنند. همین‌طور اینکه جوان‌ها حالا پول بیشتری به‌دست می‌آورند و با خریدن سی‌دی و رفتن به این کنسرت‌ها، به آن رونق می‌دهند. اگر سیصد، چهارصد سال اشراف و پول آنها وجود داشت، آنها موسیقی کلاسیک گوش می‌کردند، اما حالا فرق می‌کند. حالا می‌گویند شاید پنجاه سال دیگر کسی به دنبال موسیقی کلاسیک نباشد. اما باور من نمی‌شود. یک ثروت بزرگی است که به ما رسیده و فکر می‌کنم هر دولتی وظیف دارد این فرهنگی را که به ما رسیده، نگاه دارد. هرچقدر هم که خرج آن زیاد باشد. شما فکر می‌کنید اپرای وین اگر تمام بلیت‌های خود را بفروشد، حتی پول دربان‌های آن درنمی‌آید.“
کوشش برای زنده نگه‌داشتن موسیقی کلاسیک، به جز کمک دولتی که بخش بسیار مهمی است، به مسئله تربیت و عادت دادن گوش برای شنیدن موسقی جدی هم برمی‌گردد: ”بچه‌هائی که در آلمان یا اتریش زندگی می‌کنند، از همان بچگی آنها را می‌برند اپرا و باله. از همان موقع سمفونی گوش می‌کنند. موسیقی‌هائی مثل بتهوون و موتسارت فقط علاقهٔ نمی‌خواهد، فهم هم می‌خواهد. باید سطح فهم شنونده بالا باشد که بتواند بفهمد. مثل اینکه هر کسی که الفبای فارسی را بلد باشد نمی‌تواند که مولوی بخواند. این است که از بچگی باید بار بیایند. این کار را در ایران هم می‌شود کرد. اگر بچه در مدرسه راجع‌به بتهوون و موتسارت و همین آهنگسازان ایرانی بشنود و بخواند، بعدها خودبه‌خود به شنیدن موسیقی آنها علاقه‌مند خواهد شد. فرهنگ را به بچه باید از همان بچگی یاد داد.“
چند سال پیش طرح این نکته که بیست شب پیاپی اجراء موسیقی کلاسیک با مخاطبی انبوه و سالنی سرشار از جمعیت مواجه خواهد بود؟ شوخی به‌نظر می‌رسید. اما در اجراهای لوریس شبی نیست که تالار مملو از جمعیت نباشد و به عده‌ای بلیت نرسیده باشد. (استادی که همه به او احترام می‌گذاریم، اعتراض کرده بود که چرا بیست شب تالار را در اختیار چکناوایان می‌گذارند و فقط سه شب را به کنسرت او اختصاص می‌دهند. پاسخ مشخص است: چکناواریان مخاطب را می‌شناسد و هربار کار تازه‌ای ارائه می‌کند، اما ان استاد گرامی، سال‌ها است که با ارکستر توانائی که در اختیار او است، غالباً به اجراء چند قطعهٔ تکراری دل خوش می‌کند.) جز این رفتار حرفه‌ای و شخصی لوریس آن‌قدر دوست‌داشتنی است که جدای خود، ستایش همگان را برمی‌انگیزد. آن‌قدر دل صاف و ساده و بی‌غل و غش و بی‌کینه‌ای دارد که گمان می‌کنی با یک کودک معصوم حرف می‌زنی و نه کسی که ۶۷ سال از عمر او می‌گذرد. شاید هم این ویژگی او است که اعضاء گروه خود را همیشه این‌چنین هماهنگ می‌کند: ”رهبر ارکستر از لحاظ رفتار باید طوری باشد که بتواند نوازندگان را متحد کند. باید آدمی باشد که بتواند یک گروه پرجمعیت را با خود همراه کند و آنها حرف او را قبول کنند. اما نباید دیکتاتور مابانه رفتار کند.“ چهرهٔ او احمد شاملو و حرکات نمایشی او روی صحنه، گاه چاپلین را به‌ خاطر می‌آورد، به هیچ چیز جز کار جدی فکر نمی‌کند. به قول خود او، تمام برنامه‌های او جدی است، اما برخلاف غالب کنسرت‌های کلاسیک خشک نیست. او با جسارت تمام دیوار بین ارکستر و مردم را می‌شکند و آن دو را به هم نزدیک می‌کند؛ تماشاگر هم جزوی از ارکستر می‌شود. بارها دیده‌ایم که تماشاگران کنسرتی خواسته‌اند ارکستر را همراهی کنند و رهبر ارکستر با اخم برنامه را قطع کرده، اما لوریس به موقع مشتاقانه از تماشاگر خود دعوت می‌کند که به همراه ارکستر دست بزند و همین‌طور ساکت ننشیند. همین خصلت لوریس است که اجراهای او از پولکاهای اشتراوس را جذابتر و به یاد ماندنی‌تر می‌کند. جز این او ابائی ندارد که ارکستر را به صحنهٔ نمایش تبدیل کند و خود او کارگردان و بازیگر اصلی این نمایش باشد. (تا آنجا که مثلاً هفت‌تیر می‌کشد و به یکی از اعضاء گروه خود که به‌طور نماشی ”خارج“ می‌‌زند، شلیک می‌کند!) خود او می‌گوید: ”این جزئی از اخلاق من است که سعی می‌کنم خودم را با مردم یکی کنم. رهبرهائی هستند که سعی می‌کنند خودشان را از مردم دور کنند. ولی بیشتر رهبران ارکسترهای امروز دنیا سعی می‌کنند خودشان را به مردم نزدیک کنند. آن سرحد و دیواری که بین مردم و رهبر ارکستر وجود داشت حالا دیگر به‌کار نمی‌آید ... مردم ما با مثلاً آلمانی‌ها فرق می‌کنند. مردم ما شادی دوست دارند. بعضی موقع دوست دارم تماشاگر احساس نکند که من روی صحنه‌ هستم و با او فاصله دارم ... اینجا به این کارها عادت نکرده‌اید. اینجا معمولاً این‌طور بوده که رهبر ارکستر بیاید روی صحنه و خیلی جدی اجراء کند و برود. آن زمان گذشته. باید مردم عادت کنند که اجراء کنسرت یک شادی است، یک دوستی است. اگر تماشاگر با حالت جدی بخواهد فقط یک قطعه را گوش کند و برود، خب می‌رود صفحه را می‌خرد و گوش می‌کند. سالن کنسرت کسی می‌آید که می‌خواهد با رهبر ارکستر تماس داشته باشد. موقع شوخی، شوخی است و موقع جدی، جدی.“
شاید رمز موفقیت لوریس در این نکته نهفته باشد که معتقد است: ”هنر باید خیلی ساده باشد. هنر در سادگی است. نویسندگان بزرگ آنها نیستند که تراژدی نوشته‌اند. نویسندگان بزرگ آنهائی هستند که کمدی نوشته‌اند.“ برای همین لوریس ابائی ندارد که در میانهٔ یکی از کنسرت‌های خود اعلام کند که قطعات ظاهراً ساده و سبک اشتراوس را به اندازه‌ٔ کارهای موتسارت دوست دارد.
یک علاقه‌مند پیگیر، می‌توانست با تماشای کنسرت‌های سه چهار سالهٔ اخیر چکناواریان، شماری از بهترین و زیباترین قطعات تاریخ موسیقی را با اجرائی طراز اول، شاهد باشد: از ”عروسی فیگارو“ موتسارت تا ”کارمن“ ژرژ بیزه، از سمفونی شمارهٔ ۹ بتهوون تا رقص ”کان‌کان“ شاکاریان، از رقص‌های ”پولووسیان“ برودین تا ”سوئیت ایرانی“ ماویسا کالیان و ... و بالاخره اجراهای کم‌نظیر از یوهان اشتراوس به‌ویژه ”ریش‌تراش“ که همهٔ حضار را همیشه به وجد می‌آورد. خود او یک‌بار در میانهٔ اجراء گفت: ”اگر نیمه شب هم مرا از خواب بیدار کنند و بگویند بیا اشتراوس اجراء کن، حتماً می‌آیم!“
اما چند کار اصلی و اساسی لوریس طی این چند سال نوعی بازگشت به ادبیات اسطوره‌ای این سرزمین است: ”اپرای رستم و سهراب“، ”شیرین و فرهاد“ و ”خسرو و شیرین“. خود او دربارهٔ منشاء این رویکرد چنین می‌گوید: ”پدرم از زندان استالین فرار کرد و مادرم از قتل‌عام ترکیه و آمدند به ایران و من در بروجرد متولد شدم. خواه‌ناخواه از بچگی داستان‌های ”رستم و سهراب“ و ”شیرین و فرهاد“ را شنیده‌ام و اتفاقاً به این داستان‌ها خیلی علاقه داشتم. به‌عنوان یک آهنگساز ایرانی نسبت به آنها حس غریبی دارم. شیرین و فرهاد یک داستان عمومی است برای تمام دنیا، مثل مولوی و حافظ که ایرانی هستند اما به مردم دنیا تعلق دارند، مثل شکسپیر، گوته، تولستوی و کسان دیگر. من علاقهٔ زیادی به ”رستم و سهراب“ و ”شیرین و فرهاد“ داشتم و ترجمهٔ آنها را همه به آلمانی و انگلیسی خوانده بودم. خودم ۱۶ آهنگ عاشقانه نوشته‌ام و احساس می‌کردم که ارتباط نزدیکی با آهنگ ”شیرین و فرهاد“ دارم. خب من حالا ۶۷ ساله هستم و در زندگی قاعدتاً چندین‌بار عاشق شده‌ام، چندین‌بار شکست خورده‌ام و چندین‌بار موفق شده‌ام شاید. یعنی زیبائی عشق را دیده‌ام و شوربختی خود را هم چشیده‌ام. ثروت آدم در زندگی این‌طور نیست که چه چیز مادی دارد، ماشین دارد یا خانه دارد. عشق بزرگترین ثروت است. ثروتی از این بالاتر وجود ندارد. کسی که عشق دارد به چیزی احتیاج ندارد. خب من در ۶۷ سالگی این تجربه‌ها را داشته‌ام و خودم را از این لحاظ آدم بسیار ثروتمندی می‌دانم. خیلی احساس نزدیکی به ”خسرو و شیرین“ داشتم. این عشق مثلثی یک عشق فانتزی مثل رومئو و ژولیت نیست. خیلی دنیائی است. خیلی ساده است؛ دو نفر عاشق یک نفر هستند و آن خانم یکی ار دوست دارد. من اصلاً داستان عشق خودم را نوشتم. خوشحالی و غم خودم را نوشتم. در نتیجه فکر می‌کنم حاصل آن موفقیت‌آمیز بوده. ”رستم و سهراب“ را هم از بچگی خیلی دوست داشتم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم نوشتن آن این‌قدر سخت باشد. تحقیق کردم دربارهٔ زورخانه، تعزیه، عزاداری و هر چیز مربوط دیگر را مطالعه کردم. با وجود این ۲۵ سال طول کشید تا رستم و سهراب را بنویسم. هشت‌بار از ابتدا تا انتهاء نوشتم و هشتمین‌بار بود که دیگر زوم نرسید و تمامش کردم. همین اجراء شد و خوشحالم که موفق شد.“ و پس از آن این‌بار لوریس باز با رجوعی به نظامی، ”لیلی و مجنون“ را اجراء کرد. برخلاف اجراء ”خسرو و شیرین“، این‌بار تمام متن را خود لوریس ننوشت و دست به ابتکار تازه‌ای زد: انتخاب موسیقی از آهنگسازان برجسته. در چنین شکلی است که به زعم مارسل دوشان فقط ”انتخاب هنرمند“ اصل می‌شود؛ نوعی ”اینستلیشن“ که از هنرهای تجسمی وام گرفته شده و خب فقط بعد از تماشای این کنسرت زیبا است که می‌شود فهمید نگاه هنرمند فقط در همین ”انتخاب کردن“ چقدر مهم و کلیدی است (نگاه کنید که قطعهٔ بی‌نظیر و افسانه‌ای ”آداجیوی“ آلبینونی در پایان کار چقدر با انتهاء تراژیک قصهٔ لیلی و مجنون هماهنگ است و گوئی که اصلاً براساس آن نوشته شده و خب مگر این‌ نیست که هنر به شکل‌های مختلف در هنرمندان گونه‌گون دوره‌های متفاوت تکرار می‌شود؟!)تمام نقل‌ قول‌ها برگرفته از گفت‌وگوی نگارنده با لوریس چکناواریان است.

وبگردی
تلاشی بیهوده برای پیام رسان داخلی / سرنوشتی مانند ایمیل ملی
تلاشی بیهوده برای پیام رسان داخلی / سرنوشتی مانند ایمیل ملی - در پیامک هشدارآمیز آمده است: «در اجرای حکم قضایی مبنی بر فیلتر شدن تلگرام، برای ادامه فعالیت کانال خود از طریق پیام رسان های داخلی ظرف 48 ساعت اقدام نمایید. در صورت استمرار فعالیت کانال در تلگرام، برخورد قانونی صورت خواهد پذیرفت. پلیس امنیت عمومی ناجا» حال این سؤال مطرح می شود آیا با تهدید می توان افراد را وادار کرد تا از پیام‌رسان های داخلی استفاده کنند؟
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد!
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد! - سحر تبر سال گذشته برای اولین بار در رسانه‌های جهان دیده شد. گمانه زنی می‌شد که او برای شباهت پیدا کردن به آنجلینا جولی ۵۰ عمل جراحی داشته است. اما او در نهلایت شبیه شخصیت "عروس مرده" تیم برتون به نظر می‌رسید.
بحران غارت سازمان یافته / در همین دو ماه اخیر ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار پول دزدیده شده
بحران غارت سازمان یافته / در همین دو ماه اخیر ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار پول دزدیده شده - بحران موجود، مشروعیت است. بحران مشروعیت ناشی از خیانتی است که به صداقت و آرمانگرایی و از خودگذشتگی ملت ایران انجام شده.
ماجرای احسان علیخانی و  ثامن الحجج
ماجرای احسان علیخانی و ثامن الحجج - پنج ماه بعد از اعلام رسمی غیرقانونی بودنِ موسسه ثامن الحجج در آبان 1393، برنامه تحویل سال 1394 شبکه سوم سیما تحت عنوان «بهارنارنج» با تهیه کنندگی و به مدت هشت ساعت پخش شد و این بار به جای تبلیغ مستقیم ثامن الحجج، باشگاه فرهنگی و ورزشی ثامن الحجج تبلیغ شد! در این برنامه بارها از ابوالفضل میرعلی مدیرعامل موسسه ثامن الحجج با عنوان دکتر تقدیر به عمل آمد؛ دکتری که اکنون مشخص شده یک دیپلمه با سوابق مالی…
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی  ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی !
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی ! - یکی از بحث های جنجالی دکتر فیاض در سال های اخیر اظهار نظر او در مورد وقوع بحران جنسی در ایران بوده است که حالا او معتقد است تبدیل به انقلاب جنسی شده است. با او در این زمینه مصاحبه مفصلی انجام دادیم که به زودی منتشر می شود. بخشی از این مصاحبه که درباره برنامه دورهمی است را تماشا کنید.
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند