سه شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷ / Tuesday, 17 July, 2018

معرفی دیان فیتزموریس (Deanne Fitzmaurice)


معرفی دیان فیتزموریس (Deanne Fitzmaurice)
دیان فیتزموریس (Deanne Fitzmaurice) زنی ۴۷ ساله است كه ۱۶ سال برای «سانفرانسیسكو كرونیكل» عكاسی كرده. رشته عكاسی را در دانشگاه سانفرانسیسكو خوانده و عكس هایش در نشریات معروف آمریكایی مثل تایم، نیوزویك، یو اس نیوز، پیپل و... چاپ شده. او همان كسی است كه جایزه پولیتزر ۲۰۰۵ یعنی معتبرترین جایزه روزنامه نگاری آمریكایی را در بخش گزارش تصویری از آن خود كرد. او صالح خلف را پیدا كرد، مجروح ۹ ساله جنگ عراق كه تا سرحد مرگ از او خون رفته بود. مردم با صالح با تیتر «جراحی قلب شیر» آشنا شدند. دیان فیتزموریس در ۵ نوبت، گزارش های مفصل تصویری از پروسه جراحی تا سلامت كامل صالح را در روزنامه كرونیكل چاپ كرد. این گزارش ها از صحنه های دلخراش و جراحات عمیق به چشم و صورت صالح شروع شد و تا دویدن او در سالن بیمارستان و شادی اش در میان پرستاران ادامه یافت. در این میان سیل ای میل و نامه به سردبیر كرونیكل سرازیر شد و مردم خواستار قرارگرفتن در مورد جزئیات بیشتر این شیر كوچك عراقی شدند. مردم دیگر می دانستند كه صالح با پدرش رحیم در بیمارستان اوكلند روزها را می گذراند و جراحی های بزرگ و كوچك روی او انجام می شود. اعضای دیگر خانواده صالح هم در این مدت به او پیوستند. دیان می گوید: «خیلی از مواقع من و مردیث (گزارشگر این ماجرا) با هم می نشستیم و گریه می كردیم. بعد دوربین را برمی داشتم و جلو می رفتم. باید به این خانواده روحیه می دادیم. صالح تنها كسی نبود كه در این جنگ ظالمانه تا سرحد مرگ رفته بود. مجروحان زیادی از عراق به بیمارستان اوكلند منتقل شده بودند ولی چیزی در صالح كوچولو وجود داشت كه از روز اول مرا جذب خود كرد. صالح به ما اجازه می داد تا حتی در اوج دردكشیدن در كنارش باشیم. روح شاد و زیبای صالح بهترین وسیله برای آشنایی و پیوند ما بود. او فقط عربی می دانست و من فقط انگلیسی. اما وظیفه انسانی عكاس است كه در چنین شرایطی با سوژه ارتباط روحی برقرار كند. من از او عكس می گرفتم و عكس ها را روی ال سی دی دوربین نشانش می دادم. او آنقدر هیجان زده می شد كه مرا به وجد می آورد. صالح و خانواده اش به من آنقدر اعتماد داشتند كه روزهای آخر واقعاً جزیی از فامیلشان شده بودم.»
دیان پسركی را به تصویر كشید كه یك چشم و یك دستش را در اثر انفجار بمب در نزدیكی خانه شان از دست داده بود.او برادرش را حین بازی در همان اطراف از دست داد. سردبیر كرونیكل به خاطر آشنایی با روحیه حساس عكاسش با سابقه ۱۶ ساله، او را رها گذاشت تا داستان غم انگیزش را از جنگ توصیف كند. فیتزموریس می گوید: «از جنگ متنفرم. از هر نوع كشتاری بیزارم. توان اینكه به عراق بروم و از نزدیك حجم بالای خونریزی و قتل عام را تماشا كنم، نداشتم. به دنبال شرایطی بودم كه بتوان به جزئیات و مسائل حاشیه ای جنگ بپردازم تا اینكه صالح را پیدا كردم. ایده من قبول شد... برای نشان دادن تنفرم از جنگ و كشتن مردم بی گناه، خداوند بی گناه ترین موجود را سر راهم قرار داد. صالح بهترین دلیل برای نمایش مظلومیت مردم عراق بود.» او این روش را سال ها پیاده كرده. به موضوعی علاقه مند می شود و ایده اش را به صورت گزارش تصویری از سوژه مورد نظر پی می گیرد. فاحشه خانه های نوادا، یكی از سوژه هایی بود كه او سال ها پیش انجام داد و با سروصدای زیادی مواجه شد. او به زندگی خصوصی زنان در تقابل با مدیر این مراكز رسوخ كرد و نشان داد كه چطور با تجارت جسم و روح این زنان و دخترانشان، مدیران صاحب همه چیز می شوند. دیان با این روش مردم را متوقع كرده تا همیشه پیگیر موضوعات بكر و تازه از سوی روزنامه كرونیكل باشند. فیتزموریس در بیشتر مواقع گزارش عكس هایش را خودش می نویسد. سوژه هایش گاه خطرناك تر از آن هستند كه یك زن به میان آنها برود. او در میان قاچاقچیان و موتور سواران وحشی هم رفته و از ظریف ترین روابط و شرایط زندگی آنها عكاسی كرده. همسرش هم عكاس روزنامه كرونیكل است. او در مورد دیان می گوید: «كسی نمی تواند جلوی احساسات انسان دوستانه او را بگیرد. اگر احساس كند جایی وجود دارد كه به عده ای از آدم ها ظلم می شود، دوربینش را برمی دارد و با همه خداحافظی می كند. ما با این روحیه عجیب دیان كنار آمده ایم و البته عادت كرده ایم كه نتیجه انسانی عملش را هم ببینیم.نیتش قبل از این كه به حرفه اش فكر كند، حس همیاری و كمك به آدم ها است. همین حس از او عكاس ساخته. این چیزها را نمی توان در دانشگاه ها یاد گرفت!» دیان فیتزموریس، جوایز زیادی را در زمینه عكاسی از آن خود كرده؛ تا به حال برگزیده انجمن روزنامه نگاران حرفه ای، اتحادیه ملی عكاسان مطبوعات، اتحادیه عكاسان مطبوعاتی كالیفرنیا شده و همچنین برنده عكس سال عكس های خبری سال ،۲۰۰۲ هم شده است.
او معتقد است، عكاسی فقط این نیست كه همان چیزی را ثبت كنی كه در حال وقوع است. عكاسی زمانی جوابگوی همه مسائل و مشكلات خواهد بود كه به سراغ لایه های زیرین اجتماع رفته و موضوعاتی را عكاسی كنی كه دیگران از دیدن و تحلیل كردنشان معذورند. او می گوید: «من همه چیز را وقتی یاد گرفتم كه فهمیدم نباید منتظر بمانم تا دانشگاهم تمام شود. تازه فهمیدم كه خارج از دانشگاه موضوعات حقیقی موج می زنند. سوژه و دردهای جامعه را نمی توان در میان كاغذ و كتاب ها پیدا كرد. كارم را كه در روزنامه های كوچك و بی اهمیت و انتشاراتی غیر معروف شروع كردم فهمیدم ایده آل هایم چیست. ایده آل من عكاسی تبلیغاتی، مد، ورزشی یا آتلیه ای نبود. دلم می خواست دنبال چیزهایی بروم كه بوی گند می دهند! چیزهایی كه همه از آنها فرار می كنند. این كار یعنی نه! شنیدن. و من رفتم و عادت كردم. حالا دیگر پوستم برای تبدیل كردن «نه» به «بله» كلفت شده و این برایم لذتبخش است.»


منبع : سایت عکاسی

مطالب مرتبط

اد کاشی( Ed Kashi )فوتوژورنالیست و مدرس عکاسی

اد کاشی( Ed Kashi )فوتوژورنالیست و مدرس عکاسی
اد کاشی عکاس و مدرس عکاسی در سال ۱۹۵۷ در شهر نیویورک به دنیا آمد. در سال ۱۹۷۹ تحصیلات خود را در رشته فتو ژورنالیسم در دانشگاه سیراکوز (Syracus) به پایان رساند. در سال ۱۹۹۱ اولین جایزه مهم خود را به خاطر مقالات تصویریش از سلطنت طلبان ایرلندی دریافت کرد. پس از آن اد کاشی توجه خود را به منطقه خاورمیانه و مسایل آن معطوف کرد. از جمله موضوعاتی که توسط وی پوشش داده شده و در مطبوعات مختلف جهان به چاپ رسیده است، می توان به "بحران آب" ۱۹۹۳ و "ستیز کردها" که در شماره آگوست ۱۹۹۲ مجله نشنال جئوگرافیک به چاپ رسید، اشاره کرد. مقاله تصویری ستیز کردها برای او جایزه اول مسابقه تصویر سال NPPA (National Press Photographers Association) ۱۹۹۳ میلادی را به ارمغان آورد. این مقاله تصویری به صورت کتابی تحت عنوان "وقتی که از مرزها خون جاری می شود: ستیز کردها" در سال ۱۹۹۴ به چاپ رسید. اد کاشی استاد راهنمای اریک گریگوریان عکاس ایرانی برنده جایزه عکس خبری سال ۲۰۰۲ World Press Photo نیز است و اریک، مدرک تکمیلی خود را در رشته فتوژورنالیسم تحت نظر او از دانشگاه سیراکوز اخذ کرده.
اد کاشی به عنوان یک فتوژورنالیست و عکاس مستند به موضوعات مورد علاقه خود ، از دید یک عکاس آزاد نگریسته و پس از ثبت، آنها را منتشر می کند. او کمتر سفارش عکاسی می گیرد و بیشتر علاقمند به تهیه مقالات تصویری است که دغدغه های فکری ، نگرانی ها و علایق او را تشکیل می دهند.
او تا کنون مقالات تصویری زیادی را از شصت کشور جهان در موضوعات مختلف نظیر معضل هروئین در لهستان ، فرهنگ و زندگی شبانه در برلین ، بازگشت کهنه سربازان روسی از جنگ افغانستان و افزایش جمعیت در قاهره و شهر مرگ تهیه و منتشر کرده است. اد سه سال از زندگس خود را طی سال های ۱۹۸۸-۱۹۹۱ صرف عکاسی مستند از جامعه سلطنت طلبان ایرلند شمالی کرد. دریافت جایزه WESTAFNEA در سال ۱۹۹۱ ثمره این سه سال بود.او آثارخود را که حاصل این سه سال بود در کتابی به نام " پروتستان ها : تسلیم ناپذیر" که توسط خود او منتشر شد، به چاپ رساند.
چندی پیش او مقاله تصویری فرهنگ موتورگازی سایگون و مقاله تصویری ـ سیاسی آفریقا را منتشر کرد.
اد کاشی اخیرا سرگرم کار بر روی یک پروژه عکاسی دراز مدت از یهودیان مهاجر ساکن در کرانه های غربی بود. او در این پروژه زندگی یهیودیان مهاجر را به تصویر کشیده است. یکی از عکس های این پروژه دیپلم افتخار World Press Photo سال ۱۹۹۵ را برای او به همراه داشت. در سال ۱۹۹۱ همزمان با فعالیت او در مجله نشنال جئوگرافیک اد به خاور میانه و مسایل آن علاقمند شد. نتیجه این علاقمندی تهیه چندین مقاله تصویری از موضوعات مختلف مربوط به منطقه خاورمیانه نظیر مسایل کردها و بحران آب در خاورمیانه بود که به صورت مقالات تصویری به بررسی این موضوعات می پرداختند. اد در کنار این مقالات تصویری گزارش های تصویری نیز از سوریه تحت عنوان " سوریه ، آن سوی نقاب ها" تهیه کرد که در سال ۱۹۹۶ در شماره جولای مجله نشنال جئوگرافیک منتشر شد.
این گزارش تصویری به ارتباط مسلمانان با یهودیان و موقعیت دشوار و نامطمئن ساکنان این منطقه پس از اشغال بلندی های جولان توسط اسراییل می پردازد.
او از میان موضوعات کاری مختلف، پروژه های شخصی و سفر ها وتجربیات خود را به کشورهای مختلف و عکاسی خبری و مستند در این سفر ها را ترجیح می دهد. او از سال ۱۹۹۲ در چندین کارگاه عکاسی ، سخنرانی و سمینار از جمله سخنرانی و ارائه کارگاه در مرکز بین المللی عکاسی نیویورک و در کارگاه عکاسی حرفه ای در مرکز دوستداران عکاسی در سانفرانسیسکو شرکت کرده و به ارائه دیدگاه ها، نظرات و تجربیات خود در زمینه های مختلف عکاسی به ویژه فتوژورنالیسم و عکاسی مستند پرداخته است.
کارهای کاشی در زمینه فتوژورنالیسم و عکاسی مستند در مطبوعات مختلفی نظیر تایم ، نشنال جئوگرافیک ،فورچون ،جئو، لایف، ایندیپندنت لندن، فوربس، نیویورک تایمز، گرانتا و اپرچر به چاپ رسیده و منتشر شده اند. یکی از منتقدان عکاسی در مورد او می گوید: "کارهای کاشی به خوبی تنهایی و افکار انسان های رانده شده به حواشی را نشان می دهند، اما در عین حال عزم آنها برای ادامه زندگی را نیز از نظر دور نگه نمی دارند."
اد کاشی در مورد علت روی آوردنش به عکاسی می گوید: "علاقه من به عکاسی ریشه در دوران کودکی من و زمانی دارد که صبح ها سوار بر قطار نیویورک مردمان کاسب پیشه ای را می دیدم که در زندگی شان به دام افتاده اند. من از همان سال ها تصمیم به انجام کارهایی گرفتم که در آنها خلاقیت وجود داشته باشد.
ابتدا می خواستم نویسنده شوم ، یک داستان نویس. این رویای من در دبیرستان بود، سپس به کالج رفتم و فهمیدم به زمان طولانی و سال های زیادی نیاز دارم تا تبدیل به یک نویسنده خوب شوم و بدون هیچ طرح و برنامه واقعی به عکاسی رو آوردم. گاهی اوقات هنگام نگاه کردن به یک منظره احساس می کردم این تصویر همان چیزیست که من در زندگی به دنبالش می گردم ، سفر ، روبروشدن با مردم و روایت ماجراها و سرگذشت آنها دقیقا آن چیزی بود که می خواستم و اینگونه بود که من عکاسی را به طور جدی آغاز کردم."
او در مورد یادگیری عکاسی می گوید : "من همیشه این جمله آنسل آدامز را در ذهن و جان خودم حفظ می کنم :آنچه که من یادگرفته و در کارهای شخصی ام به کار می بندم، از کارهای تجاری که برای دیگران انجام می دادم یاد گرفته ام.
من همیشه این جمله را در خاطر دارم حتی موقعی که از گروهی از انسان ها که در برابر من ایستاده اند سرگرم تهیه یک عکس دسته جمعی معمولی هستم با خودم می گویم، خوب، حالا چه طور از فلاش و نور برای گرفتن یک عکس بهتر استفاده کنم؟ و سوالاتی از این قبیل"
اد کاشی در مورد سبک خاص و به قول معروف امضایی که در عکس های او وجود دارد می گوید: "مهم ترین چیزی که در عکس های من وجود دارد ارتباط صاف و ساده است. من همیشه سعی کرده ام طوری عکاسی کنم که انگار عکاس در آن صحنه وجود نداشته و لحظه ثبت شده حقیقت محضی بوده که اتفاق افتاده و بدون حضور من نیز اتفاق می افتاده است. من احساس می کنم که قدرت ذاتی در این مسئله وجود دارد که افراد را پس از مشاهده عکس های حقیقی شما حتی از زندگی روزمره و عادی مردم ، وادار به تفکر و پرسش می کند.
من دوست دارم تصاویرم را با ترکیب بندی های پیچیده تر لایه بندی کنم و هر جا که امکان دارد بیش از یک عنصر را قرار دهم. اینها ویژگی های عکس های من هستند. من نمی دانم آیا اینها انحصاری و مختص به من هستند یا نه؟ شاید اینها بخشی از درس های دوران تحصیل من باشند که من ترجیح می دهم آنها را در کارها و افکارم دخیل کنم. اما آنچه مسلم است ، من سعی می کنم این ها را در کارهایم به کارببندم."
او در باره قدرت عکس می گوید:"من حتی برای لحظه ای خودم را گول نمی زنم که یک عکاس واقعا قادر به تغییر جهان باشد. من قدرت نهفته در تصاویر را می شناسم و یکی از گردآورندگان عکس و آرشیو تصویری هستم و همچنان معتقدم تک عکس بهتر از ویدیو و فیلم در ذهن ثبت شده و ماندگار می شود. من احساس می کنم با جمع آوری عکس های مختلف ، حافظه مردم اجتماع خود و جهان را جمع آوری می کنم."
اد کاشی معروف ترین عکس خود را عکس محاکمه یک زن کرد در دادگاهی در ترکیه به جرم ترور می داند و عکس های تکان دهنده ای را هم که از مراسم همسر سوزان در پاکستان گرفته است نیز جزو آثار مهم خود ارزیابی می کند و در این باره می گوید: " یکی از عکس هایم که تصویر زنی پاکستانی را نشان می دهد که به صورت خودش اسید پاشیده، عکس غم انگیزی است که در سراسر جهان بارها منتشر شده و جوایز زیادی را نیز کسب کرده است."
او در حال حاضر به همراه همسرش جولی وینوکر ( Julie Winokur ) که نویسنده است، سرگرم کار بر روی پروژه ای هفت ساله به نام "سال های پیش رو: کهن سالی در آمریکا " است. این پروژه تصویری به بررسی و نمایش شرایط اجتماعی جمعیت سالخوردگان آمریکا می پردازد. تعدادی از عکس های این مقاله طی سال های ۱۹۹۷-۱۹۹۸ ، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ جوایز مختلفی را از جمله در رقابت های سالانه World Press Photo از آن خود کرده اند.
اد و همسرش جولی موسسه چند رسانه ای غیر انتفاعی به نام Talking Eyes تاسیس کرده اند تا از طریق آن به ارائه و معرفی بهتر پروژه های عکاسی و جذب کمک های مادی برای انجام این پروژه ها بپردازند. اد درباره این موسسه می گوید: "ما باید به عنوان شاهدانی بر آنچه که در دنیا می گذرد زندگی روزانه مردم و به ویژه تاثیر جنگ را بر زندگی به تصویر بکشیم. به نظر من آنچه که فوتوژورنالیست های امروزی باید انجام دهند، تهیه گزارش های تصویری از این موضوعات، صرفنظر از ماموریت های کاری است. فوتوژورنالیست باید خودش به دنبال تهیه گزارش های تصویری تاثیر گذار باشد، کاری که خوب و حرفه ای تهیه شده باشد، مشتری هم خواهد داشت و به سرعت فروش می رود."

وبگردی
در حالی که همه فکر میکردند این آغوش جنسی است مطهری گفت مادرانه بود. ولی اشکال داشت !
در حالی که همه فکر میکردند این آغوش جنسی است مطهری گفت مادرانه بود. ولی اشکال داشت ! - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+)
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+) - فیلم - گزارشی کامل و کوتاه از سرگذشت وحید مرادی گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان را در ویدئوی زیر ببینید.
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا - مراسم اکران خصوصی فیلم هزارپا با حضور هنرمندان و بازیگران این فیلم سینمایی شب گذشته 9 تیر 1397 در برج میلاد برگزار شد.
قصور تاریخی دولت
قصور تاریخی دولت - چه باید کرد؟ پرسشی که نوبخت پرسیده است، اما شاید به دنبال پاسخ آن نباشد. در شرایط کنونی دولت و حامیان اصلی آن در مظان این اتهام تاریخ قرار خواهند گرفت که چرا به دنبال طرح و پاسخ مهم‌ترین سوال شرایط بحرانی کنونی نرفتند.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند