سه شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷ / Tuesday, 17 July, 2018

چشم هایت را ببند


چشم هایت را ببند
«اگر عضو گروهی بودید كه ۹۰ میلیون نسخه از آلبوم هایش در سراسر جهان به فروش رفته بود و شما احساس می كردید كه هنوز زیر سایه دیگران هستید، چه می كردید؟»
این سئوالی بود كه مایك شینودا را به گروه Fort Minor رساند. عضو تاثیرگذار گروه لینكین پارك كه در نقش خواننده رپ، به یكی از هنرمندان شاخص سبك نوو متال Nu-Metall بدل شده بود، بعد از پنج سال كه تمامی وقتش را با این گروه موفق در سبك جدید گذراند، سرانجام تصمیم گرفت كه به سراغ علاقه نوجوانی اش برود. مایك شینودای ۲۹ ساله می گوید كه سال ها منتظر بوده تا كسی با ریتم های تازه و واژه های متفاوت در سبك هیپ-هاپ تحولی ایجاد كند. اما گویی تمامی تحول خواهی جوانان رپری كه در زیرزمین ها فریادهایشان در نطفه خفه می شود، مایك را راضی نكرد. او خود دست به كار شد تا در كنار محبوبیت و شهرت جهانی اش، صدای جدیدی را به گوش همگان برساند، صدای اعتراض آرام نسلی كه در برابر تناقض های دنیای اطرافش، تلاش می كند خشم خود را كنترل كند تا بیش از این خرابی به بار نیاید!
او یك موزیسین واقعی است. ارزان بودن ریتم های هیپ - هاپ و آسان شدن تدوین صدا به كمك كامپیوتر او را رپر نكرده است. مایك به مدت ده سال نواختن پیانوی كلاسیك را فراگرفته است. آرام آرام به پیانوی جزء گرایش پیدا كرده و سرانجام به هیپ - هاپ رسیده است. با دوستان مدرسه هنر، در گروه لینكین پارك به اوج رسیده و همواره از ریتم های ویژه خود در كارش استفاده كرده است. اما پروژه ای كه مایك از سال گذشته در حاشیه كار در لینكین پارك آغاز كرده، گویی بیشتر بهانه ای است برای بیرون ریختن دغدغه های ذهنی و گره های دنیای اطرافش. فورت مینور نام گروه جدیدی است كه مایك آن را پایه گذاشته تا همراه با دوستان سابقش در دنیای هیپ - هاپ، همان آثاری را خلق كند كه به گفته خودش مدت ها انتظارشان را كشیده است. نخستین آلبوم گروه نزدیك به یك ماه پیش با نام The Rising Tied منتشر شد و هرچند رسانه های جریان اصلی موسیقی ناچار بودند كه ویدئوهای گروه را به دلیل شهرت مایك منتشر كنند، اما همگان خوب می دانستند كه با ترانه هایی با پیامی متفاوت روبه رو هستند. در ویدئوهای فورت مینور از رقص دختران و مدال های نقره ای بزرگ بر گردن خواننده های رپ خبری نیست. اعضای گروه پیراهن تیم های بسكتبال و شلوارهای بگی گشاد نمی پوشند. برخلاف زرق و برق جریان اصلی موسیقی هیپ - هاپ، مایك و اعضای گروهش درون ویرانه های تاریك و نمور می خوانند. مایك مستقیم به دوربین خیره می شود و سعی می كند تا از ذهن پرشورش بگوید، از نگرانی هایش و سرمای هوا كه فرصت اندیشیدن را از او و دیگر جوانان آمریكایی گرفته است. آلبوم The Rising Tied، ۱۵ ترانه دارد. یكی از شاخص ترین آنها ترانه ای غم انگیز به نام «كنجی» است. برای كشف این ترانه كافی است كه نگاهی به ریشه و تبار مایك بیندازیم.نام كامل مایك، مایكل كنجی شینودا است. او از پدری ژاپنی و مادری روس - بلغار در كالیفرنیا به دنیا آمده است. ترانه «كنجی» با صدای غمزده مردی آغاز می شود كه می گوید: «پدرم در سال ۱۹۰۵ از ژاپن آمد.او ۱۵ سال داشت در زمانی كه از ژاپن مهاجرت كرد. او، او... او آن قدر كار كرد تا توانست یك مغازه راه بیندازد...» مایك داستان تلخی را آغاز می كند كه گویی جایی در ناخودآگاهش حك شده است. جنگ دوم جهانی آغاز می شود و كنجی، مردی كه سال ها پیش از ژاپن به آمریكا مهاجرت كرده در وضعیت پرتناقضی گرفتار است. بمباران «پرل هاربر» اتفاق می افتد و ژاپنی ها بسیاری از سربازان آمریكایی را می كشند.ایالات متحده نمی تواند از آتش جنگ دور بماند و كشور، یكپارچه پا به جنگی سخت می گذارد. كنجی - شخصیت داستان این ترانه - با برخورد خشن كسانی روبه رو است كه تا دیروز همشهری هایش بودند. از اینجا داستان ناگفته برخورد آمریكایی ها با ژاپنی های مهاجر در آن سال ها روایت می شود.توهین، تحقیر و در نهایت تبعید و طرد از جامعه، به بیان دیگر آمریكایی ها با ژاپنی های مهاجر همان رفتاری را دارند كه در آلمان نازی ، فاشیست ها با یهودی ها دارند. با پایان جنگ، در حالی كه هنوز كمپ های ویژه ژاپنی های مهاجر بسته نشده اند، خانواده كنجی به خانه خود بازمی گردند. همه چیز ویران شده و بر دیوارهای خانه و مغازه كنجی نوشته اند: «شیطان ژاپنی! به خانه ات برگرد». این ترانه با صدای پیرزنی به پایان می رسد كه می گوید: «شوهر من پیش از آنكه كمپ ها بسته شوند از دنیا رفت...» مایك در برابر گمانه زنی روزنامه نگاران كه این داستان را، داستان واقعی پدربزرگ وی خوانده اند سكوت كرده است؛ سكوتی كه بیشتر نشانه ای است بر حقیقی بودن این گمانه زنی. مایك در اجرای این ترانه، با ریتم های پر ضرب هیپ - هاپ، داستان دردناكی را چنان روایت می كند كه شنونده را عمیقاً به فكر فرو برد. «كنجی» تنها ترانه متفاوت او نیست. او در ترانه «سیگارها» ضمن نقل ناكامی هایش در دنیای موسیقی رپ، در مقام منتقد جریان اصلی موسیقی هیپ - هاپ قد علم می كند. موسیقی رقص آوری كه این روزها تنها به مضامین ساده عاشقانه و خوشگذرانی های بی پایان خلاصه شده و به گفته مایك از ریشه های واقعی اش فاصله گرفته است. او در جایی از این ترانه در وصف جریان روز موسیقی هیپ - هاپ می گوید: «این شبیه سیگاركشیدنه، كاریه كه فقط انجام می دم... بذار یه چیزی كه امشب كشف كردم، بهت بگم، رادیوی هیپ - هاپ من مث سیگار ماربوروی لایت می مونه ؛ هر دوتاشون یه چیزی را به یه شكل می فروشن. سیگارها می گن كه خطری ندارن، رپرها ادعا می كنن كه خیلی توپن...» دیگر مدت ها است كه از نقد جدی سیاست های سلطه طلبانه دولتمردان در موسیقی هیپ - هاپ خبری نیست. در برابر این موسیقی، رپ زیرزمینی ایالات متحده نیز مدت ها است كه توسط رسانه های مسلط، سانسور شده است. آنها به سادگی با انگ «چپ افراطی» در همان زیرزمین ها می مانند و كمتر عرصه ای برای انتقال پیام هایشان می یابند. اما مایك شینودا با گروه فورت مینور همان راهی را كه پنج سال پیش با گروه لینكین پارك آغاز كرده بود با صراحتی كم سابقه ادامه داده تا نقشی را ایفا كند كه سال ها آرزویش را داشته است. اگر در ترانه های لینكین پارك، اعتراض و انتقاد جوانان آمریكایی، با ته مایه فلسفی بیشتر آینه تنهایی و خشم یك نسل است، در فورت مینور، برای بیان اعتراض كافی است كه بی واسطه روایت نارضایتی را برای شنونده تصویر كنی. مایك شینودا برای ساختن این تصویر موفق بوده است و آنچه در برابر ما است نیازی به مكمل های نخ نما شده باب طبع بازار ندارد. تنها كافی است كه چشم هایت را ببندی و خط به خط ترانه هایش را گوش كنی؛ او زوایای پنهان دنیای تلخ ما را با دقت نقاشی می كند و كنار هم می چیند.

كاوه حسینی


منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

شهید بهشتی از موسیقی می‌گوید

شهید بهشتی از موسیقی می‌گوید
مطلبی‌ که‌ پیش‌ روی‌ شماست‌، حاوی‌ دو گفتار از شهید آیت‌الله‌ دکتر سید محمد حسینی‌ بهشتی است‌. گفتار نخست‌ درباره‌ حرمت‌ موسیقی‌ است‌ که‌ در سالیان‌ حضور ایشان‌ در آلمان (۱۳۴۹ـ۱۳۴۳) به‌ عنوان‌ امام‌ مسجد و مرکز اسلامی‌ هامبورگ و در پاسخ‌ به‌ پرسشی‌ که‌ از ایشان‌ در این‌باره‌ شده‌ ایراد گردیده‌ است‌. ذکر خدمات‌ آن‌ شهید فرزانه‌ در آن‌ دیار فرصتی‌ مبسوط می‌طلبد، اما نکته‌ شایان ‌توجه‌ این‌ است‌ که‌ یکی‌ از برنامه‌هایی‌ که‌ توسط ایشان‌ انجام ‌می‌شد پاسخ‌ به‌ پرسش‌های‌ مسلمانان‌ مقیم‌ اروپا، اعم‌ از ایرانی و غیر ایرانی‌، به‌صورت‌ حضوری‌، مکاتبه‌ای‌ و یا ارسال‌ نوار صوتی‌ بوده‌ است‌ که‌ این‌ گفتار از این‌ قسم‌ آخر است‌.
گفتار دوم‌ درباره‌ تفریح‌ از دیدگاه‌ اسلام‌ است‌. این‌ گفتاربین‌ سال‌های‌ ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ در اردوی‌ تابستانی‌ مدرسه‌رفاه ایراد شده‌ است‌ و پیش‌ از این‌ نیز توسط بنیاد نشر آثارو اندیشه‌های‌ شهید آیت‌الله‌ دکتر بهشتی در مجموعه ‌مباحث‌ تربیتی‌ ایشان‌ با عنوان‌ نقش‌ آزادی‌ در تربیت‌ کوکان ‌منتشر شده‌ است‌.
● موسیقی‌ از نظر اسلام‌
بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحیم‌
نامه‌ شما رسید. در این‌ نامه‌ درباره‌ چند مطلب‌ سوال‌ کرده ‌بودید که‌ لازم‌ دانستم‌ به‌ این‌ سوالات‌ طی‌ نوار، پاسخ‌ مفصل‌تری‌ بدهم‌. خواهش‌ می‌کنم‌ که‌ نوار را گوش‌ کنید تا اگر باز نکته‌ای‌ به‌ نظرتان‌ رسید بپرسید تا پاسخ‌ بدهم‌ و ضمناً نوار را هم‌ به‌ مرکز اسلامی‌ هامبورگ برگردانید، چون‌ این‌گونه‌ نوارها معمولا اینجا نگهداری‌ می‌شود تا اگر باز کسی‌ از برادران‌ و خواهران‌ مسلمان‌ مشابه‌ این‌ سوالات‌ رامطرح‌ کرد، برای‌ او بفرستیم‌. البته‌ شما می‌توانید از روی ‌نوار کپی‌ بردارید و کپی‌ آن‌ را نگه‌ دارید. اگر وسیله‌ ندارید می‌توانید برای‌ ما نامه‌ بنویسید تا کپی‌ نوار را همین‌جا تهیه ‌کنیم‌ و برایتان‌ بفرستیم‌.
یکی‌ از سوالات‌ شما این‌ است‌ که‌ «نظر اسلام‌ درباره ‌موسیقی‌ چیست‌؟ از چه‌ منبعی‌ در دین‌ این‌ جواب‌ را می‌دهید؟ اگر از قرآن‌ است‌ خواهشمندم‌ آیه‌ آن‌ را نشان ‌دهید.»
قبل‌ از این‌که‌ نظر اسلام‌ را درباره‌ موسیقی‌ توضیح‌ بدهم‌، لازم‌ است‌ این‌ نکته‌ را یادآوری‌ کنم‌ که‌ در آیات‌ قرآن‌ کریم و همچنین‌ در روایات‌، کلمه‌ موسیقی یا موزیک‌ یا معادل‌ آن‌ از کلمات‌ عربی‌ سراغ‌ ندارم‌; در قرآن‌ کریم‌ که‌ قطعاً نیست‌ و در روایات‌ هم‌ تا آنجا که‌ در خاطرم‌ هست‌، سراغ‌ ندارم‌. فقهای‌ ما وقتی‌ می‌خواستند درباره‌ حکم‌ موسیقی‌ در اسلام‌ صحبت‌ کنند، مطلب‌ را تحت‌ عنوان‌ حکم‌ «غنا» در اسلام‌ از یک‌ طرف‌ و همچنین ‌حکم‌ «آلات‌ لهو» از طرف‌ دیگر مطرح‌ کردند. در کتاب‌های‌ فقهی‌، یک‌ جا بحث‌ درباره‌ غنا و در کنار آن ‌بحث‌ درباره‌ آلات‌ لهو دیده‌ می‌شود.
کلمه‌ «لهو» در چند جای‌ قرآن‌ کریم آمده‌ است‌. از جمله‌ در سوره‌ جمعه‌ که‌ شاید شنیده‌ باشید:
و اذا رأوا تجاره‌ أو لهواً انفضوا الیها و ترکوک‌ قائماً(۱)
روش‌ گروهی‌ از مسلمان‌های‌ سست‌ ایمان‌ این‌ بود که‌ در هنگام‌ نماز جمعه‌ و موقعی‌ که‌ پیغمبر(ص‌) مشغول‌ خطبه‌ بود، اگر صدای‌ ساز و نوا در بیرون‌ از مسجد بلند می‌شد یا صدای‌ طبل‌ کاروان‌ تجارتی‌ که‌ از بیرون‌ مکه‌ رسیده‌ بود، به‌ گوششان‌ می‌رسید برای‌ تماشای‌ بساط طربی‌ که‌ آنجا بود یا برای‌ این‌که‌ فرصت‌ از دستشان‌ نرود برای‌ معامله‌ با کاروان‌، قبل‌ از این‌که‌ دیگران‌ به‌ این‌ قافله‌ و کاروان‌ تجاری‌ برسند از پای‌ خطبه‌ پیغمبر(ص‌) که‌ در نماز جمعه‌ ایراد می‌کرد پا می‌شدند و می‌رفتند. در این‌ آیه‌ از این‌ افراد انتقاد شده‌ است‌ و می‌افزاید:
قل‌ ما عندالله‌ خیر من‌ اللهو و من‌ التجاره‌ والله‌ خیر الرازقین‌.
شما نباید به‌ عنوان‌ تجارت‌ و کارهای‌ تجارتی‌ یا به‌ عنوان‌ تفریح‌ و سرگرمی‌ از پای‌ خطبه‌ پیغمبر در نماز جمعه ‌بلند شوید و بروید; زیرا سودی‌ که‌ خدا در سنت‌های‌ خود برای‌ مردم‌ با ایمان‌ و درستکار مقدر و مقرر کرده‌، به ‌مراتب‌ از سودی‌ که‌ شما از حضور در مراسم‌ شادی‌ و طرب‌ و یا لهو و سرگرمی‌ یا پیشدستی‌ در تجارت‌ یا کاروان‌ تازه‌ رسیده‌ نصیبتان‌ می‌شود، بیشتر است‌.
غالباً این‌طور گفته‌اند که‌ منظور از لهو در اینجا همان‌ صدای‌ شیپور و نقاره و طبل و اینجور چیزهایی‌ بوده‌ که ‌کاروان‌های‌ تجارتی‌ معمولا وقتی‌ از بیرون‌ وارد شهر می‌شدند، می‌زدند تا مردم‌ خبر بشوند که‌ این‌ قافله‌ تجارتی ‌وارد شهر شده‌ و برای‌ معامله‌ با قافله‌ بیایند. عده‌ای‌ از مردم ‌برای‌ تماشا و سرگرمی‌ می‌رفتند و خود این‌ سر و صداها و علاوه‌ بر این‌ اصلا دیدن‌ و تماشای‌ قافله‌ یک‌ سرگرمی‌ بود. یک‌ عده‌ هم‌ برای‌ تجارت‌ و معامله‌ می‌رفتند. این‌ همان‌ چیزی‌ است‌ که‌ حتی‌ امروز هم‌ هست‌. می‌دانید که‌ هنوز هم‌ در جاهای‌ کوچک‌ وقتی‌ می‌خواهند چیزهای‌ کهنه‌ را بخرند، زنگ می‌زنند تا نشان‌ بدهند که‌ برای‌ خرید آمده‌اند.
اما از این‌ آیه‌ نمی‌شود برای‌ حرام‌ بودن‌ موسیقی‌ و حرام ‌بودن‌ لهو استفاده‌ کرد. حتی‌ می‌شود گفت‌ که‌ آیه‌ در صدد این‌ است‌ که‌ بگوید چرا اینها نماز پیغمبر را ترک‌ کردند و رفتند، همین‌طور که‌ با استفاده‌ از این‌ آیه‌ نمی‌شود گفت‌ که‌ تجارت‌ حرام‌ است‌.
در چند آیه‌ دیگر از قرآن‌ کلمه‌ «اللغو» آمده‌ و بعضی‌ از فقها «لغو» را هم‌ همان‌ «لهو» معنی‌ کرده‌اند و در آن‌ آیات‌ هم‌ از لغو نکوهش‌ شده‌ اما باز در حرام‌ بودن‌ لهو استفاده‌ نمی‌شود.
در سوره‌ مومنون‌ در آیه‌ سوم‌ در صفات‌ مومنان‌ گفته ‌می‌شود:
والذین‌ هم‌ عن‌ اللغو معرضون‌.
آنها کسانی‌ هستند که‌ از لغو یعنی‌ از لهو اعراض‌ می‌کنند. «لغو یعنی‌ بیهوده‌ و لهو یعنی‌ سرگرمی‌. مومنان‌ کسانی‌ هستند که‌ از بیهوده‌ روی‌ می‌گردانند.»
در آیه‌ ۷۲ از سوره‌ فرقان‌ در صفات‌ بندگان‌ پاک‌ گفته ‌می‌شود:
والذین‌ لا یشهدون‌ الزور و اذا مروا باللغو مروا کراماً.
آنها که‌ به‌ باطل‌ شهادت‌ نمی‌دهند و یا در مجالس‌ باطل‌ شرکت‌ نمی‌کنند و وقتی‌ که‌ از کنار لغو می‌گذرند با بزرگواری‌ از کنار آن‌ می‌گذرند.
یا در آیه‌ ۵۵ از سوره‌ قصص‌:
و اذا سمعوا اللغو اعرضوا عنه‌
وقتی‌ که‌ لغو به‌ گوش‌ آنها می‌خورد اعراض‌ می‌کنند و روی‌ می‌گردانند.
این‌ آیات‌، خواه‌ «لغو» به‌ معنی‌ «لهو» و خواه‌ «لغو» به‌معنی‌ «لغو» باشد و یا اصلا معنی‌ مستقلی‌ داشته‌ باشد، ظاهر مطلب‌ این‌ است‌ که‌ از این‌ آیات‌ در اثبات‌ حرمت‌ موسیقی‌ نمی‌توان‌ استفاده‌ کرد.
بنابراین‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ در آیات‌ قرآن‌ کریم‌ آیه‌ای‌ که ‌بتوانیم‌ از آن‌ حرمت‌ موسیقی‌ و به‌طور کلی‌ حتی‌ حرمت‌ لغو و حتی‌ حرمت‌ غنا را استفاده‌ کنیم‌، موجود نیست‌.
این‌ درباره‌ آیات‌. اما درباره‌ روایات‌. روایات‌ بسیاری‌ درباره‌ غنا هست‌ که‌ از این‌ روایات‌ کم‌ و بیش‌ برای‌ حرمت‌ غنا استفاده‌ می‌شود. روایاتی‌ هم‌ درباره‌ ساز زدن‌، تنبور زدن‌ و اینجور چیزها هست‌ که‌ به‌ آنها آلات‌ طرب‌ و آلات‌ لهو گفته‌ می‌شود. این‌ روایات‌ هم‌ کم‌ و بیش‌ بر حرام‌ بودن‌ استفاده‌ از این‌ وسایل‌ دلالت‌ می‌کند و این‌ روایات‌ هم‌ در میان‌ کتب‌ شیعه و هم‌ در کتب‌ اهل‌ سنت موجود می‌باشد. درباره‌ این‌ روایات‌ باید اجمالا گفت‌ که‌ این‌ روایات‌ می‌خواهد بگوید غنا و همچنین‌ استفاده‌ از آلات‌ طرب‌ از قبیل‌ ویلن و انواع‌ دیگر سازها مانند تار و تنبک‌، حرام ‌است‌.
بعضی‌ از فقها این‌طور استنباط کرده‌اند که‌ این‌ روایات‌ نمی‌خواهد بگوید که‌ موسیقی‌ به‌ طور کلی‌ حرام‌ است‌ بلکه ‌این‌ها می‌خواهد بگوید، این‌ بساط مجالس‌ لهو و لعب‌، این‌بساط مجالس‌ خوشگذارنی‌ که‌ در زمان‌ امامان‌ معصوم‌(ع‌) و در زمان‌ پیشوایان‌ اسلامی‌ در خانه‌های‌ ثروتمندان‌، حکام‌، فرمانداران‌، صاحبان‌ ثروت‌ و قدرت‌ معمول‌ بوده‌، مجموعاً حرام‌ است‌. در حقیقت‌ این‌ روایات‌ درصدد بیان ‌حرمت‌ آن‌ سبک‌ موسیقی‌ و آن‌ سبک‌ مجالس‌ عیاشی‌ که‌ در زمان‌ پیشوایان‌ دینی‌ ما در خانه‌ها و در محل‌ زندگی‌ بسیاری‌ از اشراف‌ و ثروتمندان‌ معمول‌ بوده‌، می‌باشد. و این‌ مجالس‌، مجالسی‌ بوده‌ که‌ در آن‌ خوانندگی‌ به‌ عنوان ‌نمک‌ آش‌ استفاده‌ می‌شده‌، یعنی‌ خوانندگی‌ و نوازندگی ‌برای‌ تشویق‌ شرکت‌ کنندگان‌ به‌ گناهان‌ دیگر بوده‌ است‌. اصلا این‌ نوع‌ خوانندگی‌ و نوازندگی‌ به‌ این‌ معنا که‌ در آن ‌مجالس‌ زنان‌ با مردان‌ شرکت‌ می‌کردند و مجالس‌، مجالس‌ عیاشی‌، هوسرانی‌، هرزگی‌، زنا، فسق‌ و فجور بوده‌ و ترانه‌هایی‌ که‌ تشویق‌ کننده‌ به‌ این‌ کار بوده‌، حرام‌ است‌.
بنابراین‌ خلاصه‌ مطلب‌ چنین‌ است‌: آوازه ‌خوانی‌ حرام‌ نیست‌ و هر نوازندگی‌ حرام‌ نیست‌. آن‌ نوع‌ از آوازه‌ خوانی ‌و آن‌ نوع‌ از نوازندگی‌ که‌ شنونده‌ یا حاضران‌ در یک‌ مجلس‌ را به‌ گناه‌ می‌کشاند و اهتمام‌ آنها را به‌ رعایت‌ قوانین‌ پاکی‌ و تقوی‌ ضعیف‌ می‌کند و اراده‌ آنها را برای ‌گناه‌ نکردن‌ و به‌ گناه‌ آلوده‌ نشدن‌ سست‌ می‌کند و آنها را به ‌شرکت‌ در فساد و گناه‌ تشویق‌ می‌کند، این‌ نوع‌ موسیقی‌ حرام‌ است‌. اما اگر آوازه‌خوانی‌ یا حتی‌ موسیقیی‌ هست‌ که‌ این‌ اثر را ندارد، حرام‌ نیست‌. این‌ رأی‌ برخی‌ دیگر از دانشمندان‌ و فقهاست‌ که‌ این‌ روایات‌ را این‌طور فهمیده‌اند. بنابراین‌ درباره‌ موسیقی‌ در اسلام‌ می‌توان‌ این‌طور گفت‌ که ‌هر نوع‌ آوازه ‌خوانی‌ و هر نوع‌ موسیقی‌ که‌ شنونده‌ را به ‌شهوترانی‌ و مخصوصاً به‌ بی‌پروایی‌ در گنه‌کاری‌ می‌کشاند و شنونده‌ را برای‌ ارتکاب‌ فسق‌ و فجور و کارهای‌ خلاف‌ عصمت‌ و پاکی‌ و تقوی‌ بی‌پروا می‌کند و انگیزه‌های‌ شهوت‌ را در او چنان‌ برمی‌انگیزد تا در ارتکاب‌ گناه‌، خدا، قانون‌ خدا، تعالیم‌ پیغمبران‌، رعایت‌ پاکی‌ و تقوی‌ و رعایت‌ ارزش‌های‌ عالی‌ انسانی‌ را ولو موقتاً فراموش‌ کند در اسلام‌ حرام‌ است‌. این‌ قدر مسلم‌ است‌. اما نمی‌شود گفت‌ که‌ آوازه ‌خوانی‌ها و موسیقی‌های‌ دیگر به‌طور مسلم‌ در اسلام ‌حرام‌ شده‌ است‌.
حالا توجه‌ می‌کنید به‌ این‌که‌ حتی‌ کلمه‌ لهو و به ‌خصوص‌ کلمه‌ لغو هم‌ چقدر با این‌ نوع‌ موسیقی‌ مناسب‌ است‌. در کلمات‌ فقها گفته‌ می‌شود: اللهو ما ینهی‌ عن‌ ذکرالله‌ «لهو آنی‌ است‌ که‌ آدمی‌ را از یاد خدا غافل‌ کند».
این‌ «از یاد خدا غافل‌ کردن‌»، می‌خواهد مرحله‌ خاصی ‌از غفلت‌ از یاد خدا را بیان‌ کند و آن‌ مرحله‌ خاص‌ این‌ است‌ که‌ آدم‌ با ایمان‌، هر وقت‌ با گناهی‌ و لغزشی‌ روبه‌رو می‌شود، خودبخود به ‌یاد خدا می‌افتد. این‌که‌ چون‌ این‌ کار حرام‌ است‌ و خدا گفته‌ نکن‌، پس‌ نکنم‌. این‌ حالت‌ که‌ برای‌ یک‌ انسان‌ با ایمان‌ در برخورد با گناه‌ دست‌ می‌دهد یکی‌ از ضامن‌های‌ موثر در حفظ پاکی‌ و فضیلت‌ در مردم‌ است‌.
اصلا یکی‌ از مهمترین‌ ارزش‌های‌ ایمان‌ این‌ است‌ که‌ ایمان‌ پلیس‌ باطن‌ است‌. وقتی‌ انسان‌ تک‌ و تنها هم‌ نشسته‌ و با گناهی‌ روبه‌رو می‌شود، ایمان‌ درونی‌ و وجدان‌ الهی‌ بر او نهیب‌ می‌زند که‌ خدا ناظر اعمال‌ توست « نکن» این‌ نوع‌ توجه‌ به‌ خدا از مهمترین‌ ارزش‌های‌ تربیت‌های‌ دینی‌ است‌.
بنابراین‌ خودبه‌خود آن‌ نوع‌ موسیقی‌ و آن‌ نوع‌ از آوازه‌خوانی‌ که‌ در آدمی‌ این‌ توجه‌ را ضعیف‌ کند تا آن ‌حد که‌ انسان‌ وقتی‌ با گناه‌ روبه‌رو می‌شود اصلا دیگر یادش‌ نباشد که‌ خدایی‌ هست‌ و بی‌پروا گناه‌ کند و حتی‌ با شوق‌ و رغبت‌ به‌ گناه‌ آلوده‌ شود، البته‌ حرام‌ است‌. من‌ فکر می‌کنم ‌که‌ اگر هیچ‌ آیه‌ و هیچ‌ روایتی‌ هم‌ در این‌باره‌ نبود و فقط ما بودیم‌ و تعالیم‌ اسلام‌ و بلکه‌ تعالیم‌ ادیان‌ درباره‌ ارزش‌ ایمان‌، استنباط می‌کردیم‌ که‌ این‌ نوع‌ موسیقی‌ حرام‌ است‌.
خلاصه‌ می‌کنم‌: بسیاری‌ از ترانه‌هایی‌ که‌ مخصوصاً زن‌های‌ ترانه‌خوان‌ می‌خوانند، وقتی‌ در مجلسی‌ خوانده ‌می‌شود و عده‌ای‌ را در ارتکاب‌ گناه‌ بی‌اختیار می‌کند، این ‌نوع‌ آوازه‌خوانی‌ و ترانه‌خوانی‌ حرام‌ است‌. بنابراین‌ آن‌ نوع‌ موسیقی‌ها، آن‌ نوع‌ ترانه‌ها، نوازندگی‌ها و خوانندگی‌ها که ‌در شنونده‌ این‌ اثر را بگذارد که‌ او را در ارتکاب‌ گناه ‌بی‌پروا کند به ‌طوری‌ که‌ در برخورد با گناه‌ اصلا یاد خدا نباشد یا یاد خدا برایش‌ آنقدر ضعیف‌ شده‌ باشد که‌ او را نتواند از گناه‌ باز بدارد و این‌ ضعف‌ و این‌ تضعیف‌ یاد خدا نتیجه‌ این‌ خوانندگی‌ و نوازندگی‌ باشد، چنین‌ خوانندگی‌ و چنین‌ نوازندگی‌ که‌ این‌ اثر تضعیف‌ کننده‌ ایمان‌ و پروای‌ از گناه‌ را داشته‌ باشد، حرام‌ است‌.
این‌ را می‌توان‌ به ‌عنوان‌ نظر قطعی‌ اسلام‌ درباره‌ موسیقی‌ گفت‌. اما آیا هر نوع‌ خواندن‌ و هر نوع‌ نواختن‌ که‌ این‌ اثر را نداشته‌ باشد، به‌ صرف‌ این‌که‌ خوانندگی‌ است‌، می‌توان ‌گفت‌ حرام‌ است‌ یا نه‌ مورد تردید است‌. قدر مسلم‌ این‌ است‌ که‌ از مسلمات‌ اسلام‌ نیست‌ و آن‌ را به‌ حساب‌ رأی‌ همه‌ علمای‌ اسلام و فقهای‌ اسلام و حتی‌ رأی‌ همه‌ فقهای‌ شیعه ‌هم‌ نمی‌شود گذاشت‌. این‌ها مطالبی‌ است‌ که‌ فعلا تا این‌ حد درباره‌ موسیقی می‌توانم‌ بگویم‌.
الان‌ کتابی‌ که‌ با این‌ منطق‌، مطلب‌ را تجزیه‌ و تحلیل ‌کرده‌ باشد به‌ خاطر ندارم‌. اگر در آینده‌ چنین‌ کتابی‌ دیدم ‌برای‌ مطالعه‌ شما خواهم‌ فرستاد.
● تفریح‌ از دیدگاه‌ اسلام
به‌ استناد برخی‌ از روایات‌ صوفیانه‌ که‌ نمی‌توانند هیچ‌ ارتباط اصیلی‌ با قرآن کریم‌ و با پیشوایان‌ اسلام‌ داشته ‌باشند، قرنهای‌ متمادی‌ تفریح‌ کردن‌، نشاط در زندگی‌ داشتن‌ و امثال‌ اینها را برای‌ یک‌ مسلمان‌ ارزنده‌ نقطه ‌ضعف‌ معرفی‌ می‌کرده‌اند. راه‌ دوری‌ نرویم‌; یادم‌ می‌آید که‌ حدود چهارده‌ ـ پانزده‌ ساله‌ و در آغاز دوران‌ بلوغ ‌بودم‌ و تحصیلات‌ علوم‌ اسلامی‌ را هم‌ تازه‌ شروع‌ کرده‌ بودم‌، به‌ حکم‌ آن‌ نشاط و شادابی‌ که‌ انسان‌ در آن‌ سن‌ دارد، پیش‌ یا بعد از مباحثه‌ و پیش‌ یا بعد از درس‌، دوستان ‌می‌گفتند، می‌خندیدند، و می‌گفتیم‌ و می‌خندیدیم‌. یکی‌ از رفقا با من‌ هم‌ مباحثه‌ بود ولی‌ سن‌ او از من‌ چند سال‌ بیشتر بود و شاید در آن‌ موقع‌ بیست‌ و یکی‌ دو سال‌ داشت‌. او بازار را رها کرده‌ و به‌ تحصیل‌ علوم‌ اسلامی‌ رو آورده‌ بود و بزرگ‌ شده‌ در جلسات‌ مذهبی‌ معمولی‌، مثل‌ هیئتها بود. وقتی‌ ما می‌خندیدیم‌ ایشان‌ می‌گفت‌ فلانی‌، حالا که‌ آغاز دوران‌ تحصیل‌ علوم‌ اسلامی‌ است‌ بهتر است‌ که‌ خودمان‌ را عادت‌ بدهیم‌ که‌ نخندیم‌، یا کمتر بخندیم‌. گفتم‌، چرا؟ گفت‌خوب‌، آیه‌ قرآن است‌: «فلیضحکوا قلیلا و لیبکو اکثیراً»(۳); کم‌ بخندند و زیاد بگریند. در آن‌ موقع‌ که‌ ایشان ‌این‌ آیه‌ و یکی‌ دو حدیث‌ به‌ این‌ مناسبت‌ می‌خواند، من ‌فکر نکردم‌ که‌ بروم‌ مطالعه‌ کنم‌. آغاز دوران‌ تحصیل‌ بود و آن‌ موقع‌ اصولا آدم‌ به‌ این‌ فکر نمی‌افتد که‌ هنوز مطالعات‌ و معلوماتش‌ خیلی‌ محدود است‌. فکر نکردم‌ که‌ بروم ‌مطالعه‌ کنم‌، ریشه‌ کار را در بیاورم‌ تا ببینم‌ این‌ آقا چه‌ منظوری‌ دارد.
البته‌ عین‌ این‌ جمله‌ در قرآن هست‌. به‌ او گفتم‌، بالاخره‌ به‌ من‌ بگو ببینم‌، آیا خندیدن‌ کار حرامی‌ است‌ یا نه‌؟ گفت‌ نه‌، حرام‌ نیست‌; ولی‌ خوب‌، بهتر است‌ یک‌ مسلمان‌ زبده‌ ورزیده‌ نخندد. گفتم‌ حالا که‌ حرام ‌نیست‌، من‌ می‌خندم! برای‌ اینکه‌ فطرت‌ من‌ نمی‌تواند این‌ تعلیم‌ را فعلا بپذیرد و چون‌ تعلیم‌ مربوط به‌ واجب‌ و حرام ‌نیست‌، باشد تا بعد ببینم‌ چه‌ می‌شود. چند سالی‌ گذشت‌. مطلب‌ از خاطر من‌ رفته‌ بود. این‌ مسأله‌ اولین‌ مطلبی‌ بود که‌ من‌ به‌ صورت‌ مستقل‌ براساس‌ قرآن و کتاب‌ و سنت ‌مطالعه‌ای‌ تحقیقی‌ را درباره‌اش‌ شروع‌ کرده‌ بودم‌. به ‌مناسبت‌ آن‌ مطلب‌ بنا گذاشتم‌ یک‌ بار قرآن را از اول‌ تا آخر با دقت‌ و به‌ صورت‌ کتابی‌ که‌ می‌خواهم‌ برای‌ من‌ کتابی‌ علمی‌ باشد، بررسی‌ کنم‌. تا آن‌ موقع‌ قرآن‌ و نیز این‌ آیه‌ را مکرر خوانده‌ بودم‌، اما مثل‌ این‌ خواندنهای‌ معمولی‌، بی‌توجه‌ از آن‌ گذشته‌ بودم‌. این‌ بار که‌ بنا داشتم‌ به ‌خاطر بررسی‌ یک‌ مسأله‌ اسلامی‌ قرآن‌ را از اول‌ تا آخر با دقت‌ مطالعه‌ کنم‌، به‌ این‌ آیه‌ رسیدم‌. دیدم‌ عجب! این‌ آیه ‌در قرآن‌ هست‌، صحیح‌ است‌، اما مطلب‌ درست‌ در نقطه ‌مقابل‌ آن‌ مطلبی‌ است‌ که‌ آن‌ آقا از آن‌ فهمیده‌ بود. مطلب ‌این‌ است‌ که‌ پیغمبر دستور صادر کرده‌ بود که‌ تمام‌ نیروهای‌ قابل‌، برای‌ شرکت‌ در مبارزه‌ علیه‌ کفار و مشرکینی‌ که‌ به ‌سرزمین‌ اسلامی‌ هجوم‌ آورده‌ بودند بسیج‌ شوند. برای‌ یک‌ بسیج‌ عمومی‌ فرمان‌ صادر کرده‌ بودند. عده‌ای‌ با بهانه‌های‌ مختلف‌ از شرکت‌ در این‌ لشکرکشی‌ خودداری‌ و از فرمان‌ بسیج‌ خدا و پیغمبر تخلف‌ کرده‌ بودند.
حالا این‌ آیات‌ قرآن می‌گوید، لعنت‌ خدا باد بر این‌ کسانی‌ که‌ دیدند پیغمبر با انبوه‌ مسلمانها به‌ میدان‌ نبرد می‌رود، اما باز هم‌ زندگی ‌دوستی‌، آنها را وادار کرد از فرمان‌ خدا و رسول ‌تخلف‌ کنند و بمانند. لعنت‌ خدا بر آنها باد! محروم‌ باد این‌گروه‌ از رحمت‌ حق! به‌ دنبال‌ آن‌ و به‌ عنوان‌ یک‌ نفرین‌ می‌گوید: از این‌ پس‌ این‌ گروه‌ نافرمان‌ کم‌ بخندد و زیاد بگرید. این‌ را به‌ عنوان‌ یک‌ کیفر و نفرین‌ بر این‌ گروه‌ نافرمان‌ می‌گوید. به‌ کیفر این‌ تخلف‌ از فرمان‌ خدا و رسول از این‌ پس‌ کم‌ بخندند و زیاد بگریند. خنده‌ در زندگی‌ آنها کم‌ باد و گریه‌ در زندگی‌ آنها فراوان‌ باد! حالا شما از این‌ آیه‌ چه‌ می‌فهمید؟ می‌فهمید که‌ از دید اسلام‌ زندگی‌ با نشاط، نعمت‌ و رحمت‌ خداست‌ و زندگی‌ توأم‌ با گریه‌ وزاری‌ و ناله‌، خلاف‌ رحمت‌ و نعمت‌ خداست‌. خدا در مقام نفرین‌ یا در مقام‌ نکوهش‌ از این‌ تخلف‌ می‌گوید، به‌ کیفر این‌ تخلف‌، از این‌ پس‌ از نعمت‌ خنده‌ و نشاط فراوان ‌کم‌ بهره‌ باشید و همواره‌ گریان‌ و مصیبت‌زده‌ و غمزده‌ زندگی‌ کنید. این‌ نوع‌ استنباطهای‌ نابجا و تلقین‌ آن‌ به ‌مسلمانان‌، به‌ اضافه‌ عوامل‌ دیگر، سبب‌ شد که‌ توجه‌ جامعه ‌ما به‌ مسأله‌ تفریح‌ کم‌ باشد.
● وجه‌ نیاز به‌ تفریح‌
دوست‌ عزیز ما آقای‌ رسائی در ضمن‌ صحبتی‌ که‌ در زمینه ‌تفریحات‌ سالم‌ می‌کردند، تفریح‌ را محدود کردند به‌ اینکه‌ آدم‌ تفریح‌ را به‌ این‌ منظور بکند که‌ قوای‌ تازه‌ به‌ دست‌ بیاورد و برای‌ میدان‌های‌ جدی‌ زندگی‌، تازه ‌نفس‌ شود. من‌ می‌خواهم‌ عرض‌ کنم‌، تا آن‌ جا که‌ من‌ در اسلام‌ در زمینه ‌این‌ مسأله‌ مطالعه‌ کرده‌ام‌ ــ البته‌ هنوز مطالعات‌ به‌ آن‌ حد نصاب‌ دلخواه‌ نرسیده‌، گر چه‌ از مطالعات‌ معمولی‌ خیلی ‌وسیعتر است‌ ــ اصولا تفریح‌ یکی‌ از نیازهای‌ زندگی‌ انسان‌ است‌. یعنی‌ نه‌ فقط به‌ عنوان‌ تجدید قوا، بلکه‌ اصولا به‌ عنوان‌ یکی‌ از نیازهای‌ اصلی‌ مطرح‌ است‌. ملاحظه‌ کنید، انسان‌ غذا می‌خورد. هدف‌ از خوردن‌ غذا از نظر طبیعت ‌این‌ است‌ که‌ بدل‌ ما یتحلل‌ باشد; یعنی‌ آن‌ مقدار از کالری‌ و انرژی‌ که‌ بدن‌ مصرف‌ کرده‌ مجدداً از راه‌ خوردن‌ غذا تولید شود. این‌ یک‌ نیاز طبیعی‌ است‌ که‌ هدفش‌ تأمین‌ قوای‌ تحلیل‌ رفته‌ است‌; اما یک‌ نیاز طبیعی‌ است‌ نه‌ ارادی‌. تفریح ‌برای‌ انسانها یک‌ چنین‌ حالتی‌ دارد; یک‌ نیاز طبیعی‌ است‌ نه‌ یک‌ نیاز ارادی‌. یعنی‌ انسان‌ خودبخود احساس‌ می‌کند وقتی‌ در زندگی‌ آبش‌ بجا باشد، نانش‌ بجا باشد، کارش‌ بجا باشد، خانه‌اش‌ بجا باشد، زن‌ و فرزندش‌ بجا باشد، همه‌ اینها بجا باشد، اصولا به‌ یک‌ نوع‌ تفریح‌ نیز نیاز دارد. تفریح‌ حاجتی‌ است‌ از حاجات‌ زندگی‌. خدای‌ آفریدگار طبیعت‌ و نظام‌ طبیعت‌ خواسته‌ است‌ آدمی‌ با احساس‌ احتیاج‌ به ‌تفریح‌ همواره‌ نشاط زنده‌ ماندن‌ و زندگی‌ کردن‌ داشته ‌باشد. بنابراین‌، می‌خواهم‌ این‌ مسأله‌ را موکدتر، جدی‌تر واصیل‌تر تلقی‌ کنید.
اصولا تفریح‌ یکی‌ از نیازهای‌ طبیعی‌ بشر است‌ و یک‌ نظام‌ اجتماعی‌ و مکتب‌ زندگی‌ باید برای‌ ارضای‌ این‌خواسته‌ طبیعی‌ فکری‌ کند. چه‌ کسی‌ می‌تواند درباره‌ اسلام‌ بگوید اسلام‌ دین‌ غم‌ و اندوه‌ و گریه‌ و زاری‌ و بی‌نشاطی ‌است‌ در حالی‌ که‌ قرآن با صراحت‌ می‌گوید: «قل‌ من‌ حرم ‌زینه‌ الله‌ التی‌ اخرج‌ لعباده‌ و الطیبات‌ من‌ الرزق‌، قل‌ هی‌للذین‌ آمنوا فی‌ الحیاه‌ الدنیا خالصه‌ یوم‌ القیامه‌»(۴) اصلا درست‌ به‌ عکس‌ است‌. اسلام‌ دین‌ نشاط است‌. این‌ آیه ‌قرآن‌ از محکمات‌ قرآن و صریح‌ است‌. این‌ آیه‌ در سالهای‌ آخر بعثت‌، و حتی‌ در سالهای‌ آخر هجرت‌ نازل‌ شده‌است‌. می‌گوید: ای‌ پیغمبر در برابر کسانی‌ که‌ بسیاری‌ از مواهب‌ زندگی‌ را تحریم‌ می‌کردند اعلام‌ کن‌ و بگو چه‌ کسی‌ زینت‌ و آرایش‌ و زیبایی‌هایی‌ را که‌ خداوند از درون ‌طبیعت‌ برای‌ بندگانش‌ بیرون‌ کشیده‌ حرام‌ کرده‌ است‌؟ چه‌ کسی‌ روزیهای‌ پاک‌، مواهب‌ پاک‌، مواهبی‌ را که‌ انسان‌ از آنها لذت‌ مشروع‌ و صحیح‌ می‌برد، حرام‌ کرده‌ است‌؟ بگو این‌ مواهب‌، این‌ روزی‌های‌ پاک‌، این‌ زیبایی‌ها، برای‌ مردم ‌با ایمان‌ در همین‌ زندگی‌ دنیاست‌. در زندگانی‌ جاوید و آخرت‌ هم‌ همین‌ زیباییها و همین‌ مواهب‌ برای‌ مردم ‌با ایمان‌ است‌، با یک‌ تفاوت‌. و آن‌ تفاوت‌ این‌ است‌ که‌ در این‌ دنیا زیبایی‌ها به‌ زشتی‌ها آمیخته‌ و آلوده‌ است‌; شادیها به‌ غم‌ آلوده‌ و آمیخته‌ است‌; ولی‌ در دنیای‌ دیگر، در روز رستاخیز، این‌ زیباییها و این‌ مواهب‌ پاک‌ برای‌ مردم‌ با ایمان ‌به‌ صورت‌ خالص‌ وجود دارد.
ملاحظه‌ کنید، اگر انسان‌ بخواهد به‌ عنوان‌ جهان‌ بینی‌اسلامی‌ بگوید اسلام‌ در زمینه‌ لذت‌ و نشاط در زندگی‌ چه ‌نظری‌ دارد و این‌ آیه‌ قرآن کریم‌ را جلوی‌ خود بگذارد چه ‌می‌فهمد؟ می‌فهمد اسلام اصولا به‌ بهره‌مند شدن‌ از زیبایی‌ها، مواهب‌ زندگی‌ و عوامل‌ نشاط آور اهمیت‌ می‌دهد. طبیعی‌ است‌ که‌ در این‌ دنیا خداوند نشاط و شادی‌ را با غم‌ همراه‌ قرار داده‌ است‌. نشاط و شادی‌ خالص‌ در دسترس‌ هیچ‌ کس‌ نیست‌، ولی‌ در حدودی‌ که‌ قوانین‌ و حق‌ و عدالت‌ اجازه‌ می‌دهد، مردم‌ با ایمان‌ می‌توانند از آن‌ بهره‌مند شوند و متعلق‌ آنهاست‌. «قل‌ هی‌ للذین‌ آمنوا فی‌ الحیاه‌ الدنیا»; مال‌ مردم‌ با ایمان‌ است‌. ولی‌ به‌ شما مردمی‌ که‌ علاقه‌ به‌ نشاط دارید می‌گوییم‌ که‌ اگر نشاط خالص‌ در این ‌زندگی‌ دنیا میسر نیست‌، در روز رستاخیز، پیش‌ خدا، برای ‌مردم‌ با ایمان‌ پاک‌ عمل‌، این‌ آرزوی‌ دیرین‌ که‌ در این‌ جهان ‌هیچ‌ دستی‌ به‌ او نمی‌رسد، در آن‌ جهان‌ به‌ او می‌رسد، به ‌شرط ایمان‌ و نکوکاری‌. آیا با چنین‌ مطلبی‌ می‌توان‌ گفت‌ که ‌اسلام‌ نشاط را بی‌ارزش‌ تلقی‌ کرده‌ است‌؟ بیش‌ از چند صد آیه‌ از قرآن کریم‌، مردم‌ مسلمان‌ را به‌ ایمان‌ و راستی‌ و درستکاری‌ دعوت‌ می‌کند و به‌ آنها می‌گوید اگر در این‌ دنیا روی‌ حساب‌ زندگی‌ کردید، پاک‌، با عدالت‌، با پاکی‌ و درستی‌، با ایمان‌ صحیح‌، آن‌ وقت‌ به‌ شما بهشت‌ می‌دهیم‌. مگر صدها آیه‌ قرآن مردم‌ با ایمان‌ را به‌ بهشت‌ وعده‌ و نوید نمی‌دهد؟ خوب‌، بهشت‌ چیست‌؟ تابلویی‌ که‌ قرآن از بهشت‌ ترسیم‌ می‌کند، یک‌ زندگی‌ سراسر نشاط و بهره‌مند از تمام‌ زیبایی‌های‌ خالص‌ و پاک‌ را نشان‌ می‌دهد. مگر تابلویی‌ که‌ قرآن‌ از بهشت‌ ترسیم‌ می‌کند، غیر از این‌ است‌؟ باغهای‌ زیبای‌ باصفا، پر از انواع‌ میوه‌ها و گلها، بر بستر آن ‌باغ‌ جویهای‌ روان‌، آبهای‌ زلال‌ روان‌، بهترین‌ آبهای‌ آشامیدنی‌، بهترین‌ همسران‌، بهترین‌ پذیرایی ‌کنندگان‌، بهترین‌ تخت‌های‌ آرمیدن‌ و آسایش‌ کردن‌، زیباترین ‌بسترها از نرمترین‌ و چشم‌گیرترین‌ پارچه‌ها ـ «فیها ما تشتهیه ‌الانفس‌ و تلذ الاعین»(۵). آنچه‌ چشمها از دیدنش‌ لذت‌ می‌برد (با کلمه‌ لذت‌)، و آنچه‌ دل‌ می‌خواهد (با کلمه‌ اشتها و شهوت‌). آیا مذهبی‌ که‌ به‌ مردم‌ با ایمان‌ و درستکار می‌گوید سرانجام‌ پاداش‌ شما در دنیای‌ جاوید چنین‌ زندگانیی‌ است‌، می‌تواند مذهبی‌ ضد نشاط باشد؟ همین ‌مذهب‌ و کتاب‌ است‌ که‌ می‌گوید این‌ بهره‌مندیها در این‌ زندگی‌ دنیا برای‌ مردم‌ با ایمان‌ هست‌، گرچه‌ خالص‌ نیست‌; مثل‌ همه‌ چیزهای‌ دیگر به‌ طور طبیعی‌ به‌ ناکامی‌ها آغشته ‌است‌.
● رابطه‌ لذت‌ با نشاط
من‌ واقعاً هنوز نتوانسته‌ام‌ به‌ صورت‌ علمی‌ این‌ را به‌ دست‌ بیاورم‌ که‌ با چه‌ جرأتی‌ قرنها به‌ مسلمانها بی‌نشاطی‌ در زندگی‌ را تلقین‌ می‌کردند؟ از بزرگترین‌ امتیازات‌ اسلام‌ این ‌است‌ که‌ بگوییم‌: دین‌، فطرت‌ است‌. فطرت‌ یعنی‌ چه‌؟ ارتباط فطرت‌ را با نشاط، در این‌ گفتاری‌ که‌ از مولای ‌متقیان‌ امیر مومنان‌ علی (ع‌) در نهج‌البلاغه نقل‌ شده‌ است ‌بیان‌ می‌کنم‌.
در نهج‌البلاغه‌ نقل‌ می‌کند که‌ مولا روزی‌ به‌ خانه‌ یکی‌ از دوستانش‌ قدم‌ نهاد. دید خانه‌ وسیعی‌ دارد. به‌ او فرمود: هان! در این‌ دنیا چنین‌ خانه‌ وسیعی‌ می‌خواهی‌ چه‌ کنی‌؟ آیا در روز قیامت‌ بدین‌ خانه‌ محتاجتر نبودی‌؟ اول‌ امام‌ این‌ مطلب‌ را گفت‌; بعد برای‌ اینکه‌ آن‌ فرد اشتباه‌ نکند، فرمود: هان‌، اشتباه‌ نکن! تو با داشتن‌ همین‌ خانه‌ وسیع‌ می‌توانی‌ در همین‌ دنیا آن‌ را برای‌ آخرت‌ به‌ کار بگیری‌. در آن‌ از مهمانان‌ پذیرایی‌ کنی‌، صله‌ رحم‌ کنی‌، این‌ خانه‌ را پایگاه ‌اجتماعات‌ برای‌ تلاش‌ در راه‌ حق‌ و عدالت‌ قرار بدهی‌. دوست‌ امام‌ دید که‌ نه‌، مطلب‌ آن‌طور که‌ او خیال‌ می‌کرد که‌ امام‌ می‌خواهد به‌ او زاهدمنشی‌ و ترک‌ دنیا تلقین‌ بکند نیست‌، بلکه‌ می‌خواهد بگوید یادت‌ باشد که‌ خانه‌ فقط برای‌ کامروایی‌ نیست‌، چیزهای‌ دیگر هم‌ باید باشد. لذا عرض‌ کرد یا علی از تو خواهش‌ می‌کنم‌ این‌ برادر من‌ را نصیحت‌ کن‌. امام‌ فرمود: موضوع‌ چیست‌؟ عرض‌ کرد، برادرم‌ لباس‌های‌ پشمینه‌ می‌پوشد; خانه‌ را رها کرده‌ و رفته ‌در یک‌ گوشه‌ای‌، می‌گوید من‌ باید عبادت‌ کنم‌; نه‌ به‌ زنش ‌می‌رسد نه‌ به‌ فرزندش‌. امام‌ گفت‌، به‌ او بگو نزد من‌ بیاید. وقتی‌ آمد، امام‌ به‌ او پرخاش‌ کرد و فرمود: هان! تو چه‌ خیال‌ می‌کنی‌؟ چه‌ گمانی‌ درباره‌ خدا می‌بری‌؟ آیا فکر می‌کنی‌ که‌ خدا این‌ همه‌ مواهب‌ را در این‌ دنیا آفریده‌ و حلال‌ کرده‌ ولی‌ بعد از آفریدن‌ و حلال‌ کردن‌، دلش ‌می‌خواهد ما به‌ آنها پشت‌ پا بزنیم‌؟ این‌ کار معنی‌ دارد؟ از آنجا که‌ روی‌ مسلمان‌ها همیشه‌ با پیشوایان‌ دین‌ باز بوده‌ و در آن‌ زمان‌ این‌گونه‌ رودربایستی‌های‌ موهومی‌ که‌ الان‌ درجامعه‌ ما حکمفرماست‌ نبود، آن‌ مرد مسلمان‌ واقع‌طلب‌ عرض‌ کرد: یا امیرالمومنین! اگر این‌طور است‌ پس‌ شما چرا این‌ گونه‌ زندگی‌ می‌کنید؟ لباس‌ شما از من‌ خیلی‌ خشن‌تر و ساده‌تر است‌; خوراکت‌ از من‌ خیلی‌ ساده‌تر است‌; بی‌اعتنایی‌ات‌ به‌ مواهب‌ زندگی‌ از من‌ خیلی‌ بیشتر است‌. مولا فرمود، مطلب‌ بر تو اشتباه‌ نشود; حساب‌ من‌ از حساب‌تو جداست‌. من‌ زمامدار امت‌ اسلام هستم‌. «ان‌ الله‌ فرض‌علی‌ ائمه‌ مسلمین‌، ان‌ یعیشوا معیشه‌ انباهم‌ وکیلا یتبیغ‌ بالفقیر فقره»(۶). خدا بر زمامداران‌ امت‌ اسلام‌ واجب‌ کرده‌ است‌ که‌ زندگیشان‌ همسطح‌ بینواترین‌ مسلمانان باشد، مبادا بینوایی‌، مسلمانی‌ را از راه‌ به‌ در کند. من‌ بر حسب‌ این‌ وظیفه‌ بی‌اعتنایی‌ می‌کنم‌، اما تو که‌ مقام‌ زمامداری‌ امت‌ را نداری‌.
ملاحظه‌ می‌کنید، حسابها در جهان‌بینی‌ اسلام‌ کاملا از هم‌ جدا و مشخص‌ است‌. مسلمان‌ها باید همواره‌ برای‌ زندگی‌ بهتر ــ ولی‌ نه‌ برای‌ یک‌ طبقه‌ و یک‌ قشر، بلکه ‌برای‌ عموم‌ ــ کوشش‌ کنند. این‌ واقعیتی‌ است‌ که‌ در جامعه‌ای‌ که‌ تقسیم‌ ثروت‌ غیر عادلانه‌ است‌، در جامعه‌ای‌ که‌ گروهی‌ از مردم‌ از همه‌ چیز برخوردارند و اکثریتی‌ از بخور و نمیری‌ هم‌ برخوردار نیستند، تفریح‌ سالم‌ نیز مفهومی‌ ندارد. من‌ حتی‌ مکرر به‌ رفقای‌ «بنیاد رفاه» و دیگران‌ اعلام‌ کردم‌، سعی‌ کنید برنامه‌هایتان‌ تشریفاتی‌نباشد; در حدود متعارف‌ زندگی‌ باشد. برنامه‌ای‌ باشد قابل‌تقدیر. من‌ در مورد اقدام‌ «بنیاد رفاه» برای‌ برنامه‌های‌ تفریح ‌سالم‌ عرض‌ می‌کنم‌، برنامه‌ شما در حقیقت‌ یک‌ هدف‌روشنتر دارد، و آن‌ هدف‌ روشنتر را در همین‌ چند دقیقه‌ای ‌که‌ از وقت‌ باقی‌ است‌ بیان‌ می‌کنم‌.
امروز ما در دنیایی‌ زندگی‌ می‌کنیم‌ که‌ هیچ‌ انسانی ‌نمی‌تواند به‌ آسانی‌ تحمل‌ کند که‌ تنهاست‌. احساس‌ تنهایی‌ مشکل‌ است‌. اگر این‌ آقا پسر حس‌ کرد که‌ تنهاست‌، همبازی‌ ندارد، رفیق‌ ندارد، خودبخود و به‌ حکم‌ طبیعت‌ به ‌دنبال‌ رفیق‌ و همبازی‌ می‌رود. اگر توانستی‌ برای‌ او همبازی‌ و رفیقی‌، لااقل‌ متناسب‌ با این‌ مقدار از تعلیم‌ و تربیت‌ اسلامی‌ که‌ ما در یک‌ محیط غیر اسلامی‌ می‌توانیم‌ تأمین ‌کنیم‌، جور کنی‌، با او همبازی‌ می‌شود; و الا می‌رود سراغ ‌یک‌ دوست‌ فاسد. امیدوارم‌ با همت‌ شما زمینه‌ای‌ فراهم ‌آید که‌ زمین‌ها، باغ‌ها و باشگاههایی‌ در اختیار شما باشد تا به‌ کمک‌ آنها، قشر خودتان‌ را گسترش‌ دهید و با سهل‌ترین‌شرایط، در اختیار قشرهای‌ محروم‌ جامعه‌ قرار دهید. دوستان‌ علاقه‌مند ما بدانند که‌ خرج‌ کردن‌ در این‌ راه‌، انفاق ‌فی‌ سبیل‌ الله‌ و خرج‌ کردن‌ در راه‌ خداست‌. ایجاد مدرسه‌، ایجاد وسیله‌ سرگرمی‌، ایجاد باشگاه‌، ایجاد گردشگاه‌، تنظیم‌ برنامه‌های‌ مسافرتی‌ دسته ‌جمعی‌ و امثال‌ اینها، به‌ صورت‌ کوشش‌ مشترک‌ یک‌ قشر هم‌سلیقه‌ و همفکر در راه‌ تأمین‌ آن‌ قسمت‌ از نیازمندیهای‌ زندگی‌ که‌ یک‌ فرد و دو فرد از عهده‌ تأمین‌ آن‌ برنمی‌آیند، از واجبات‌ قشر شماست‌. انتظار و امید دارم‌ که‌ در انجام‌ این‌ واجب‌ کوتاهی‌ نکنید.
قرآن با صراحت‌ می‌گوید، مردم‌ با ایمان‌، مردان‌ و زنان‌ با ایمان‌، پشت‌ و پناه‌ اجتماعی‌ یکدیگرند. «والمومنون‌ والمومنات‌ بعضهم‌ اولیاء بعض‌»(۷). برای‌ اینکه‌ خصلت‌انسان‌ این‌ است‌ که‌ در جامعه‌ نمی‌تواند تنها زندگی‌ کند.همکاری‌ و تعاون‌ در راه‌ تأمین‌ نیازهای‌ گوناگون‌ اجتماعی‌،از نیازهای‌ جاری‌ متعارف‌ گرفته‌ تا ایجاد جامعه‌ای‌ که‌سیاست‌ و اقتصاد و نظام‌ اداری‌ سالم‌ داشته‌ باشد، همه‌ داخل ‌در دایره‌ بعضهم‌ اولیاء بعض‌ است‌; نه‌ تنها برای‌ مردان‌، بلکه‌ حتی‌ برای‌ خانمها; نه‌ تنها برای‌ آقایان‌ و خانمها، بلکه ‌برای‌ بچه‌ها. باید برای‌ پسران‌ و دختران‌ برنامه‌هایی‌ تهیه‌ کرد تا حس‌ نکنند به‌ حکم‌ ایمان‌ و به‌ حکم‌ پایبندی‌ به‌ دین ‌از مواهب‌ زندگی‌ کلا محروم‌ می‌مانند. احساس‌ این ‌محرومیت‌ خطری‌ بزرگ‌ برای‌ ایده‌ و هدفی‌ است‌ که‌ شما به ‌آن‌ احترام‌ می‌گذارید. امیدوارم‌ با این‌ کوتاه ‌سخن‌ توانسته ‌باشم‌ نظر اسلام‌ را در این‌ زمینه‌ تا حدودی‌ روشن‌ کرده ‌باشم‌.

وبگردی
در حالی که همه دنیا فکر میکردند این آغوش جنسی است مطهری گفت مادرانه بود. ولی اشکال داشت !
در حالی که همه دنیا فکر میکردند این آغوش جنسی است مطهری گفت مادرانه بود. ولی اشکال داشت ! - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+)
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+) - فیلم - گزارشی کامل و کوتاه از سرگذشت وحید مرادی گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان را در ویدئوی زیر ببینید.
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا - مراسم اکران خصوصی فیلم هزارپا با حضور هنرمندان و بازیگران این فیلم سینمایی شب گذشته 9 تیر 1397 در برج میلاد برگزار شد.
قصور تاریخی دولت
قصور تاریخی دولت - چه باید کرد؟ پرسشی که نوبخت پرسیده است، اما شاید به دنبال پاسخ آن نباشد. در شرایط کنونی دولت و حامیان اصلی آن در مظان این اتهام تاریخ قرار خواهند گرفت که چرا به دنبال طرح و پاسخ مهم‌ترین سوال شرایط بحرانی کنونی نرفتند.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند